یک شروع خوب
صبح‌ها همیشه نماینده هستند

یک شروع خوب

نویسنده : سیده نعیمه زینبی

صبح می‌شود...

صبح‌ها همیشه نماینده هستند برای معرفی یک روز خوب یا یک روز بد! گاهی که چپ و راستم را قاطی می‌کنم و اشتباهی از دنده ثقیل چپ از خواب بیدار می‌شوم، روزم می‌شود نافرم و بد! و گاهی که حواسم به راست وچپ‌ام هست و میان راست و درست‌ها و غلط‌ها اشتباهی نمی‌غلطم و از شانه راست بیدار می‌شوم، روزم می‌شود خوب!

هر روز با یک هیجان نخراشیده از خواب بیدار می‌شوم تا بروم به دنبال زندگی! و حواسم نیست «زندگی همین حالاست!» همین لحظه کوتاه پیش رو! نه آن بی‌نهایت مستور میان پیچ و خم رویاها!

می‌گویم «در سمت تو ام» ولی رو به افق‌‌های ناکجا آباد به دنبال زندگی می‌دوم! «دستم دلم زبانم و چشمم» به جای جستجوی «باران» به دنبال خاک افلاک را می‌گردد.

روزی که با بندگی خدا پا گشا شود، میشود خوب! ولی بندگی را گم کرده‌ام در میان خواستن‌های بی‌نهایت یک دل معیوب...

 

اذان که می‌وزد؛ پنجره‌ها که باز می‌شوند؛ آن قدر شلوغ هستم که برایم نامانوس باشد ماورای گلدسته‌های بلند ملکوت را دیدن...

هر اسم تو را که صدا می‌زنم باید ماه در دهانم هزار تکه شود ولی نمی‌شود. حواست که جمع نباشد فرق‌ها را هم نمی‌دانی...

میخواهم من همه باشم، اما نه اینکه با همه زبان‌ها تو را صدا بزنم، برای این‌که پاهای همه را قرض بگیرم تا بیشتر دنبال زندگی بدوم. آن‌قدر بدوم به دنبالش تا شاید یک گوشه دنیا گیرش بیاندازم. 

دوباره عازم توام ولی راه عزیمت راگم کرده‌ام، صراط را که ندانی، کفش‌های ماه هم به پاهایت نمی‌آید. 

بوی زلف یارم را در میان عطر و ادکلن‌های ناب جستجو می‌کنم، همان‌طور که زندگی را در روی خاک...

می‌گوید زندگی با توست؛ زندگی همین حالاست.

ولی من هنوز صبح‌ام را با احتساب اعداد و ارقام می‌سنجم و باز دنبال قایم باشک بازی با دنیا هستم. آن‌قدر می‌دوم تا بالاخره پایم بلغزد و و زمانم تمام شود و در حیرت؛ زمین مدفونم کند و در حسرت زندگی با تو! بشنوم که عمرت را در چه راهی گذرانده‌ای؟!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
samira_h
samira_h
٩٣/٠٢/٠٩
٠
٠
جالب بود
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٢/٠٩
٠
٠
با من مسابقه دارید؟
آسمانه
آسمانه
٩٣/٠٢/٠٩
٠
٠
در سمت توام دلم باران ، دستم باران دهانم باران ، چشمم باران روزم را با بندگی تو پا گشا می کنم ... هر اذانی که می وزد پنجره ها باز می شوند یاد تو کوران می کند ... هر اسم تو را که صدا می زنم ماه در دهانم هزار تکه می شود ... کاش من همه بودم کاش من همه بودم با همه دهان ها تو را صدا می زدم ... کفش های ماه را به پا کرده ام دوباره عازم توام ... تا بوی زلف یار در آبادی من است هر لب که خنده ای کند از شادی من است زندگی با توست زندگی همین حالاست... زندگی همین حالاست... محمد صالح علاء
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٢/٠٩
٠
٠
ممنون.
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٢/٠٩
٠
٠
سلام: بسیار قشنگ بود سپاسگزارم.
f_nietzsche
f_nietzsche
٩٣/٠٢/٠٩
٢
٠
سلام...منو ببخشی"ن" ولی نمیدونم چرا متونی که شما مینویسی"ن" خسته کننده است و من نمیتونم تمومش کنم...!!!
آسمانه
آسمانه
٩٣/٠٢/٠٩
٠
٠
خواهش میکنم .. فک کنم به خاطر اینکه هم سلیقه نیستیم!! شاید هم به خاطر اینه که من خوب نمی نویسم .. ممنون بابت نظر..
judy_abbott
judy_abbott
٩٣/٠٢/٠٩
٠
٠
آفرین...... ممنون
ati
ati
٩٣/٠٢/٠٩
٠
٠
خوب است ..بیست
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/٠٢/٠٩
٠
٠
میسی
وصال
وصال
٩٣/٠٢/٠٩
٠
٠
وای آسمانه جون مثل همیشه عالی بود عالیه عالی :)))
Niva
Niva
٩٣/٠٢/١٠
٠
٠
مثل هميشه ساده و زيبا. سخنی که از دل بر آيد لاجرم بر دل نشيند. ممنون دوست جونم ان شاالله همه ما کمتر از لحظاتمون و گذر عمر غافل بشيم:-)
neda_f
neda_f
٩٣/٠٢/١٠
٠
٠
خیلی عااااااااااااااااااالی بود:) تنکیو:)
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٢/١٠
٠
٠
عالی بسیار تشکر
m_bidmajnoon
m_bidmajnoon
٩٣/٠٢/١٠
٠
٠
می‌گوید زندگی با توست؛ زندگی همین حالاست. خیلی زیبا بود.
mohii-2
mohii-2
٩٣/٠٢/١٠
٠
٠
واقعا عالی بود:))نوشته های پخته و با مضمونی دارین:)
neyosha
neyosha
٩٣/٠٢/١٠
٠
٠
وااااااااااااااااااااااااقعا عالیییییییییی بود..تشکــــــــــــــرات:)
bahareh22
bahareh22
٩٣/٠٢/١٠
٠
٠
خیلی عآلی بود:))مرسی و قلمتون استوار:))
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠