از خاله بازی تا جومونگ بازی!
قسمت سوم

از خاله بازی تا جومونگ بازی!

نویسنده : judy_abbott

جومونگ که پخش شد همه کاسه کوزه‌های‌مان را ریخت به هم. یانگوم بازی و مسابقه‌های آشپزی را گذاشتیم کنار. رفتیم در فاز هدف والا! یک سربند می‌بستیم به سرمان، بعدش هم شمشیرهای‌مان را بر می‌داشتیم، البته شمشیر که نداشتیم، از مگس کش و کفگیر و ملاقه و در مواقع ناچاری از شانه و برس(!) استفاده می‌کردیم. مگس کش همیشه متعلق به شخص جومونگ بود و این طوری از دعوا بر سرش جلوگیری می‌کردیم! بعد با حرکات رزمی من درآوردی با هم می‌جنگیدیم :یییییییههه...غغغوووووووووداااا!!!  

خودمون را که نمی‌دیدیم، فکر می‌کردیم عینهو خودشان می‌جنگیم! 1، 2، 3 می‌گفتیم با هم پای‌مان را می‌زدیم به دیوار می‌پریدیم در هوا می‌چرخیدیم! (حرکت محشریه من هنوز هم با این حرکت دوستانم را شگفت زده می‌کنم!) اندازه 2 ساعت بدنسازی عرق می‌کردیم! یک حرکاتی می‌رفتیم، می‌زد روی دست هر چی سامورایی است!

یکی از زیرشاخه‌های جومونگ بازی، پیشگو بازی بود که ادای پیشگوی اعظم و دارو دسته‌اش را در می‌آوردیم! روی سرمان شاخ می‌زدیم، زنگوله منگوله یا روسری توی دست‌های‌مان می‌گرفتیم، پیشگو اعظم جلو، بقیه پشتش یک ادایی مثل احضار ارواح درمی‌آوردیم! ههههههوووووووو....هههههههاااااااااا...(صدا را باید بلرزونی!)

یکی از پایه‌های ثابت بازی‌مان این بود که یکی بانو می‌شد وسط جنگل از دست دشمن‌ها فرار می‌کرد. بعد تیر می‌خورد می‌افتاد زمین! یک بازی دیگر هم داشتیم، بهش می‌گفتیم تسو بازی! بازی خیلی خشنی بود که در آن همه عقده‌های‌مان را خالی می‌کردیم و حسابی نعره می‌کشیدیم و دیوانه بازی در می‌آوردیم! از شرح بازی عاجزم چون مسلما به دلیل داشتن صحنه‌های خشن سانسور می‌شود!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
u_razavi
u_razavi
٩٣/٠٢/١١
٠
٠
..................................!!!!!!!!!!!!!!
s_kiani
s_kiani
٩٣/٠٢/١٢
٠
٠
اواتورت خیلی باحاله…اره رفییییییییق!!!!
judy_abbott
judy_abbott
٩٣/٠٢/١٢
٠
٠
چی شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
u_razavi
u_razavi
٩٣/٠٢/١٢
٠
٠
اول مستر کیانی ممنون............خانم جودی چیزی نشده ایکون سکوت تعجب وار بود!!!!!!دیگه حرفی باقی نذاشتید!!!!!!!
judy_abbott
judy_abbott
٩٣/٠٢/١٢
٠
٠
سکوت علامت رضاست!!! مگه نه؟؟؟
r_riahi
r_riahi
٩٣/٠٢/١١
٠
٠
وقتی تصور میکنم که حرکات رزمی میرفتین، گریه‌ام میگیره //// مرســـ:ــــ)ـــی
judy_abbott
judy_abbott
٩٣/٠٢/١٢
٠
٠
آره اگه تو اون لحظات خودمونو تو آینه میدیدیم افسردگی میگرفتیم!!! مرسی از شما!!
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٢/١١
٠
٠
سلام: متشکرم از زحمت شما.
judy_abbott
judy_abbott
٩٣/٠٢/١٢
٠
٠
سلام خاهش میکنم.... رووووووووووز معلم مباااااااااارک باااااااااد
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٢/١٢
٠
٠
سلام: خیلی متشکرم برشماهم مبارک باشه.
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٢/١٢
٠
٠
خخخ ممنون.این چند قسمت داره؟ غوداااااااااا رو خوب اومدید.
judy_abbott
judy_abbott
٩٣/٠٢/١٢
٠
٠
تموم رف دیگه!! دیگه بزرگ شدیم!
کیوکو1
کیوکو1
٩٣/٠٢/١٢
٠
٠
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
judy_abbott
judy_abbott
٩٣/٠٢/١٢
٠
٠
ای یه جوری شدم!! مرسی از شوما
s_kiani
s_kiani
٩٣/٠٢/١٢
٠
٠
چ بازی های خشنی میکردین شماها؟!! مطمنی الان سالمه بدنت؟؟؟؟
judy_abbott
judy_abbott
٩٣/٠٢/١٢
٠
٠
آره من خوووووووووووبم... در رفتگی ها و شکستگی ها از اون موقع تا حالا خوب شده دیگه!!
judy_abbott
judy_abbott
٩٣/٠٢/١٢
٠
٠
فک کنم این مطلب گیر کرده کامنتا نمیاد!!
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٣/٠٢/١٢
١
٠
من کلا دیگه حرفی ندارم.یه موقع اگر دوباره جشنی چیزی شد و تشریف آوردین قبلش یه خبر بدین از نزدیکتون رد نشم.والا
tanha
tanha
٩٣/٠٢/١٣
٠
٠
سيد من پشت تو قايم ميشم خخخ
judy_abbott
judy_abbott
٩٣/٠٢/١٣
٠
٠
قابل توجه شما و آقای تنها: هر جا قایم بشین از دست من یکی نمیتونین فرار کنین!!
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٢/١٤
٠
٠
لایک :خخخخ
MILAD
MILAD
٩٣/٠٢/١٢
٠
٠
شما اگه پسر بودین چی کار میکردین؟؟؟ خخخخخ
judy_abbott
judy_abbott
٩٣/٠٢/١٣
٠
٠
خخخ.. شما پیش بینی کنین!... مرسی از شما
m_famous
m_famous
٩٣/٠٢/١٢
٠
٠
ما هم این بازی رو بلدیم.ولی شما به قسمت مهمی از بازی اشاره نکردید.یونگ پو بازی///تو این قسمت باید کلی سوتی بدهی وهمیشه از تسو و مادرت کتک بخوری...همیشه هم طوری که خودت نفهمی به جومونگ کمک کنی...ولی این ها بازی ها زیر 18سال ممنوعه هااااااااااااااا...ممنون جودی خانم
judy_abbott
judy_abbott
٩٣/٠٢/١٣
٠
٠
بله البته... و با هر بار سیلی بهت بگن: ایییییییییییییییی احمق!! ....مرسی از شما
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٢/١٣
٠
٠
ممنون جودی جون عالی بود
judy_abbott
judy_abbott
٩٣/٠٢/١٣
٠
٠
خاهش عزیزم... تچکرات
samira_h
samira_h
٩٣/٠٢/١٣
٠
٠
خدارو شکر که دیگه بزرگ شدین
judy_abbott
judy_abbott
٩٣/٠٢/١٣
٠
٠
آره واقعا! همچینم بزرگ نشدم البته!
neda_f
neda_f
٩٣/٠٢/١٣
٠
٠
عالي جودي جون:)
judy_abbott
judy_abbott
٩٣/٠٢/١٣
٠
٠
مرسی عزیزم مرسی
z_zakhar
z_zakhar
٩٣/٠٢/١٣
٠
٠
کلا هدف از این مطلب چی بود؟اصن هدفی هم داشت؟
judy_abbott
judy_abbott
٩٣/٠٢/١٣
٠
٠
بلی... هدفش خاطره بازی برای دهه هفتادی ها بود!!!
mohii-2
mohii-2
٩٣/٠٢/١٣
٠
٠
من که اصن حرفی ندارم!!!!!!!!!!!!!!
judy_abbott
judy_abbott
٩٣/٠٢/١٣
٠
٠
اینی ک الان نوشتید حرفه دیگه .... نیست؟؟؟ ... ولی خوب کم گوی و گزیده گوی چون در...... امروز من چم شده؟؟.... که با این در.........
a_shahriari
a_shahriari
٩٣/٠٢/١٣
٠
٠
خیلی ممنون مطلب جالبی بود
judy_abbott
judy_abbott
٩٣/٠٢/١٣
٠
٠
خاهییییییییییییش
گربه ی گریان
گربه ی گریان
٩٣/٠٢/١٣
٠
٠
الآن تو بخوای بجنگی میگی " غود" ؟؟؟
judy_abbott
judy_abbott
٩٣/٠٢/١٣
٠
٠
بلی این جزء واژگان جادویی برا افزایش قدرته! مرسی
faride
faride
٩٣/٠٢/١٣
٠
٠
قسمت دومش کی پخش شد؟!!!خخخ من ندیدم!تکرار نمیذارین؟!
judy_abbott
judy_abbott
٩٣/٠٢/١٣
٠
٠
برین از تو مطالب منتشر شدم بخونین خب... مرسی و تچکرات از شما
حنا
حنا
٩٣/٠٢/١٣
٠
٠
به این میگن دختر........
judy_abbott
judy_abbott
٩٣/٠٢/١٣
٠
٠
اینی ک میبینین شریک جرمای منه!!!...............مرسی حنا!
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٢/١٤
٠
٠
چه بازی ها که نمیکردید شما! ما که ته تهش رادار بود دیگه :دییییییی
judy_abbott
judy_abbott
٩٣/٠٢/١٤
٠
٠
رادار؟؟؟؟؟ چه مدل بازیه؟؟؟ روشن بفرمایید!
neyosha
neyosha
٩٣/٠٢/٢٣
٠
٠
خخخخخخخخخخخ....شما ها اخرشین:))
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣