حکایتی کوتاه از زندگی بلند آقای همه‌فن حریف دوران صفوی!
به مناسبت روز بزرگداشت شیخ بهایی

حکایتی کوتاه از زندگی بلند آقای همه‌فن حریف دوران صفوی!

نویسنده : الهام یوسفی

شیخ است یا مهندس؟ فقیه یا ادیب؟ منجم یا عارف؟ ریاضی‌دان یا محدث؟ اهل سیاست است یا هنر؟ اصلاً چرا هر جای اصفهان را که نگاه می‌کنی نامش را می‌شنوی؟ چرا نام هر اثر معماری در این شهر گره خورده است با نام شیخ‌ بهایی؟  این را شیخ بهایی ساخته. این را شیخ بهایی طراحی کرده. این‌ یکی کار شیخ بهایی است! اصلاً این شیخ بهایی کیست؟ یک نابغه؟!

 

*‌ از جبل‌عامل لبنان تا مملکت اسپهان...

نامش «بهاء‌الدین محمد بن حسین عاملی» است و شهرتش که به آن می‌شناسندش،«شیخ بهایی». اصالتاً از اهالی یک خاندان معروف در  بعلبک است، منطقه‌ای در جبل‌عامل. پدر شیخ، از مشاهیر زمانه خود بود و شاگرد شهید ثانی. اگرچه جدشان هم کم نمی‌آورد و از مشاهیر عالمان شیعه آن زمان بوده. یعنی چه بسا یک طورهایی این هوش و ذکاوت خانوادگی بود و ما ترک اجداد شیخ! که با تجربیات شیخ درهم آمیخت و از او یک دانشمند تمام‌عیار ساخت. یک شیخ گران‌بها برای تاریخ دوره صفوی و تاریخ ایران. بهاء‌الدین محمد یا همان شیخ بهایی، سیزده ساله بود که پدرش به دلیل آزار و اذیتی که به خاطر شیعه بودن از جانب عثمانی‌ها متحمل می‌شد دعوت شاه شیعه ایران- شاه طهماست صفوی – را پذیرفت و به ایران هجرت کرد و قزوین را که آن زمان محل تجمع علمای شیعه بود برای زندگی برگزید. و این اقدام پدر، سرنوشت پسر را  با سرنوشت ایران گره زد. بهاء‌الدین محمد تا سی سالگی در قزوین ماند و در آن شهر پرورش یافت و بعد از آن بیشتر عمر خود را در اصفهان گذراند و در سن 43 سالگی شیخ‌الاسلام اصفهان شد (قابل توجه این‌که 43 سالگی رسیدن به مقام شیخ‌الاسلامی در حکومت مقتدری چون صفویه، نشان از بزرگی و عالمی بسیار بود).  او تا سال‌های طولانی منصب شیخ‌الاسلامیِ مشهورترین و قدرت‌مندترین شاه صفوی، یعنی همان شاه عباس اول را بر عهده داشت و تا پایان عمرش یعنی 75 سالگی، شیخ‌الاسلام دربار صفوی ماند. بهاء‌الدین ولد – که حالا به خاطر سن و سال بالا و علم و درایت زبان‌زدش می‌توانیم شیخ بهایی صدایش بزنیم–  از چنان هوش و ذکاوتی برخوردار بود که صفوی‌ها به حق، بیشتر شهرت و آبادانی حکومت خود را به او مدیون هستند. پربیراه هم نگفته‌ایم اگر ادعا کنیم اصفهانی‌ها هم علی‌الظاهر نصف جهان بودن مملکت‌شان را مدیون همین شیخ جبل‌عاملیِ ایرانی شده، هستند.

 

*‌ از کرامات شیخ ما این است!

همه می‌دانستند که الی‌ماشاالله از هر سر انگشت شیخ صدها هنر می‌بارد. می‌گویند بین 90 تا 120 رساله و کتاب نوشت. (به گمانم اگر در زمانه ما می‌زیست، به دلیل وجود نرم‌افزارهای ارتباط جمعی چون فلان و فلان و فلان در گوشی‌اش، این رقم به نه هم نمی‌رسید!) با این همه بعضی هنرهایش بیش‌تر شهره عام ‌و خاص‌اند. مثل گلخن پر رمز و رازِ حمامی که معروف است به حمام شیخ بهایی و گفته‌اند با یک شمع گرم می‌شده و چه داستان‌ها! و یا مسجد امام در میدان نقش جهان و روش تعیین قبله کردن شیخ، و یا منار جنبان، جنبنده‌ای که از سراسر دنیا می‌آیند برای جنباندنش! و ده‌ها شاهکار دیگر شیخ که هنوز هم، همه را انگشت به دهان می‌گذارد.

شیخ البته ادیب هم بود و مثنوی نان و حلوا، نان و پنیر، شیر و شکر و کشکولش یک طورهایی از همین تعلق‌اش به ادب خبر می‌دهد. مشهورترین آثار ادبی او مثنوی نان و حلواست که در طنز و حکمت و تمثیل و لطایف است، و نیز کشکول، که مخلوطی است از شعر و نثر. در فقه و اصول هم قلم زد و کتاب‌ها نوشت و به فقاهت هم شهره شد. اما کسی واقعاً هنوز به درستی نمی‌داند شغل اصلی شیخ چه بود؟! شیخ‌الاسلامی؟ معماری؟ هنر؟ ریاضی‌دانی؟ سیاست؟ منجمی؟ یا... به هر حال مشخص است که لیاقت چند شغله بودن را داشته‌ است نه چون حضرات چند شغله امروزی! خلاصه این‌که می‌توانیم ایشان را ملقب کنیم به آقای همه‌فن‌حریف دوره صفوی!

شیخ، شاگردپرور خوبی هم بود. نگاه کنید به لیست شاگرد‌هایش:

ملاصدرا، ملا محسن فیض کاشانی، مجلسی اول، محقق سبزواری و...و...

حتی گفته‌اند ما نان سنگگ و حلواشکری و فرنی را هم از شیخ بهایی داریم. جل‌الخالق! این یکی دیگر اگر واقعیت داشته باشد ما اساساً زندگی‌مان را مدیون شیخ هستیم، عجالتاً تنها به سبب اختراع نان سنگگ که بدون آن، آبگوشت و کله‌پاچه کلاً محتوا و مفهوم خود را از دست می‌داد!

 

*‌ یک واقعیت سورئال!

بعضی وقت‌ها حجم چیزهایی که درباره بزرگان می‌گویند آن‌قدر زیاد است و آن‌قدر عجیب، که آدمِ سالم می‌ماند که این‌ها واقعیت است یا افسانه‌‌هایی که -برای هر کس که نام و آوازه‌ای به هم می‌زند- می‌سازند. تا واقعیت او را در هاله‌ای از داستان‌های علمی- تخیلی و سورئال بپوشانند و خودشان از این همه عجایب هی انگشت حیرت به دهان بگزند و  بگویند: «عجب!» اما در هر حال، چه این افسانه‌ها را با خوش‌باوری بپذیریم، چه این‌که لج کنیم و زیرآب همه را یک‌جا بزنیم، باید بگوییم شیخ بهایی حتی اگر گلخن حمام هم نساخته باشد، آدم بزرگی بوده است و در خور ستایش. و اصلاً مگر نه این است که  مردم عادت دارند حول شخصیت آدم‌های بزرگ افسانه‌پردازی کنند!

 

*‌ لطفاً شیخ را از نمای نزدیک ببینید...

آخر قصه شیخ بهایی البته می‌رسد به مشهد خودمان! شیخ ‌بهایی اگر چه همه عمر را در اصفهان خدمت کرد و نصف‌جهان را آبادان نمود. اما وصیت کرد او را در مشهد در حرم امام رضا(ع) دفن کنند. الان مقبره‌اش جایی است بین مسجد گوهرشاد و صحن آزادی و رواق امام خمینی(ره)، یعنی بسیار نزدیک به ما. و نکته آخر این‌که، مگر می‌شود در یک وجب جا از کسی گفت که این همه زیست و پر برکت زیست و این همه مشهور شد و این همه موثر بود؟! باید واقعیت شیخ بهایی را نه از میان شنیده‌ها و نه از مشورت با دکتر گوگل(!) بلکه از لابه‌لای منابع بیرون کشید و داستان این لبنانی ایرانی‌شده را که اکنون از مشاهیر دسته اول سرزمین ماست، خواند... باشد که بتوانیم شیخ بهایی‌ها بسازیم.

با این همه برای دانستن و فهم زندگی بهاء‌الدین محمد عاملی، کتابی داستان‌گونه به قلم «کامران پارسی‌نژاد» توسط انتشارات کانون اندیشه جوان چاپ شده است به نام «خورشید می‌ماند». چه بسا از لابه‌لای این کتاب بتوان به میزانی شایسته از شخصیت پررمز و راز شیخ چشید.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
taba_sa
taba_sa
٩٣/٠٢/٠٣
١
٠
خدايش رحمت کناد..... واقعا ممنونم....
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٢/٠٣
٠
١
خيلـــــــــــــي هم خوب(^_^) مرسي از شما فيض برديم...من در زمينه نجوم خيلي اسم اين بزرگوار رو شنيدم....مرسي بابت معرفي كتاب.
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٢/٠٣
١
٠
بسیار عالی
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٢/٠٣
١
٠
سلام:واقعا علامۀ دهر بوده وهوش بالاو نبوغی آنچنانی داشته است.خدا اورا رحمت کند.خیلی متشکرم
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٣/٠٢/٠٣
١
٠
چه شخصیت ارزشمندی بودن...ممنون از مطلبتون...:)
samira_h
samira_h
٩٣/٠٢/٠٣
٠
٠
راستش من متنو نخوندم فقط خط اخرو خوندم که کتاب معرفی کردی مرسی
غ-مریم
غ-مریم
٩٣/٠٢/٠٣
١
٠
بسيار زيبا جالب بود من نميدونستم ممنون خانم يوسفي
ati
ati
٩٣/٠٢/٠٣
١
٠
خیلی مممنون واقعا به زندگی ایشون و اختراعاتشون علاقه مندم....بسیار جالب هست .و شگفت انگیز
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٢/٠٣
١
٠
شیخ بهایی و نون سنگک؟! ای خدا اگه باشه چی جالب میشه!! من نمیدونستم منارجنبون کار شیخ بهایی بوده ایول
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٢/٠٣
١
٠
خیلی ممنونم مطالب جالبی بود که خیلی هاش رو نمی دونستم، انشاالله که این کتاب رو بخونم
سایه
سایه
٩٣/٠٢/٠٤
١
٠
بسيار ممنون :)
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٢/٠٥
١
٠
ممنون.
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٣/٠٢/٠٦
١
٠
عچچچچپپپپپپپ از این شیخ بهایی.خیلی خوب بود.ممنون
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
تبلیغات
تبلیغات