چرا بشكست دل ما را؟!
تو بشكستي چونان ظرفي دل مجنون و شيدا را

چرا بشكست دل ما را؟!

نویسنده : m_pesarkhob77

شبيه مرغ در حبسم در اين غم هاي تو يارا

در اين بيگانگي درياب دل مواج دريا را

چونان جذبي كه دارد خواب براي چشم دلخسته

تو مجذوب ميكني بر خود دل شيدا و تنها را

تو نيم تن شدي اي عشق مبر نيم مرا از من

مگر با نصف تن شوقي بماند بهر دنيا را

پرستو ها سفر كردند به سمت صبح آرامي

ولي من در فراق تو ببندم چشم صحرا را

چه ساعت ها نشان دادند كه تاخير كردهاي در وصل

گزافي نيست حرفاشان ببنديد چشم اينها را

نشستم بر مسير باد بيايد تا همان بادي

كه دستانش نوازش كرد رخ معشوق زيبا را

نگاهت سرد و بيگانه هميشه در فرار از من

تو بشكستي چونان ظرفي دل مجنون و شيدا را

ولي ميلي تو را دارد پر از امّيد باش "شاهد"

و گرنه بين عاشقها چرا بشكست دل ما را...؟

 

شعری از خودم : محمد شاهد بني اسدي(محمدعلي)

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
dr.maRYam
dr.maRYam
٩٣/٠٢/٠٧
٠
٠
خیلی شعر زیبایی بود! و البته مصراع های دوم از نظر من خیلی بهتر بودن. ممنون. بیت آخرشم که شده آخر شاعری که اسم خودتونم آوردین تو شعر ..... مرحبا.
samira_h
samira_h
٩٣/٠٢/٠٧
٠
٠
شعر خوبی بود ممنون
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٢/٠٧
٠
٠
به به لذت بردم خیلی زیبا
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٢/٠٧
٠
٠
سلام:متشکرم
mohii-2
mohii-2
٩٣/٠٢/٠٧
٠
٠
خوب بود:)
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٢/٠٧
٠
٠
خوووب افرين
H_fateme
H_fateme
٩٣/٠٢/٠٧
٠
٠
ممنون
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٢/٠٧
٠
٠
ممنون عالی بود!
a_zabbah
a_zabbah
٩٣/٠٢/٠٧
٠
٠
بسيار زيبا بود...سپاسگزار.
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٣/٠٢/٠٧
٠
٠
بلیــــــــآ امیدوار باشین *:) یاد ِ این بیت افتادم : اگر با من نبودش هیچ میلی ، چرا ظرف ِ مرا بشکست لیلی *:) خیلی هم قشنگ بود *:)
bahareh22
bahareh22
٩٣/٠٢/٠٨
٠
٠
منم یاد همین افتادم الان:)خخ
u_razavi
u_razavi
٩٣/٠٢/٠٧
٠
٠
بسیارخوب...........ممنون
M-N-SONEI
M-N-SONEI
٩٣/٠٢/٠٧
٠
٠
زیبا بود مرسی
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٢/٠٧
٠
٠
آفرین ، عالی بود، هم روان و هم زیبا. تشکر میشود :))
سایه
سایه
٩٣/٠٢/٠٨
٠
٠
زيبا بود ممنون :)
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠