آسودگی چشم های توست آرامشِ من ...
شعر سپید

آسودگی چشم های توست آرامشِ من ...

نویسنده : هارمونیکا

به چشم‌هایت خیره می‌شوم

و به وقتِ بهار

ماه را تصنیفی خوش

بَر می دارد ...

بوی شکوفه‌های سرخ

از یقه‌ی پیراهنت دلهره وار

می‌گریزد

و مرا به نگاهی ممتـد کافی ...

نیست اختیاری تو را

به شنیدنِ کلام من و

مرا نیست

حاجتی

که روا بر داشتن ِ تو ...

شعری تکراری ست؛

اگر وصال به جایگزین فراق

پایان ما باشد ...

مرا به فراموش شدن

ملاحظه‌ای

نیست؛

تنها دمی تو را آسایش ...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٢/٠٦
٠
٠
خیلی زیبا بودافرین
dr.maRYam
dr.maRYam
٩٣/٠٢/٠٦
٠
٠
چقد زیبا! ممنون. شعر کی بود؟ خودتون؟
هارمونیکا
هارمونیکا
٩٣/٠٢/٠٧
٠
٠
بله از خــودم بود ..
هارمونیکا
هارمونیکا
٩٣/٠٢/٠٧
٠
٠
بله از خــودم بود ....
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٢/٠٦
٠
٠
سلام:بسیارزیبا بود.متشکرم
کیوکو1
کیوکو1
٩٣/٠٢/٠٦
٠
٠
اصلا عالی نیس پرفکته
dr.maRYam
dr.maRYam
٩٣/٠٢/٠٦
٠
٠
هارمونیکا!!!؟ سازدهنی! :)) شما هم سازدهنی میزنید؟
samira_h
samira_h
٩٣/٠٢/٠٦
٠
٠
افرین من نمیدونستم معنیش چیه
dr.maRYam
dr.maRYam
٩٣/٠٢/٠٦
٠
٠
آخه اسم بلوتوث گوشیم و یوزر لپ تاپم و ... هارمونیکا ست!!! :))
samira_h
samira_h
٩٣/٠٢/٠٧
٠
٠
همون لپ تابتو پس یه چند روز قرض بده ...
f_nietzsche
f_nietzsche
٩٣/٠٢/٠٦
٠
٠
سلام...خیلی زیبا بود مرسی...
judy_abbott
judy_abbott
٩٣/٠٢/٠٦
٠
٠
آفرین ....به جیم امیدوار شدم!!
samira_h
samira_h
٩٣/٠٢/٠٦
٠
٠
شعری بسیار زیبایی بود دلنشین
janbarkaf
janbarkaf
٩٣/٠٢/٠٦
٠
٠
هعییییی ... آسودگی چشم های توست آرامشِ من ... چی عاشقانه و احساساتی ....خودتون سرودین؟؟؟ کلماتش قشنگ بود ...
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٣/٠٢/٠٦
٠
٠
بلیـــــــآ سرشـــآر از احســــآس *:) تشکرات ِ نــــآرنجی *:)
z-dadras
z-dadras
٩٣/٠٢/٠٦
٠
٠
زیبابود،ممنون.
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٢/٠٦
٠
٠
خیلی ممنون
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/٠٢/٠٦
٠
٠
مرسی
mohii-2
mohii-2
٩٣/٠٢/٠٦
٠
٠
عالی بود:)))
amin20
amin20
٩٣/٠٢/٠٧
٠
٠
بسیار زیبا !!
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٢/٠٧
٠
٠
ممنون،تشکر.عالی بودااااااااااااااااا
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٢/٠٧
٠
٠
چشمهایت وصل با آن ناکجاست / امتداد یک شب بی انتهاست/چشمهایت وادی سرگشتگی ست / وادی غمبار پرپرگشتگی ست/چشمهایت شرح تاریخ منند / ازدحام خشم و خون و آهنند.... شعر قشنگي بود مرسي از شما...
هارمونیکا
هارمونیکا
٩٣/٠٢/٠٧
٠
٠
ممنونم از همه.
bahareh22
bahareh22
٩٣/٠٢/٠٨
٠
٠
خیلی قشنگ بود:)))
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات