«مشکی»، تلخ و زشت!
سیر تا پیاز بازی برگشت سیاه‌جامگان به روایت «حاشیه» از درون ورزشگاه

«مشکی»، تلخ و زشت!

نویسنده : محمدرضا ضیاء

سال‌ها بود استادیوم تختی، چنین جمعیتی را به خود ندیده بود. شاید حتی 10 سال پیش و یا بیشتر! استادیومی که زمانی میخ طویله داشت و حالا چمن مصنوعی!

با این که تبلیغات گسترده‌ای با نصب بنر در سطح شهر انجام شده بود، اما شاید مدیران سیاه‌جامگان هم فکر نمی‌کردند این ورزشگاه ده هزار نفری کاملا پر از تماشاگر شود. ورزشگاهی که قسمت نسبتاً بزرگی از سکوهایش هر لحظه ممکن است بریزد و بهروان می‌گفت: «اگر تیم‌تان به لیگ برتر بیاید، نمی‌گذاریم بازی در این‌جا برگزار شود.»

این همه تماشاگر آمده بود که صعود «شبه ابومسلم» مشهد را به سمت خان بعدی، یعنی تیم لیگ برتری فجر سپاسی ببیند. این همه تماشاگر دوست داشت آشتی کردنش با فوتبال و تیم‌های مشهدی،  با برد شیرین خانگی دیگر تیم مشهدی کامل شود. اما این تیم مشکی‌پوش در بازی پلی‌آف به «تجربه‌‌ی» پیکان باخت و حذف شد.

در ادامه روایت یک روز تلخ را برای «مشکی» مشهد، از کنار زمین تا روی سکوها روایت می‌کنیم. روزی که با شکست سه بر یک خانگی آن‌ها همراه بود. 

 

تماشاگران از روی سقف‌های شیروانی خطرناک پشت استادیوم و سقف خانه‌های اطراف هم پس از بسته شدن درب ورزشگاه، بازی را نگاه می‌کردند!

 

قبل بازی؛ کنار زمین با کاورآبی‌ها

ساعت 14:30، قبل بازی فرصتی شد تا کنار زمین بیایم و از یک قشر عشق فوتبال که گاهی از مدرسه و گاهی از کارشان می‌گذرند و می‌آیند تا فقط به عشق تیمشان توپ جمع کنی کنند، پس از حال و احوال فقط یک سوال حاشیه‌ای بپرسم. چرا این‌قدر سیاه‌جامگانی‌ها با پدیده‌ای‌ها مشکل دارند؟ سادگی از نوع جواب دادنشان معلوم بود.

+ جواد 15 ساله و کلاس اول دبیرستان بود. کیفش را کنار نیمکت ذخیره‌ها قائم کرده بود و زیر کاور آبی توپ جمع‌کنی لباس فرم مدرسه تنش بود. می‌گفت «پدیده پول داره. ولی سیاه‌جامگان همه جوونن و اومده بالا!» رفت. کمی فکر کرد و دوباره آمد و با حسرت گفت: «مدیرعامل پدیده این آقای پهلوانه دیگه؟! نه؟ میخواستم ازش بپرسم که آخه اگه میخواستی تیم داری کنی، چرا یه تیم جدید؟ میومدی همین ابومسلمو درست میکردی که حالا نیفته دسته دو!»

+ محمد 18 سالش بود. این‌قدر با ولع غذا خورده بود که دور دهنش چرب بود. وقتی سوالم را ازش پرسیدم، می‌گفت «پدیده رفته به شهرداری بندرعباس و آبادان پول داده. تبانی کرده!»

+ مهدی هم 15 ساله بود. قبل سوال من با دل پر می‌گفت «هر کی میاد مشهد به توپ جمع‌کن‌ها یه جور دیگه نگاه می‌کنه. از اون فصل که پیام و ابومسلم تو لیگ بودند، این جوری شده. به خدا این سرپرست توپ‌جمع‌کنای پدیده بهشون میگه، وقتی جلوئین توپ رو ندین. من خودم یه جلسه رفتم اون جا. ولی سرپرست ما میگه سریع‌تر بدین!!»

 

این بازی، تمام مصداق‌های یک بازی برنامه نودی را داشت!

+ از همان ابتدا، از صدای بوق کرکننده تماشاگران، موقع صاحب توپ بودن تیم پیکان معلوم بود که این هوادار پر شور، اگر تیمش ببازد، منفجر خواهد شد. تماشاگرانی که با ورود بازیکنان پیکان برای گرم کردن بدن، شعار «سوراخ شهر تهران» سر دادند، وقتی داورها برای گرم کردن آمدند، گفتند «داور با عدالت!» و وقتی نوبت به تیم تشویق تیم خودشان رسید، نام «ابومسلم» پر رنگ تر از سیاه‌جامگان شنیده می‌شد که شاید دلیلش حسرت باشد!

+ همین تماشاگر احساسی، وقتی تیمش در وقت اضافه اول گل می‌خورد، با یک تصمیم اشتباه داور، همه چیز را فراموش می‌کند و داور را با شعارهای دوستانه مورد عنایت قرار می‌دهد(!) و وقتی سیاه‌جامگان گل دوم را هم می‌خورد، هر چیزی دم دستش می‌بیند به زمین پرت می‌کند! پرتاب‌هایی که باعث شد در یک روز غیر معمول فوتبال، نیمه دوم وقت اضافه هشت دقیقه وقت تلف شده داشته باشد! بعد از آن هم تصمیم می‌گیرد روی سکوها آتش درست کند!

+ حضور محسن قهرمانی پر حرف و حدیث که البته از دست خبرنگاران فرار کرد، به خودی خود یک حاشیه بود.

+ در جایگاه هم سعید خانی و محمد حسینی که ابومسلمی‌های قدیمی هستند، در یک ردیف پایین‌تر از محل نشستن مسئولین پیکان نشسته‌اند.

+ بعد از گل اول پیکان، مسئول بلندگوی ورزشگاه شاید از جو ورزشگاه ترسید که اعلام کرد: «هواداران مشهدی، توجه داشته باشید که اگر بازی یک – یک بشه، پنالتی هست و سیاه‌جامگان حذف نمی‌شود!»

اعلامی که چنان مربی پیکان و بهروان را عصبانی کرد که مسئول بلندگوی ورزشگاه از همان بالا معذرت خواست!

+ پای کمک‌داور هم درست در همان‌جایی که اشیاء بیشتری پرتاب می‌شدند، پیچ خورد و داور چهارم ادامه بازی را به جای کمک‌داور مصدوم داوری کرد!

+ وقتی گل سوم هم زده می‌شود، دیگر اخراج یک بازیکن پیکان و جبران یک گل، هیچ تاثیری روی جو ورزشگاه ندارد و در نهایت فقط این افسوس‌های یک تیم جوان که اکثراً مشهدی هستند، ماند و حسرت تماشاگری که آخر بازی تیمش را «بی غیرت» می‌خواند.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
neyosha
neyosha
٩٣/٠١/٣١
٠
١
اوووووووووووووووووه اوووووووووووووه چی بازی بوده.....:| :| گناهکی داور....:( مشهدیام خوب بلدن از این کارا کنن ما فکر کردیم کلا تهرانیا و... تو این کارا استادن....:| تـــــــــــــــــشکر از شما اقای ضیا ب خاطر گزارشتون....
m-ziya
m-ziya
٩٣/٠١/٣١
٠
٠
تماشاگر تهران و مشهد خیلی نداره. احساسی که بشه و جوش بیاره همین میشه. :)) خواهش میکنیم
M-N-SONEI
M-N-SONEI
٩٣/٠١/٣١
٠
٠
هیییییییی افسوس که نشد من سر کلاس بودم ولی از درس هیچی نفهمیدم چون همش هواسم به بازی بود راستی اگر بازی ثامن برگذار میشد شاید میبردیم چمن مصنوعی تختی ی طوریه
m-ziya
m-ziya
٩٣/٠١/٣١
٠
٠
درسته ولی اگه تختی نبود، این همه تماشاگر میومد؟! ایشالا دفه بعد ااقای صنعی :))
admincheh
admincheh
٩٣/٠١/٣١
٠
٢
این قدر تو دو نیمه اضافه آخر حرص خوردیم و خوردیم دیروز، حرکات زشت بعضی تماشاگرا مخصوصا صدمه دیدن داور اصلن خوشایند نبود، به هرحال سیاه جامگان خیلی جوانه هنوز جا داره پیشرفت کنه و ما نباید فراموش کنیم پدیده رو داریم این فصل:)
m-ziya
m-ziya
٩٣/٠١/٣١
١
٠
همه فکر گردن داور رو تماشاگر ها زدن. ولی ایشون پاش پیچ خورده بود طاهرا :)))
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠١/٣١
٠
٠
ای روزگااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااار!
m-ziya
m-ziya
٩٣/٠١/٣١
٠
٠
البته روزگار خیلی تاثیرگددار نبود خخخخ
sm_shekofte
sm_shekofte
٩٣/٠١/٣١
٠
٠
خب من که از فوتبال خوشم نمیاد فقط اومده بودم یه سر بزنم برم :دی / با تشکر!
m-ziya
m-ziya
٩٣/٠٢/٠١
١
٠
شما لطف گردین :))) خواهش میکنم! :)
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٣/٠٢/٠١
١
٣
امتیازشو گرفتین.مبارکتون باشه
sm_shekofte
sm_shekofte
٩٣/٠٢/٠١
٢
٠
:|
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠١/٣١
٠
٠
سلام:حیف شد.استقبال خیلی خوب بود.ولی تجربه پیکان بهتر بود.کاش بالامی آمد چون سیاه پوشان با این امکانات وبازیکنان گمنام عالی بازی کردندواز خیلی ستاره ها بهتر بودند.متشکرم
m-ziya
m-ziya
٩٣/٠٢/٠١
٠
٠
بله! حیف که حیف شد. ایشالا سال دیگه، بازم صدر جذول دسته یک مشکی میشه! البته با تماشاگرانی با صبر بیشتر!
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٢/٠١
٠
٠
سلام:انشاءا...
m-ziya
m-ziya
٩٣/٠٢/٠١
٠
٠
علیکم السلام :)
morteza_t.kh
morteza_t.kh
٩٣/٠١/٣١
٠
٠
این بازی رو شبکه ورزش هم پوشش داد آبروی تماشاگران مشهدی رفت ولی حیف که سیاسوخته های ابومسلم به لیگ برتر صعود نکردن
m-ziya
m-ziya
٩٣/٠٢/٠١
٠
٠
کلا بازی جالبی بود! هر حاشیه ای که جا داشت اتفاق افتاد. فقط مونده بود یکی از تیمها تیم رو بکشه بیرون تا دیگه کامل بشه حواشی!!!
hamid_f
hamid_f
٩٣/٠١/٣١
٠
٠
من فکر میکردم ابومسلم کلا از رده خارج شده پس هنوزم زندس...
m-ziya
m-ziya
٩٣/٠٢/٠١
٠
٠
ابومسلم که متاسفانه به لیگ دو سقوط کرد. این ها سیاه جامگان بودند. یک تیم دیگه ی مشهدی!
hamid_f
hamid_f
٩٣/٠٢/٠١
٠
٠
اها ممنون
amin20
amin20
٩٣/٠١/٣١
٠
٠
حالا چیزی نشده !!! سال دیگه حتما میاد اگه الان میرفت معلوم نبود چی میشه !
m-ziya
m-ziya
٩٣/٠٢/٠١
٠
٠
الخیر فی ما وقع!
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠١/٣١
٠
٠
چه حرف هایی برای پدیده درست کردن! انگار نه انگار تیم مشهدیه! یا از اینور میفتیم یا از اونور! برد و باخت همیشه هست اونم تو بازی مث فوتبال ! دیگه داور زدن چه کاریه!!
m-ziya
m-ziya
٩٣/٠٢/٠١
٠
٠
کلکل بین پدیده و سیاه جامگان کلا جالبه. یک سری ها هستن کلا پدیده رو مشهدی نمیدونن. میگن این تیم از یه جای دیگه خریداری شده، بازیکن مشهدی هم خیلی کمه! روز تلخ و اعصاب خورد کنی بود. هم بازی و هم رفتارهای حین بازی بیشتر!
Mostafa
Mostafa
٩٣/٠٢/٠١
٠
٠
حيف .. هر چند کلمه حيف خيلي کمه براي اين ضايعه..!
m-ziya
m-ziya
٩٣/٠٢/٠١
٠
٠
صد حیف :)
mohii-2
mohii-2
٩٣/٠٢/٠١
٠
٠
اون از بازی پر حاشیه ابومسلم و این هم بازی پدیده!دیگه کم کم فرهنگ داره از روی سکوهای ما رخت بر میبنده:(
m-ziya
m-ziya
٩٣/٠٢/٠١
٠
٠
از اول هم فرهنگی نبوده! خخخ ینی فرهنگش نیومده که حالا بخواد رخت ببنده. البته این فقط مختص ایران ینست. تو خیلی ا زورزشگاه های کشورها مدرن، حتی همین انگلیس. تماشاگر احساسی که میشه بعضی وقتا شروع میکنه به ناسزا! منتها دیگه زدو خورد و چیزی پرت کردن معنا ندار. چون کلی دوربین داره و جریمه های سنگین
F-jafari
F-jafari
٩٣/٠٢/٠١
٠
٠
هی...چرا واسه پدیده زیاد تماشاگر نمی رفت؟؟؟؟؟؟؟اون که بهتر بازی می کنه،فکر نمی کنم تبانی کرده باشه.تازه قهرمان هم شد.
m-ziya
m-ziya
٩٣/٠٢/٠١
٠
٠
کلا یک جو الکی علیه پدیده ساخته شد. امیدوارم حالا دیگه اون دسته از مردم مشهد هم که پدیده قهر بودن، آشتی کنن باهاش!
fafa.tk
fafa.tk
٩٣/٠٢/٠١
٠
٠
سیاه جامگان افتضاح بود ! چه گلی بود اون گل اول ؟؟؟ اصن داغون بود.....//تشکر آقای ضیا :)))
m-ziya
m-ziya
٩٣/٠٢/٠١
٠
٠
گل خیلی اتفاقی بود. شاید اون توپ گل نمی‌شد الان همه چیز فرق می کرد. خواهش :)
A_K
A_K
٩٣/٠٢/٠١
٠
٠
:((((((حیف....
m-ziya
m-ziya
٩٣/٠٢/٠١
٠
٠
ان شاءالله فصل بعد میان بالا
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٣/٠٢/٠١
٠
٠
میدون جنگ بوده؟با سیمینوف میگن زدن تو پای کمک داور
Niva
Niva
٩٣/٠٢/٠١
٠
٠
خخخخخخخخخخخ ته بابا بنده خدا هل چده سکندری رفته
m-ziya
m-ziya
٩٣/٠٢/٠١
٠
٠
خخخخ همه فکر کردن کمک داور رو تماشاگرا زدن! نه بابا. خودش پاش پیچ خورد!
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٢/٠٩
٠
٠
اینجا خبریه؟
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤