پروژه به شرط چاقو!
سرکی در بازار فروش تحقیق و پروژه دانشجویی!

پروژه به شرط چاقو!

نویسنده : علیرضا خورسندی

«انجام کلیه پروژه‌های دانشجویی پذیرفته می‌شود» شاید این جمله برای شما هم آشنا باشد. جمله‌ای که کمتر کسی پیدا می‌شود خود آن یا شبیه به آن را بر روی در و دیوار کافی‌نت‌ها، تایپ وتکثیری‌ها و جدیدا هم در فضای اینترنت ندیده باشد. خود من هر وقت این جمله را می‌دیدم، سوال‌های زیادی برایم پیش‌ می‌آمد، از این‌که این پروژه و یا پایان‌نامه اصلا چی هست بگیرید تا این‌که مگر استاد جماعت متوجه کپی بودن آن‌ها نمی‌شود که این‌قدر راحت همه‌جا پر شده از این جور جمله‌ها! برای پیداکردن جواب سوال‌هایم، از خود تایپ وتکثیری‌ها شروع کردم و در این راه می‌شود گفت به پاسخ تمام سوال‌های بی‌جوابی که داشتم رسیدم.

 

|| موضوع بده، پروژه تحویل بگیر!

اول از همه از کافی‌نت‌ها و تایپ و‌تکثیری‌ها شروع کردم. به چندجایی سر زدم، بعضی‌های‌شان این‌قدر سرشان شلوغ بود که حال و حوصله گوش کردن به سوال‌هایم را نداشتند! تا این‌که به‌ یک تایپ و تکثیری نزدیک یکی از دانشگاه‌های معتبر رسیدم. روی در شیشه‌ای مغازه با فونت درشت روی چند کاغذ A4 نوشته شده بود «انجام پروژه و تحقیق»؛ خوشبختانه مشتری داخل مغازه نبود! وارد مغازه شدم، صاحب مغازه فرد میان‌سالی بود که می‌گفت: پسرم مسئول کارهای پروژه است و اگر اطلاعات دقیق می‌خواهی باید از او بپرسی! شماره پسرش را گرفتم و با او تماس گرفتم.

اول از همه او من ‌را حسابی سوال پیچ کرد! از دانشگاه و رشته‌ای که در آن درس می‌خوانم پرسید تا موضوع پروژه‌ام؛ نوبت من شد، در مورد نحوه آماده سازی پروژه‌ پرسیدم که پاسخ داد: سه راه وجود دارد: یا این‌که شما موضوع را به ما می‌دهی و بقیه کار با ماست، یا شما مطالب را به ما می‌دهید و ما آن را ویرایش و آماده ارائه می‌کنیم و یا در مواردی که وقت کافی وجود ندارد اگر پروژه آماده‌ای داشته باشیم همان را به شما می‌دهیم!

 

|| محال است متوجه ‌شوند کار خودت نبوده!

کمی تعجب کردم. وقتی گفت موضوع را شما بده و بقیه کار با ما! پرسیدم: موضوع پروژه من عملی است، آن را هم انجام می‌دهید؟ جواب داد: بستگی دارد بخواهی چقدر پول خرج کنی! اگر بخواهی خوب خرج کنی، در همین دانشگاه روبه‌رو، هستند کسانی که کار عملی انجام می‌دهند و به جایش پول می‌گیرند! ما هم می‌دهیم به آن‌ها تا برای‌تان انجامش دهند! من که حسابی قانع شده بودم پرسیدم: پروژه‌های آماده‌تان چطور است؟ گفت: پروژه‌های آماده ما در اصل پروژه‌های افراد دیگر است که یا ما برای‌شان آماده کرده‌ایم یا از اینترنت گرفته‌ایم، از بین آن‌ها اگر به درد شما بخورد، یکی را انتخاب می‌کنیم. پرسیدم: مگر این پروژه‌ها در جایی ثبت نمی‌شود که من هم بخواهم از آن‌ها استفاده کنم و یا صاحب این پروژه‌ها راضی هستند؟! اصلا این‌کار غیر قانونی نیست؟جواب داد: پروژه چی هست که بخواهد در جایی ثبت شود و یا انجام آن غیرقانونی باشد! مگر استاد پروژه‌تان یکی باشد وگرنه محال است متوجه ‌شوند کارخودت نبوده! صاحب این پروژه‌ها هم راضی هستند چون ما خودمان به آنها می‌گوییم که شاید استفاده مجدد کنیم!

 

|| یک میلیون تومان ناقابل!

از قیمت‌های انجام پروژه پرسیدم که گفت: پروژه معمولی که فقط تئوری هستند، بسته به تعداد صفحه‌ها و موضوعش بین حداقل 100 هزار تومان تا 400 هزار تومان متغییر است. اما شما که عملی هم داری اگر بخواهی عملی را هم انجام بدهیم باید به فکر هزینه قطعات و مونتاژ هم باشی که فکر نمی‌کنم بیشتر از یک میلیون تومان بشود!

این را که گفت واقعا احساس کردم که برای من کیسه‌ای در ابعاد خیلی بزرگ دوخته ‌است! و با گفتن مزاحم‌تان می‌شوم سروته ماجرا را جمع کردم!

 

|| خودتان را محک بزنید!

موضوع برایم خیلی جالب شده بود و به این فکر افتادم که چرا نروم از یک دانشجو که درس پروژه را دارد سوال نپرسم؟ و این شد زمینه‌ی آشنایی من با آرمان آمنی دانشجوی ترم چهار کارشناسی برق قدرت که در حال کار روی یک پروژه تحقیقاتی است؛ او که اهل روستای محمود آباد، یکی از توابع استان مازندران است، این‌جا در مشهد خوابگاهی است و درس خوان، معدل‌ خوبی هم دارد.

پرسیدم که انجام این پروژه به چه‌کارش می‌آید و چرا دارد آن را انجام می‌دهد؟ می‌گوید این پروژه لازمه‌ فارغ‌التحصیل شدنش است و علاوه براین برای هرکس یک نوع محک زدن است تا ببیند چه‌چیزهایی آموخته و چقدر آموخته‌هایش برایش کاربردی است، و من بیشتر برای خودش و بالا بردن دانش‌اش این کار را انجام می‌دهد.

برایم سوال پیش آمده بود با این‌که دانشجوی بومی نیست، سختش نیست که پروژه را خودش انجام می‌دهد؟ گفت: سخت که هست اما نه زیاد! چون هم دانشگاه کتابخانه خیلی خوب و کاملی دارد، هم استادها خیلی کمک می‌کنند و هم خوابگاه ما اینترنت داد و من هم مشکلی از این نظر ندارم و مهمتر از همه این‌ها علاقه است که باعث نمی‌شود خسته شوم.

از آرمان پرسیدم که آیا می‌داند بعد از اتمام کارش چه بلایی سر پروژه‌اش ‌می‌آید؟ جواب می‌دهد: بعد از اتمام کارم، اگر قابل ادامه دادن باشد به صورت یک مقاله می‌شود ادامه‌اش داد وگرنه یک نسخه از آن به کتابخانه دانشگاه می‌رود تا مورد استفاده دانشجویان دیگر قرار بگیرد؛ بعضی موارد هم که منجر به اختراع یا ابداع شود، می‌شود آن را تجاری‌سازی کرد که آن هم بحث مفصلی دارد.

 

++ استاد راهنمای پروژه پاسخ می‌دهد:

هنوز چندتایی سوال بی‌جواب داشتم، برای همین به سراغ مهندس اسماعیل‌زاده مدیرگروه رشته برق دانشگاه شهید منتظری که یکی از استادهای پروژه دانشگاه هم هست رفتم، تا جواب سوال‌هایم را بگیرم.

 

 + دلیل وجود واحدی به نام پروژه چیست؟ 

درس پروژه به این دلیل ایجاد شده است تا کاری کنیم دانشجو بتواند آموخته‌هایی که در طول تحصیلش داشته را به صورت کاربردی و علمی استفاده کند و در نهایت حداقل یک نیاز جامعه را پاسخ دهد.

+ موضوع‌های پروژه چطور انتخاب می‌شوند؟

روند کار به این صورت است که استاد مربوط چند موضوع را بنا به ‌نیاز جامعه انتخاب می‌کند و دانشجو باید از بین آن‌ها موضوعش را انتخاب کند. البته در مواردی هم هست که خود دانشجو پیشنهاد موضوع می‌دهد که اگر موضوع خوبی باشد می‌تواند همان را ادامه دهد.

+ در مورد بحث انجام پروژه توسط تایپ وتکثیری‌ها، آیا شما راهی برای شناسایی این نوع پروژه‌ها دارید؟

متاسفانه در بحث تئوری اینطور اتفاق‌ها می‌افتد اما در بحث عملی خیلی کم است. برای شناسایی این‌چنین پروژه‌هایی دو راه وجود دارد یکی این‌که دانشگاه عناوین پروژه‌ها را در یک بانک اطلاعاتی داشته باشد و اگر پروژه‌ای پیشنهاد شد که تکراری بود از این راه متوجه بشویم و یا راه دیگر این است که خود استاد وقتی موضوعی را می‌خواهد به دانشجو بدهد، توجه کند که موضوعی تکراری نباشد. با تمام این‌ها، نمی‌شود جلو آن را گرفت و دانشجو باید خودش بفهمد که این کار اصلا به نفعش نیست! چون شخصی که اول و آخر از همه ضرر می‌کند خودش است!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
j_mousavi
j_mousavi
٩٣/٠١/٢٨
٦
٠
هیچ پروژه ای خلق و یا نابود نمی شود بلکه از دانشجویی به دانشجوی دیگر منتقل می شود
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠١/٢٩
٠
٠
:دی درسته کاملا
shiezadeh
shiezadeh
٩٣/٠١/٣٠
٠
٠
خیلی خووووووووب بود! خخخ
shiezadeh
shiezadeh
٩٣/٠١/٢٨
٣
٠
خخخخ جدا چه زحمتی می کشن دانشجوهای این مرز و بوم! خخخخ /// ولی ب نظرم درست نیس این کار :| :| :| هم از نظر اخلاقی و هم شرعی! /// ولی در آمد پروژه بده های گرامی خوبه ها! ... /// ممنون عکاس باشیه گزارش نویس! :)
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠١/٢٨
٢
٠
پس اون 50 هزار ریال عیدیمو بندازم تو کار پروژه نویسی!
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠١/٢٩
١
٠
بله این کار از هر نظری که نگاه کنید درست نیست ، خواهش می کنم.
shiezadeh
shiezadeh
٩٣/٠١/٣٠
١
٠
هاچ! می تونی رو منم حساب کنی! ... خخخ
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠١/٢٨
١
٠
خوش به حال پولدارا که فرتی میرن میخرن! ما که پولشو نداریم باید خودمون پروژمونو راه بندازیم! :))
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠١/٢٩
٠
٠
آیا فرتی خریدن پروژه کار خوبیست ؟ :دی :))
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠١/٣٠
٠
٠
ها یک صفایی مده! :دی
mohii-2
mohii-2
٩٣/٠١/٢٩
١
٠
عاقااااااااا چه خبره من با 200 تومنم کارتونو راه میندازم شما فقط موضوع بده هلو تحویل بگیر!!!! با تضمین گرفتن نمره بالای 18 از استاد!
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠١/٢٩
٠
٠
قیمتت بالاست ولی :)))
amin20
amin20
٩٣/٠١/٢٩
١
٠
دوستان من حاظرم 100 تومن حساب کنم !! رقابت داغ شه !!
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠١/٢٩
٠
٠
فعلا شما پایین ترین قیمتی :دی
ghazale
ghazale
٩٣/٠١/٢٩
١
٠
بلد نیستن پسون فردا میخان برن یه جا کار کنن بعد بدبخ میشن .. پولش خوبه ولی هااا
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠١/٢٩
٠
٠
مهم اینه که پس اون فردا بدبخت میشن :))
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٣/٠١/٢٩
٢
٠
دانشجویی که نتونه یه پروژه کار کنه خودش نباید توقع داشته باشه بعد فارغ التحصیلی کاری پیدا کنه.
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠١/٢٩
٠
٠
متاسفانه تو بعضی دانشگاه ها خیلی زیاد شده...!
admincheh
admincheh
٩٣/٠١/٢٩
١
١
هنوز به این قسمت نرسیدیم!البته گمونم واحد کارورزی ما کافیه!گمونم پروژه نداریم !اما نمی دونم تئوری های این پروژه به درد بخور میشن یا نع!مرسی موضوع بکر و جــآلبی بود:)
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠١/٣٠
٠
٠
دانشجو نیستم! هنوز مشرف نشدم!ولی زیبا نوشته بودید!
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠