احساس ایستاده
شعری سروده خودم

احساس ایستاده

نویسنده : m_pesarkhob77

نوروز نشانم داد وصل تو كه در جاده است

امسال بهاران هم دستان صفا داده است

چشمم به لب راه و دل بر در كوي تو

در حصر جنون تو دل راحت و آزاده است

امسال دگر بايد ختم شب تلخ باشد

رحمان در شادي را با دست تو بگشاده است

جغد بد اين قصه راهت به جهنم كش

معشوقه زيبا رو يك بلبلي بنهاده است

تا خون بدود در من غيرت نبود چيزي

هرچند هزاران سيب در راه بيافتاده است

در دل گل تو كاشتم بويش همه جا پيچيد

من بي تو نباشم من اين جمله بسي ساده است

دين دارم و هر لحظه مشغول دعا هستم

قلب تو بود كعبه چشمان تو سجاده است

عشق تو گره خورده با روح من اي زيبا

جان آمده در اما احساس تو ايستاده است...

============

شاعر: محمد شاهدبني اسدي(محمد علي)

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
n_torkanloo
n_torkanloo
٩٣/٠٢/٢٢
٠
٠
زیبا بود ،ممنون.
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٢/٢٢
٠
٠
جان آمده در، اما احساس تو ايستاده است... بسيااار خوب :) موفق باشي
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٢/٢٢
٠
٠
سلام:شعرقشنگی بود.سپاسگزارم
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٢/٢٢
٠
٠
چه با احساس بسیار عالی مخصوصا آخراش
s_kiani
s_kiani
٩٣/٠٢/٢٢
٠
٠
ممنون……جیم کلا شده سایت الشعرا………
z_zakhar
z_zakhar
٩٣/٠٢/٢٢
٠
٠
یه پسره خوب میشه یه پدره خوب...
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٢/٢٢
٠
٠
چه قدر زیبا!ممنون......
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٢/٢٤
٠
٠
من بي تو نباشم من اين جمله بسي ساده است.....خيلــــــــــــــي هم قشنگ... تشكرات.
پربازدیدتریـــن ها
آقا کجایی؟

سربازانت منتظرند

٩٥/١٠/٢٣
اصرار ازل را نه تو دانی و نه من

سجاده ی دوست داشتنی من

٩٥/١٠/٢١
شعری سروده خودم

برای درگذشت سیاست مدار با اخلاق مان

٩٥/١٠/٢١
شعری سروده خودم

تو خودت سجده شکری

٩٥/١٠/٢٢
تغییر نام و تحول در اوضاع و احوال کشور

غذا و سیمای ایران

٩٥/١٠/٢١
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
شاید هل ام داده باشند

افتاده به آب هیچ نفهمد که چه گویی!

٩٥/١٠/٢٢
چرا آدم ها را از روی ظاهر قضاوت می کنیم؟

چادر سیاه

٩٥/١٠/٢٢
لبخندت برای من قدیمی نمی شود

من و خاطره یک نیمکت رنگ و رو رفته

٩٥/١٠/٢٣
شما هم نظر بدهید!

پیشنهاد امتیاز دهی به نوشته های سایت جیم

٩٥/١٠/٢٢
دلم اتفاقات خوب می خواهد

تولدم مبارک!

٩٥/١٠/٢٣
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
سوغاتی برای دل خسته ما

مادربزرگ

٩٥/١٠/٢٣
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
آدم خوش قولی هستم

گل فروش

٩٥/١٠/٢٢
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
شعری سروده خودم

گفتار در هم عشق

٩٥/١٠/٢٣
تبلیغات
تبلیغات