بر سر خودم بزنم یا کتاب؟!
اندر حکایت ما و استاد

بر سر خودم بزنم یا کتاب؟!

نویسنده : m_heydarpoor

استاد که بانوی نه چندان خوش اخلاقی به نظر می‌رسید، وارد کلاس شد و یک راست رفت پای تخته و اصرار داشت هر آنچه را که خودش معلوم نیست در طول چندین و چند ترم، تحقیق و مطالعه فهمیده بود، ظرف چند دقیقه به ما یاد دهد. سپس سوالی بدون جواب از کتاب پیدا کرد و پاسخ به آن را به دانشجویان واگذار نمود. ولی در پایان کلاس وقتی هیچ‌کس در پاسخ دادن به سوال کذایی موفقیتی نیافت استاد از آن رویش گفت که اگر بالا بیاید فلان کار را می‌کند و بهمان بلا را سرمان می‌آورد.

خلاصه.....

آن استاد عزیز اعلام کرد که جلسه بعد موعد برگزاری یکی از همان جلسات موسوم به «کودن‌یابی» است و از آن‌جا که بنا شد این شبه آزمون -که در ظاهر امر تنها سوالی چند خطی به نظر می‌رسد ولی یحتمل همراه با جوابی چند ده خطی است- در سرنوشت درس مورد نظر و قبول یا رد شدن آن موثر باشد، بدیهی است که به طور کلی زندگی حقیر و دیگر دانشجویان گرامی در تمام طول هفته به چالش کشیده خواهد شد.

از این رو قصد دارم طی یک برنامه‌ریزی حساب شده و با رعایت دقیق طرح زوج و فرد، روزهای زوج دو دستی توی سر خودم بزنم و در روزهای فرد بر فرق کتاب قطوری بزنم که اگر نویسنده‌اش می‌دانست چقدر مورد لعن و نفرین مخاطبین اثرش قرار می‌گیرد، قلمش را می‌شکست و هرگز اقدام به کتابت و تقریر آن مصحف اهریمنی نمی‌کرد.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
neyosha
neyosha
٩٣/٠١/٢٧
٠
٠
خخخخخخخخخ... روزهای زوج دو دستی توی سر خودم بزنم و در روزهای فرد بر فرق کتاب قطوری بزنم که اگر نویسنده‌اش می‌دانست چقدر مورد لعن و نفرین مخاطبین اثرش قرار می‌گیرد، قلمش را می‌شکست و هرگز اقدام به کتابت و تقریر آن مصحف اهریمنی نمی‌کرد.خخخخخخخخخخ نوسندشو پیدا کردین بیاید منم کنتون میکنم تو زدنش:| جالب بود....تشکــــــرات:)!
m_bidmajnoon
m_bidmajnoon
٩٣/٠١/٣٠
٠
٠
خواهش،قابلی نداشت.
amin20
amin20
٩٣/٠١/٢٧
٠
٠
خخخخخخخخخ خدارو شکر ما هنوز دانش آموزیم
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠١/٢٧
٠
٠
سلام:باخواندن مطلبتون یادطنزی از زمان دبیرستان افتادم:معلم پرسیدحافظ چه کرد؟شاگردجواب داد:هیچی فقط چند صفحه به کتابمان اضافه کرد!!!متشکرم
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠١/٢٨
٠
٠
خخخخخخخخخخخ چه قدر بچه ی حاضر جوابی بوده!
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠١/٢٨
٠
٠
سلام:بله همان بچه آخرش معلم شد.ممنون
m_bidmajnoon
m_bidmajnoon
٩٣/٠١/٣٠
٠
٠
جالب بود
mohii-2
mohii-2
٩٣/٠١/٢٨
٠
٠
خخخخخخخخ باباااااا عجب استادایی دارین شما!!!
samira_h
samira_h
٩٣/٠١/٢٨
٠
٠
خیلی قشنگ بوووت خخخخخخ
H_fateme
H_fateme
٩٣/٠١/٢٨
٠
٠
ممنون از مطلب تون
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠١/٢٨
٠
٠
:خخخخخخ آخ کلاس این استادها چه استرسی به آدم وارد میکنه اصن من دیگه حرفی ندارم :دی
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٣/٠١/٢٨
٠
٠
خخخخخخ استـــــــآد به ایشون میگن *:) استـــــآدی شون مستدآم *:)
r_yazdani
r_yazdani
٩٣/٠١/٢٨
٠
٠
:) خدا نصیب هیچکی نکنه از اینطور استادا و از اینطور کتابا!!!
taba_sa
taba_sa
٩٣/٠١/٢٨
٠
٠
خخخخخخخخ... ما هم از اين استادا داشتيم روز آخر ترم خودش جواب سوال اولين روز داد و دقيقا همون سوال رو تو امتحان پايان ترمش داده بود.... صرفا کسايي تونستن جواب بدن که اون روز رفته بودن سر کلاس..... (منم رفته بودم)..... خخخخخخخخخ موقع امتحان هم جواب سوالو براي چند تا از دوستام نوشتم.....
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠١/٢٨
٠
٠
جالب بود ! ما هم از اینا زیاد داشتیم !
e_najm
e_najm
٩٣/٠١/٢٨
٠
٠
خدا نصیب کسی نکنه به ما که نصیب کرد آخ آخ آخ آخ
m_bidmajnoon
m_bidmajnoon
٩٣/٠١/٣٠
١
٠
آخ آخ آخ آخ
e_najm
e_najm
٩٣/٠١/٣٠
٠
٠
خخخخخخخخخخخ
گیسو
گیسو
٩٣/٠١/٢٨
٠
٠
:)))))))))))))))))))))مرسی
m_bidmajnoon
m_bidmajnoon
٩٣/٠١/٣٠
٠
٠
)))))))))))))))))):خواهش
MILAD
MILAD
٩٣/٠١/٢٨
٠
٠
خخخخ
hamid_f
hamid_f
٩٣/٠١/٢٨
٠
٠
اونجا دانشگاس یا پادگان نظامی!!!!!!!!!!!!!!
m_bidmajnoon
m_bidmajnoon
٩٣/٠١/٣٠
٠
٠
دانشگاه یا پادگان مسئله این است؟!
hamid_f
hamid_f
٩٣/٠١/٣٠
٠
٠
بعله....
سایه
سایه
٩٣/٠١/٢٩
٠
٠
خخخخخ بعضی استادا سر کلاس زیادی حس میگیرن!!
hasani_f
hasani_f
٩٣/٠١/٢٩
٠
٠
ممنون از مطلب جالبتون
m_bidmajnoon
m_bidmajnoon
٩٣/٠١/٣٠
٠
٠
خواهش....
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شهرزاد

٩٦/٠٢/٠٢
شعری سروده خودم

خار آن شعر که از زلف تو کوتاه بود!

٩٦/٠٢/٠٤
با یک چمدان دلتنگی

یهویی

٩٦/٠٢/٠٣
ارزش کلمات

تذکره الکارگردان

٩٦/٠٢/٠٣
خسته تر...

به شیرینی یک خواب

٩٦/٠٢/٠٢
فقط زانو می‌زنم

دیوانه

٩٦/٠٢/٠٢
شعری سروده خودم

هوای کی به سر داری؟

٩٦/٠٢/٠٧
آخرین خواسته

محبوس آرزو

٩٦/٠٢/٠٥
شعری سروده خودم

دل دیوانه ام

٩٦/٠٢/٠٤
هیچکس حالم را نمی فهمد

تو که نیستی

٩٦/٠٢/٠٥
گذار بازهم ببینمت...

چشم هایم را بگیر

٩٦/٠٢/٠٢
منتظرتم!

این آدم های ناشناس مهمان نواز!

٩٦/٠٢/٠٤
حس دلتنگی

همه ی دار و ندارم به تو بر می گردد

٩٦/٠٢/٠٦
بارها خدا را شکر!

یک صبح دانشجویی

٩٦/٠٢/٠٣
دلتنگت می شدم

زمانی که کنارت بودم...

٩٦/٠٢/٠٦
دلم گرفته

حس نامشخص

٩٦/٠٢/٠٤
کارهای عجیب ما

رنج فضای مجازی

٩٦/٠٢/٠٣
بزرگترین تردیدهای زندگی من

پیراهن آبی ام را بپوشم یا پیراهن سیاه؟

٩٦/٠٢/٠٢
شعری سروده خودم

کجای این زندگی زیباست؟

٩٦/٠٢/٠٦
داستان من و عمو جیمی

واحد آباژور سایت جیم

٩٦/٠٢/٠٧
تبلیغات
تبلیغات