آسمان را...!
ناگهان آبی است!
(ازقضا یک روزصبح زود می‌بینی)
دوست داری زود برخیزی
پیش ازآن که دیگران
چشم خواب آلود خود را وا کنند
پیش ازآن‌که درصف طولانی نان
بازهم غوغا کنند
درهوای پشت بام صبح
بانسیم نازک اسفند
دست ورویت رابشویی
حوله نمدار و نرم بامدادان را
روی هرم گونه‌هایت حس کنی
و سلامی سبز
توی حوض کوچک خانه
به ماهی بگویی
سفره‌ات را وا کنی
_نان و پنیر و نور_
تا دوباره
فوج گنجشکان بازیگوش
بر سر صبحانه‌ات دعواکنند

دوست داری
بی‌محابا مهربان باشی
تازه می‌فهمی
مهربان بودن چه آسان است
با تمام چیزها از سنگ تا انسان

دوست داری
راه رفتن زیر باران را
درخیابان‌های بی‌پایان تنهایی
دست خالی بازگشتن
از صف طولانی نان را
در اتاقی خلوت و کوچک
رفتن وبرگشتن وگشتن
...
قيصر امين‌پور


برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
sahar.s
sahar.s
٩١/١٠/٢٨
٢
٠
اول اول! خیلی قشنگ بود سحر جون! دَمت درد نکنه! :))))))
m-nik110
m-nik110
٩١/١٠/٢٨
٤
٠
خدایا دل این دوستان را با همینها خوش نگه دار!!!
a_entesari
a_entesari
٩١/١٠/٢٨
٠
٠
مریم جان دل شما فعلا با تاج وتخت خوشه که!
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩١/١٠/٢٨
٢
٠
زیباست
Em Ad
Em Ad
٩١/١٠/٢٨
٣
٠
خدا بیامرزش ...! خیلی قشنگ بود . ممنون !
l3igl3oy
l3igl3oy
٩١/١٠/٢٨
٢
٠
دوست داری بی‌محابا مهربان باشی تازه می‌فهمی مهربان بودن چه آسان است با تمام چیزها از سنگ تا انسان سلام زیبا بود
taba_sa
taba_sa
٩١/١٠/٢٨
٣
٠
خدا رحمتش کنه...... خیلی قشنگ بود.... متشکرم.... ;)
kafshdozak
kafshdozak
٩١/١٠/٢٨
٢
٠
روحش شاد ! ممنون....زیبا بود !
mahshid2
mahshid2
٩١/١٠/٢٨
١
٠
دم قیصر امین پور گرم .....خدا رحمتش کنه
mahshid
mahshid
٩١/١٠/٢٨
١
٠
لایک
m-nik110
m-nik110
٩١/١٠/٢٨
١
٠
عاشق شعرهای قیصرم!!واقعا دستت مرسی عالی بود!
نگارا
نگارا
٩١/١٠/٢٨
١
٠
دوسش میداشتم
a_entesari
a_entesari
٩١/١٠/٢٨
١
٠
دیروز ما زندگی را به بازی گرفتیم امروز ،او ما را ... فردا؟................... قیصر امین پور
a_entesari
a_entesari
٩١/١٠/٢٨
١
٠
زیبا و لطیف بود مرسی
(D-mehraboon)
(D-mehraboon)
٩١/١٠/٢٩
٠
٠
وقتی تو نیستی نه هست های ما چونان که بایدند نه باید ها... مثل همیشه آخر حرفم و حرف آخرم را با بغض می خورم عمری است لبخند های لاغر خود را در دل ذخیره می کنم : باشد برای روز مبادا ! اما در صفحه های تقویم روزی به نام روز مبادا نیست آن روز هر چه باشد روزی شبیه دیروز روزی شبیه فردا روزی درست مثل همین روزهای ماست اما کسی چه می داند ؟ شاید امروز نیز روز مبادا باشد ! (قیصر امین پور)
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
تبلیغات
تبلیغات