حصار عشق...
شعری پر از حسرت

حصار عشق...

نویسنده : m_pesarkhob77

ببودیم در حصار عشق یکی از این قفس پر زد

یکی ماند پای عشق آن که پر بر بام بهتر زد

یکی با غی‌ر بنشست و درختی پای او بنهاد

یکی نه گفت به حتی ماه که درب خانه‌اش در زد

یکی از فرط شادی‌ها به آغوش خوشی می‌بود

یکی با حجم اندوهش هزاران شر به محشر زد

یکی از سردی چشمش پرستوها سفر کردند

یکی با سیل اشک‌هایش ضررها را به مهتر زد

یکی حتی نشد باری بیارد اسم مجنون را

یکی هم نام لیلی را به هر ایام دفتر زد

یکی بر تخت مستی‌ها ز مجنون بی‌خبر خواب بود

یکی در بی‌حضور او به حوری‌ها هم اخگر زد

یکی می‌گوید هرشب را که آینده چه دست دارد

یکی در حسرت این‌که به ای‌ام قدیم سر زد ...

(محمد شاهد بنی اسدی)

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
neyosha
neyosha
٩٣/٠١/٢٧
١
٠
چه زیباااااااااااا...تـــــــــــشکر میشود:)!
m_pesarkhob77
m_pesarkhob77
٩٣/٠١/٢٧
٠
٠
من هم متشكرم كه وقت گذاشتيد...
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠١/٢٧
٠
٠
سلام: خیلی قشنگ بود.ممنون
amin20
amin20
٩٣/٠١/٢٧
٠
٠
زیبا بود ممنو ن
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠١/٢٧
٠
٠
بسیار زیبا! من شعر خیلی دوست دارم! شعر زیبایی بود!
z-dadras
z-dadras
٩٣/٠١/٢٧
٠
٠
خیلی پرازاحساس بود،مرسی
f_nietzsche
f_nietzsche
٩٣/٠١/٢٧
٠
٠
سلام...زیبا بود...مرسی
m_pesarkhob77
m_pesarkhob77
٩٣/٠١/٢٧
٠
٠
متشكرم از شما
MONA-R
MONA-R
٩٣/٠١/٢٧
٠
٠
اوهو :))) چه قیشنگ :))
samira_h
samira_h
٩٣/٠١/٢٧
٠
٠
دلنشین بود
taba_sa
taba_sa
٩٣/٠١/٢٧
٠
٠
زيبا.. ممنونم....
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠١/٢٧
٠
٠
چه زیبا وای.............ممنون از شما.
H_fateme
H_fateme
٩٣/٠١/٢٧
٠
٠
ممنون زیبا بود......
n_parak
n_parak
٩٣/٠١/٢٧
٠
٠
یکی درد و یکی درمان پسندد یکی وصل و یکی هجران پسندد
m_pesarkhob77
m_pesarkhob77
٩٣/٠١/٢٧
٠
٠
به به
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠١/٢٧
٠
٠
بسيار خوب آفرين :)
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٣/٠١/٢٧
٠
٠
یکی بود و یکی نــــــآبود *:/ ممنون قشنگ بود البته من خودم به شخصه اینجوری این قضیه ها رو نگاه نمی کنم ، به نظرم حتی سختیش و حتی جداییش هم قشنگه *:)
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠١/٢٨
٠
٠
شعر جالب و قشنگی بود :) سروده خودتون بود آیا ؟
سایه
سایه
٩٣/٠١/٢٩
٠
٠
یکی از سردی چشمش پرستوها سفر کردند....زیبا بود ممنون
hasani_f
hasani_f
٩٣/٠١/٢٩
٠
٠
ممنون
پربازدیدتریـــن ها
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
همین نیرومند بودن را

من زن بودنم را دوست دارم

٩٥/١٠/٣٠
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
آسمانی شدند

به مناسبت شهادت شیرمردان

٩٥/١١/٠٢
شعری سروده خودم

همچون «پلاسکو» میانِ دودها

٩٥/١١/٠٢
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
آری به روی کاغذهای سفید ذغال کاری شده.

نه به تلگرام!

٩٥/١٠/٣٠
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
پنجره ی آسمان را می گشایم

آسمان شکستنی نیست

٩٥/١٠/٢٩
فراموش شان نکنیم

سوختن یا سوزاندن!؟

٩٥/١١/٠٢
تبلیغات
تبلیغات