عوارض پر خوری!؟

عوارض پر خوری!؟

نویسنده : 2nyadideh

چاره‌ای نبود برای مبارزه با اژدهای دهشتناک تورم، می‌بایست راهی سفر سختی شد! انگار از لابه‌لای صفحات شاهنامه عبور می‌کردم، برق سنان، چکاچک گرز و شمشیر...
اوه خدای من بالاخره پیدایش کردم! دق البابی کردم، که خودش آمد دم در، گفتم:

- آتیش بزن آن پر سیمرغ رو که دنیا نفس کش می‌خواهد، که رستم می‌خواهد!؟

- مال کدوم قرنی عمو؟! رخش قبل خان دوم، جی‌پی‌اس نصب کرد! الان با گوشیم ردشو می‌زنم! صبر کن پیغام‌گیر خونه رو اوکی کنم؛ تا با هم سر کوه سپید منتظرش شیم! (شما با منزل فردوسی تماس گرفتید! نمی‌باشم امروز اندر سرای/ که رسم ادب را بیارم به جای/ به پیغامت ای دوست گویم جواب/ چو فردا برآید بلند آفتاب!) خب حالا چرا اون، من خالق شاهنامم هر کاری داری به خودم بگو!

- زگیتی دو چیز جاوید است و بس/ دگر هرچه باشد نماند به کس/ سخن نغز و کردار نیک/ بماند چنان تا جهان است ریگ! می‌گم شمام خوب خودتو با این شاهنامت جاودانه کردی‌ها! ما تو خیلی از مسائل از شاهنامه الهام می‌گیریم، ای کاش راجع به تورم هم می‌نوشتی!؟

- نوشتم!

- واقعا!؟

- پ ن پ الکی! پسر جون٫ جهان سربه‌سر حکمت و عبرت است/ چرا بهره شما همه غفلت است؟              به کاری که زیبا نباشد کسی/ نباید که یادآورد زان بسی؟                                                                      چون این کار او جوید، او کار این / پر آشوب گردد سراسر زمین! اوکی؟

- آهان منظورتون همون نیروهای نالایق و نا کارامد هست؟

نفس عمیقی می‌کشد که پ‌ن‌پ نگوید! آخر این جلف بازی‌ها برای اینترنت است، با آرامش می‌گوید: بله!

کمی دیگر صحبت می‌کنیم، بلند می‌شوم که بروم٫ می‌گوید!

- خب، برای راهنمایی‌هاتون ممنونم! کاری چیزی ندارید؟

- چرا برای تشکر می‌تونی دفعه بعد که اومدی، ایکس باکس دو رو برام هدیه بیاری!

- وا، مگه قراره بازم بیام؟؟

- بله! مگه مشکل دنیای شما فقط تورمه؟


برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Eli-soltani
Eli-soltani
٩١/١٠/٠٨
١
٠
وای حواسمون باشه که تن فردوسی تو گور نلرزه.
mahshid2
mahshid2
٩١/١٠/٠٩
١
٠
لرزید رفت پی کارش
2nyadideh
2nyadideh
٩١/١٠/١٠
٠
٠
شمانميخواد نگران ايشان باشي!به فكر من باش كه به گمانم در آن دنيا حسابم با كرم الكاتبين است! از بس با امثال اين فردوسي ها شوخي كردم :/
m-ghorbani
m-ghorbani
٩١/١٠/٠٨
١
٠
بعله...ها؟آهان.تشکر از مطلبتون
2nyadideh
2nyadideh
٩١/١٠/١٠
٠
٠
خواهش قابل شما را نداشت :)
مجید
مجید
٩١/١٠/٠٩
١
٠
خوب بود............................
2nyadideh
2nyadideh
٩١/١٠/١٠
٠
٠
اين زمستوني شبيه هات چاكلت شدم؟ها! دم شمام گرم :)
هم سطر ، هم سپید
هم سطر ، هم سپید
٩٢/٠٢/٢٨
٠
٠
ممنون.
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
کار بزرگ پرسپولیس

نگاهی متفاوت به لیگ برتر ۹۵_۹۶

٩٥/١٢/٢٨
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
تبلیغات
تبلیغات