رهایی از زندان ذهن
معرفی کتاب

رهایی از زندان ذهن

نویسنده : amin20

شما در این کتاب، یاد می‌گیرید، از چشم اندازی دور به مشاهده ذهن‌تان بنشینید. در بخش اول کتاب یاد می‌گیرید چه طور افکارتان را بشناسید و آن‌ها را مشاهده کنید و چگونه فکرتان را تغییر دهید. 

در بخش دوم کتاب، به نقش و تأثیر این افکار در زندگی‌تان پی می‌برید. وقتی فریب افکارتان را نمی‌خورید و آن‌ها را به دقت شناسایی می‌کنید و می‌دانید که عملکردشان چیست و قرار است چه کار کنید، موفق می‌شوید که نفوذ آن‌ها را در زندگی‌تان کاهش دهید.

در بخش سوم کتاب به این موضوع می‌پردازیم که چه طور می‌توانید یک فکر را مشاهده کنید، بدون این‌که درگیر محتوای آن شوید. این کتاب، روش‌های نوین و خلاقانه‌ای در اختیار شما قرار می‌دهد تا در طول سفر روزانه ذهن‌تان، شما را همراهی کند. 

نام کتاب: رهایی از زندان ذهن 

نویسنده: ماتیو مک کی، کاترین سوتکر

مترجم: زهرا اندوز، حسن حمیدپور

  قیمت پشت جلد:7000 تومان

تعداد صفحه: 120

نشر: کتاب ارجمند 

قطع کتاب: رقعی

وزن: 350 گرم

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٢/١٦
١
٠
سلام:متشکرم
r_yazdani
r_yazdani
٩٣/٠٢/١٦
٠
٠
سلام. ممنون از راهنماییتون
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٢/١٦
١
٠
آقا من خیلی فریب افکارمو می خورم! باید بخونمش! حیف شد آقای ام اچ وی رفتن نمایشگاه وگرنه میگفتم بخرن واسم!
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٣/٠٢/١٦
٠
١
باید کتاب خوبی باشه.ممنون امین جان
سایه
سایه
٩٣/٠٢/١٦
١
٠
ممنون از معرفى :)
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٢/١٦
١
٠
زیادی فلسفی که نیست؟ درکش راحته آیا؟ | ممنونم برای معرفی :)
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٢/١٧
١
٠
ممنونم!من عاشق کتابم به دردم میخوره!
samira_h
samira_h
٩٣/٠٢/١٧
١
٠
امین جان شما خودت این کتابایی که معرفی میکنی خوندی؟
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٢/١٧
١
٠
خیلی ممنون
hamid_f
hamid_f
٩٣/٠٣/٠١
٠
٠
سلام ممنون بابت معرفی کتاب!کیه که بخونه...
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣