یلدا به سبک دهه شصت

یلدا به سبک دهه شصت

نویسنده : همتا

دهه هفتادی‌ها به بالا!
تا به‌حال یلدای زیر کرسی را تجربه کرده‌اید؟
امسال برای من‌که این اتفاق افتاد. باور بفرمایید این دهه شصتی‌ها راست می‌گفتند که یلدا قدیم‌ها مزه دیگری داشته و راست‌تر می‌گفتند که عجب چیزی بود کرسی! امسال بنابر اتفاق مراسم یلدای ما با یک عدد کرسی و مقداری فال حافظ همراه بود! از حق نگذریم واقعا چسبید! تصور کنید از سرمای شب یلدا پناه ببرید زیر یک کرسی بسیار گرم و نرم و در حالی‌که همه اعضای خانواده دور کرسی جمع شده‌اند، اسم فامیل بازی کنید و فال حافظ بگیرید! چیزی که در قدیم بسیار باب بود و الان به لطف برنامه‌های مهیج و سرگرم کننده سیما(!) به نوادر بدل گشته! ولی امسال بنده دهه هفتادی، این سنت قدیمی را تمام و کمال تجربه کردم. امسال که گذشت ولی اگر تا سال بعد احیانا قرار نبود دنیا دوباره نابود شود، از من می‌شنوید به فکر کرسی شب یلدا باشید... به امتحانش می‌ارزد...


برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
mahshid
mahshid
٩١/١٠/٠٦
١
٠
این کرسی چه کار ها که نمیکنه
sahar
sahar
٩١/١٠/٠٦
١
٠
آره منم امتحانش کردم..میچسبه.. نافرم....
f.qabel
f.qabel
٩١/١٠/٠٧
٠
٠
بله حق با شماست!!!!!
m-ghorbani
m-ghorbani
٩١/١٠/٠٧
٠
٠
چه لذتی داره.ولی حیف که هیچ وقت تجربه نکردم.یادمه شب یلدا های قبل در خانه مادربزرگ و پدربزرگم با فامیل دور هم جمع می شدیم و کلی می گفتیم و می خندیدیم.از چند روز قبل یه کدو می خریدیم و به شکلی عجیب و غریب در می آوردیمش منم همیشه عاشق کدوِ می شدم.شبا کنار خودم می خوابوندمش و وقتی خراب می شد رضایت میدادم بپزیمش.
m_sepehri
m_sepehri
٩١/١٠/٠٩
١
٠
آره.منم همین امسال تجربه اش کردم.واقعا حال میده.ممنون
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩١/١٠/١٠
١
٠
من كه هر سال افتخار تجربشو دارم خيلي فاز ميده
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣