حق مسلم شهروندی
صحنه هایی که من را یاد فیلم «گشت ارشاد» انداخت!

حق مسلم شهروندی

نویسنده : سیدمهدی خاتمی

1- خانمی که در رعایت پوشش خویش دقت عمل را رعایت نکرده است توسط جوانی مورد تعرض قرار میگیرد...

2- صدای ترمز؛ پیاده شدن دو نفر از ماشین و با لگد و فحاشی کردن جوان معترض را سوار خودروی شخصی کردند.

3- مردم مات و مبهوت،  بازیگران نقش اول این صحنه‌های جذاب سه مرد جوان که یکی از آنها یک بیسیم دارد و یک بانوی جوان!

4- دوباره صدای کشیده شدن لاستیک ماشین بر خیابان و دور شدن سریع خودرو از صحنه و مردمی که همچنان متحیر هستند که چه شد؟ اینان که بودند و...

تمام این چهار صحنه‌ای که برایتان توصیف کردم نه صحنه‌ای از یک فیلم بودند و نه یک سریال؛ بلکه تنها در عرض چند دقیقه در میدان شهدای مشهد بوجود آمدند و آنهم در مقابل چشمان مجاورین و زائرین علی بن موسی الرضا(ع)

 

چند نکته:

1- آیا خانم ها حق دارند که به هر صورتی پوشش خود را انتخاب کرده و باعث تحریک دیگران شوند؟

2- آیا ما تنها به خاطر هوسی کوتاه و نگاهی مسموم میتوانیم به دیگران تعرض کنیم؟

3- آیا تنها به صرف داشتن بیسیم میتوان کسی را سوار خودروی شخصی کرد؟

4- آیا ضابطین قضایی و یا حتی آمرین به معروف و ناهیان از منکر حق توهین و ناسزا گفتن و کتک زدن افراد را دارند؟

5- آیا یک متهم نباید از حق اولیه و مسلم شهروندی خویش که همانا تفهیم اتهام شدن است برخورد باشد؟ آیا حق ندارد برگه ماموریت ضابطین قضایی را مطالبه کند؟

باور کنید ناخودآگاه یاد فیلم "گشت ارشاد" افتادم و در دل گفتم نکند چند متر جلوتر پسر معترض با دادن مبلغی پول از ماشین پیاده شود و...

من اشتباه میکنم او حتما به سزای عمل خویش خواهد رسید!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
amin20
amin20
٩٣/٠١/٢٣
٠
٠
نمیدونم چی بگم !
z_zakhar
z_zakhar
٩٣/٠١/٢٣
٠
٠
از گشت ارشاد فقط اینو یادمه: پرچم دشمن شلوارکه ماست ودیگرهیچ
f_nietzsche
f_nietzsche
٩٣/٠١/٢٣
٠
٠
سلام...منم نمیدونم چی بگم...!!!
mohii-2
mohii-2
٩٣/٠١/٢٣
٢
٠
خیلی کارهایی هست که مجاز نیست ولی اعمال میشه!دیگه کم کم داره طبیعی میشه!متاسفم برای خودم...
H_fateme
H_fateme
٩٣/٠١/٢٣
٠
٠
ممنون از مطلب تون
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠١/٢٣
٢
٠
سلام:ازکجامیدونین اونهاهم مثل فیلم تقلبی نبودند،به هیچ عنوان حق ضرب وشتم کسی را ندارند.هرچندکه خانمهاهم باید رعایت حدودرابکنند.ممنون
چشم بسيج !
چشم بسيج !
٩٣/٠١/٢٣
١
١
اگر اون خانم مادر خودت ، يا خواهرت بود ، كه يكي بهشت تعرض مي كرد ، بازم اين متن رو اينطوري مي نوشتي ؟ مي نوشتي ، اول بايد محترمانه ازش عذر خواهي كنن ، بعد بهش بگن بفرماييد بشينيد تو ماشين ؟ ... آقاي محترم ، ازين زاويه هاش ديدي ؟ اون فيلم بسيج رو متهم كرد كه تو ذهنت نيمه خالي ليوان رو ببينه .بله ، تا حالا فكر كردي كه يه مردي چرا وقتي اون جوان تعرض كرد تو نرفتي نهي از منكرش كني ؟ به اينچي ؟ لابد فقط دلت از بسيجي پره يا چون فيلمش يا سريالش رو نساختن نتونستي تصورش كني ؟
khan
khan
٩٣/٠١/٢٣
١
٠
هر کسی که باشه، بسیجی یا غیر بسیجی، حق نداره اینطور برخورد کنه...
روشنا
روشنا
٩٣/٠١/٢٣
١
٠
به نظر من این متن قصد تخریب بسیج رو نداشت ,بهتره تعصبانه قضاوت نکنیم !
korosh
korosh
٩٣/٠١/٢٣
١
٠
هعی ! هعی ! هعی ! بی بند و باری پشت بی بند و باری ! چیکا میکنن اینا توروخدا !!!! ممنون مطلب عالی :)
samira_h
samira_h
٩٣/٠١/٢٣
١
١
باید بگم بسیج بسیار بدددددددد با این جوذ مسائل برخورد میکنه واقعا متاسفم
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٣/٠١/٢٣
٢
٠
نع ! بد و خوب هست همیشه با هم *:) بعضی وقت ها اون ها هم مجبورند *:)
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٣/٠١/٢٣
١
٠
چی بگم ؟! *:/ به امید اینکه حداقل ماها رعایت کنیم *:)
کاربر چراغ خاموش
کاربر چراغ خاموش
٩٣/٠١/٢٣
١
١
اگر اتفاقات اونطوری که شما تعریف کردین افتاده باشه همه این گروهها اشتباه کردن هر کدوم به اندازه ای ... اما یک مساله هست اونم اینکه ما معمولا اول قضایا رو قضاوت می کنیم بعد می بینیم یعنی ناخودآگاه جایی را که نمیخوایم نمی بینیم
سیدمهدی خاتمی
سیدمهدی خاتمی
٩٣/٠١/٢٣
٠
٠
من بدون هیچگونه قضاوتی نوشتم
hamid_f
hamid_f
٩٣/٠١/٢٣
٠
٠
من حرفی ندارم...
MILAD
MILAD
٩٣/٠١/٢٤
٠
٠
سکوت میکنم :((
رادمهر
رادمهر
٩٣/٠١/٢٤
٠
٠
خیر حق ندارد تفهیم اتهام شود،کلا جواب همه سوالاتون هست خیر.سوال بعد لطفا:)
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠١/٢٤
٠
٠
راستش من الان هنگ کردم!یعنی چی!کی مقصره !دختره ،پسره، یا اقایون حمایت گر!ها! خلاصه ما رو از هنگ بودن دربیارید!
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠١/٢٤
٠
٠
من حرفی ندارم بگم فقط می گویم بچه ی خوبی باشین مامان رو اذیت نکید تا بعد.
L.milad
L.milad
٩٣/٠١/٢٦
٠
٠
نمیشه جواب درستی به این قضایا داد........کلی حرف دارم....ولی سکوت اختیار کنم بهتره
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
نمی خواهم برگردم

حجره بهشت

٩٦/٠٣/٢٧
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
تبلیغات
تبلیغات