ته کلاس، ردیف آخر، صندلی آخر
معرفی کتاب

ته کلاس، ردیف آخر، صندلی آخر

نویسنده : amin20

«ته کلاس، ردیف آخر، صندلی آخر»؛ این رمان نوشته لوییس سَکِر و ترجمه پروین علی‌چور است. برادلی چاکرز، بزرگترین و تنبل‌ترین شاگرد کلاس است و علاقه شدیدی به گفتن دروغ‌های شاخدار دارد.

در مدرسه هیچ‌کس جز مشاور جدید مدرسه، کارلا دیویس، دروغ‌های او را باور نمی‌کند و او را دوست ندارد. او عاشق داستان‌های عجیب و غریب برادلی است امّا آیا می‌تواند برادلی را تغییر دهد؟ کارلا برای تغییر برادلی باید چه کاری را انجام دهد؟

این کتاب که شماره 29 سری رمان‌های نوجوان است، در سال 2000 منتشر شد. این کتاب دارای نثری ساده و جذاب است و دارای 46 فصل است. ناشر این کتاب، نشر افق می‌باشد

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
hamid_f
hamid_f
٩٣/٠١/١٩
٠
٠
ممنون بابت معرفی کتابت و فرهنگ سازی مطالعه!
amin20
amin20
٩٣/٠١/٢٠
٠
٠
خواهش میکنم
s_a
s_a
٩٣/٠١/١٩
٠
٠
خوشم اومد!!!!!!!!!!!! میخونمش :))))
mohii-2
mohii-2
٩٣/٠١/١٩
٠
٠
ممنون:)
amin20
amin20
٩٣/٠١/٢٠
٠
٠
خواهش میکنم
MILAD
MILAD
٩٣/٠١/٢٠
٠
٠
عجب اسمی .ممنون :)))
korosh
korosh
٩٣/٠١/٢٠
٠
٠
ممون واسه معرفىت ..... ولى من نمىتونم بخرم اىنجا گىر نمىاذ!!!
مهسا_
مهسا_
٩٣/٠١/٢٠
٠
٠
مرسی:)
neda_f
neda_f
٩٣/٠١/٢٠
٠
٠
تنکس:)
H_fateme
H_fateme
٩٣/٠١/٢٠
٠
٠
مر30
faeze
faeze
٩٣/٠١/٢٠
٠
٠
اسم کتابش خیلی با نمکه :) ممنون بابت معرفی.
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠١/٢٠
٠
٠
سلام:اول فکرکردم موضوع شاگردان آخر کلاس است.ممنون از معرفی کتاب
amin20
amin20
٩٣/٠١/٢٠
٠
٠
قابلی نداشت
fafa.tk
fafa.tk
٩٣/٠١/٢٠
٠
٠
خوندمش :)) خوشگله :) بخونینش :) ممنون :)
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠١/٢٠
٠
٠
ماكه هميشه سر كلاس رديف اول صندلي اول همون دم در..... بازم با اينكه كلا با روحيه ما در تضاد اگر جايي گير آورديم حتما ميخونيم... مرسي از شما....
par!sa
par!sa
٩٣/٠١/٢٠
٠
٠
من خوندمش :)))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))
L.milad
L.milad
٩٣/٠١/٢١
٠
٠
کاش یه گاز از کتاب رو هم میذاشتی..........((:
bablack313
bablack313
٩٣/٠١/٢١
٠
٠
ممنون. امیدوارم که بتونم بگیرم بخونمش...
Hadis Saberi
Hadis Saberi
٩٣/٠٣/٣١
٠
٠
خیلی خیلی ممنون میخونمش چون من همیشه ته کلاس می شینم اصن یه حالی میده که نگو البته بگم درسم عالیه هاااااااااااااا
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
تبلیغات
تبلیغات