همه مانند مریض هستیم و خدا مانند طبیب
یک درس اخلاق از آیت الله مجتهدی تهرانی(ره)

همه مانند مریض هستیم و خدا مانند طبیب

نویسنده : amin20

ما هر وقت گرفتار می‌شویم می‌گوییم خدا. استاد ما 62 سال پیش این شعر را می‌خواند:

هر وقت که سرت به درد آید

نالان شوی و سوی من آیی

چون درد سرت شفا بدادم

یاغی شوی و دگر نیایی

ما هر وقت با خدا کار داریم، می‌گوییم خدا. چقدر خوب است که وقتی هم که کار نداریم، بگوییم خدا.

راضی به قضا و قدر الهی باشیم:

خداوند تبارک و تعالی فرمود: اگر بنده بداند من خدای او هستم و هر چه صلاح اوست به او می‌دهم، در دلش از من ناراضی نمی‌شود.

در حدیث است که « أنتم کالمرضی و ربّ العالمین کالطّبیب.» ما همه مانند مریض هستیم و خدا مانند طبیب.

ساعت ده صبح دکتر به همراه مأمور آشپزخانه وارد اتاق بیماران می‌شود. ده تخت هم داخل اتاق است، دکتر می‌گوید: «به این چلوکباب بدهید با کره، به تخت کناری غذا ندهید، به او سوپ بدهید، به این شیر بدهید، به او کته بی‌نمک بدهید، به این آش بدهید، دیگری نان و کباب. » مریض‌ها همه یک جور به دکتر نگاه می‌کنند. حتی به کسی هم که می‌گوید غذا ندهید، او می‌فهمد که امروز عمل جراحی دارد و نباید غذا بخورد، چون می‌فهمد و می‌شناسد که دکتر خیرش را می‌خواهد، اعتراضی نمی‌کند.

حالا اگر بلند شود و بگوید که چرا به آن مریض چلوکباب بدهند و به من ندهند، دکتر می‌فهمد که این شخص روانی است. ما هم اگر به خدا بگوییم خدایا چرا به فلانی خانه دو هزار متری دادی و به من ندادی، ما هم روانی هستیم. ما هم قضا و قدر الهی را نشناختیم و نفهمیدیم. باید بفهمیم همان‌طور که مریض می‌فهمد و به دکتر اعتراض نمی‌کند، ما هم به خدا نباید اعتراض کنیم و هر چه به ما می‌دهد راضی باشیم.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
آسمانه
آسمانه
٩٣/٠٢/١٠
٠
٠
خدا بهشون اجر عنایت کنه. الحق که نفسشون حقه.. درست میگن..ما هستیم که خدایی خدا رو باور نکردیم..
A_Kh
A_Kh
٩٣/٠٢/١٠
٠
٠
مصلحت همه ما دست خداست.مطلبتون بسیار عالـــــیه.ممنونم.
amin20
amin20
٩٣/٠٢/١١
٠
٠
خواهش میکنم
t_tanin
t_tanin
٩٣/٠٢/١٠
٠
٠
بله واقعا همینطور است
Niva
Niva
٩٣/٠٢/١١
٠
٠
ممنون مطلب بسيار خوبی بود از مثال قشنگی استفاده کردن.خدا رحمت شون کنه
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٣/٠٢/١١
٠
٠
خیلی خوب بود.واقعا مطلب قشنگی بود.ممنون امین جان
amin20
amin20
٩٣/٠٢/١١
٠
٠
خواهش میکنم
samira_h
samira_h
٩٣/٠٢/١١
٠
٠
نباید اعتراض کنیم ....خدایا شکر
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٢/١١
٠
٠
بله..............واقعیت همینه.
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٢/١١
٠
٠
بعله درست می فرمایند
H_fateme
H_fateme
٩٣/٠٢/١١
٠
٠
ممنون بابت مطلبتون
neda_f
neda_f
٩٣/٠٢/١١
٠
٠
اره....ممنون عالي بود
neda_f
neda_f
٩٣/٠٢/١١
١
٠
خدایا آمدن و رفتن همگان و دوستی و دشمنی شان بسته به چیزی است این تویی که به هیچ چیز ، بر این ناچیز ، رحمت می آوری و مهر می گستری تو بمان که از همگان ماندگاتری خدایا تنها تویی که وقتی همه تنهایمان می گذارند جلیس و مونس و همدممان می شوی …
bablack313
bablack313
٩٣/٠٢/١١
٠
٠
تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن/ که خواجه خود روش بنده پروری بلد است... ممنون
neda_f
neda_f
٩٣/٠٢/١١
٠
٠
بی ﺩﻟﯿﻞ ، بی ﺑﻬﺎﻧﻪ ، یک ﺩﻓﻌﻪ ای ، ﻧﺼﻒ ﺷﺒﯽ ﻋﺠﯿﺐ ﺁﺩﻡ ﺭﺍ ﺁﺭﺍﻡ می ﮐﻨﻨﺪ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﺍﯾﻦ ﺍﺷﮏ ﻫﺎﯼ ﺑﯽ ﺑﻬﺎﻧﻪ ، ﺳﻨﺪﺷﺎﻥ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺧﺪﺍﺳﺖ !!! ﺩﻋﺎ یعنی ﻣﯽ ﺷﻨﻮﺩ ﺧﺪﺍ ﺗﻮ ﺭﺍ ! ﺍﺳﺘﺠﺎﺑﺖ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﻻﺗﺮ ؟؟؟
r_yazdani
r_yazdani
٩٣/٠٢/١١
٠
٠
در زندگی هیچ چیز ارزش نگرانی ندارد وقتی واقعیتی مثل خدا ساکن قلبت باشد. ممنون از مطلب عالیتون
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٢/١١
٠
٠
سلام: بسیار متشکرم
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٢/١٣
٠
٠
خیلی روایت جالبی بود ، انشاالله که توکل واقعی به خدا داشته باشیم.
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥