پنیر فروش بی‌درد
حال دیروز و امروز که این است وای به حال فردا

پنیر فروش بی‌درد

نویسنده : sam.ariyaee

سال‌ها پیش پنیر فروشی را شنیدم، بی‌درد.

و جوانی را شنیدم که از او پرسید: چرا بر  این ترازو کاغذ می‌گذاری، به جای جعبه کاغذی خودِ پنیر؟

گفت: جوان مقداری تفاوت کند؟

جوان گفت: مقداری چیزی نیست، ما می‌بخشیم

پنیر فروش گفت: عزیزم مقدار تو هیچی، همین مقدار مقدارها می‌شود روزی من و یک نان سنگک برای خانه و خانواده. بچه‌ام را که فردا راه کج رفت چه کنم؟ می‌گویم کاری نکردم، همین‌ها سببش خواهد شد.

 

حالا امروز را ببین که ترازوها دستکاری می‌شوند و آدم‌ها به راحتی از کنار هم گذر می‌کنند. پسر پنیر فروش را که ندیدیم، اما امثال این ترازو دستکاری بکن‌ها را دیدیم که حسابی بچه‌های‌شان به مشکل خوردند از این نان‌ها.

شب زمان خواب پنیر فروش را آرام و قرار نبود که چرا شاید به کسی کمتر از مقدار درخواستی پنیر دادم و نانم حلال نبوده و ترازو دستکاری بکن را نیز خواب نبود زیرا با خود می‌گفت: شاید فردا بتوانم بیشتر کلاه بگذارم ...

حال دیروز و امروز که این است وای به حال فردا...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
korosh
korosh
٩٣/٠١/٢٦
٠
٠
حال دیروز و امروز که این است وای به حال فردا... ! هعیییی ! ممنونم خیلی خوب بود :)
sam.ariyaee
sam.ariyaee
٩٣/٠١/٢٦
٠
٠
ممنون
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠١/٢٦
٠
٠
عالی بود ممنون از شما......
sam.ariyaee
sam.ariyaee
٩٣/٠١/٢٦
٠
٠
ممنون از شما دوست عزیز
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠١/٢٦
٠
٠
دمت گرم!عالی بود!
sam.ariyaee
sam.ariyaee
٩٣/٠١/٢٦
٠
٠
ممنون بابت نظر شما
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠١/٢٦
٠
٠
چقدر به جا بود! خیلیا به فکر کلاه گذاشتنن...
sam.ariyaee
sam.ariyaee
٩٣/٠١/٢٦
٠
٠
امیدوارم نه کلاهی گذاشته باشیم نه به روی سرمان گذاشته باشند ... ممنون از نظر شما دوست خوب
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٣/٠١/٢٦
٠
٠
عالی بود.این نونا هیچ کس رو به هیچ جا نرسونده.
sam.ariyaee
sam.ariyaee
٩٣/٠١/٢٦
٠
٠
این حرف رو بارها شنیدم آره نه میرسونه بلکه متوقفم میکنه
amin20
amin20
٩٣/٠١/٢٦
٠
٠
الن اینجوریه بعدا چی بشه !
sam.ariyaee
sam.ariyaee
٩٣/٠١/٢٦
٠
٠
خدا داند .... ممنون بابت نظرتون ...
amin20
amin20
٩٣/٠١/٢٦
٠
٠
احتمالا بعدا میگن اعتماد کنید بدون ترازو میدن دستت میگن برو !
ف.ش
ف.ش
٩٣/٠١/٢٦
٠
٠
چه مصداق خوبی
ف.ش
ف.ش
٩٣/٠١/٢٦
٠
٠
چه مصداق خوبی
sam.ariyaee
sam.ariyaee
٩٣/٠١/٢٦
٠
٠
ممنون از محبت شما
sam.ariyaee
sam.ariyaee
٩٣/٠١/٢٦
٠
٠
دوستان ممنون به خاطر این که لطف کردید به تازه ترین نوشته بنده نظر دادید ... امیدوارم حال همه ما خوب باشد ... و دیگر هیچ
H_fateme
H_fateme
٩٣/٠١/٢٦
٠
٠
ممنون
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٣/٠١/٢٦
٠
٠
ممنون ، تامل برانگیز بود *:) یاد ِ این حدیث افتادم : به حساب ِ خود رسیدگی کنید ، قبل از اینکه به حسابتان برسند *:/
L.milad
L.milad
٩٣/٠١/٢٦
٠
٠
اصلا نمیدونم چه مرضی افتاده بین ادمای الان که باید لقمه شون رو حروم کنن بعد بخورن.........هر مغازه ای میری طرف یه جوری می خواد یه چندرغازی بیشتر ازت بگیره(البته نه همه جا)نون وایی میری طرف پول تو گرد میکنه و بقیه شو یا نمیده یا خیلی کم تر از اون چیزی که هست نون میده
samira_h
samira_h
٩٣/٠١/٢٦
٠
٠
الان مال مردمو میخورن یه ابم روش به روی خودشونم نمی یارن
faride
faride
٩٣/٠١/٢٦
٠
٠
امان از این مال حرام!!خدا همه رو به راه راست هدایت کنه...
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠١/٢٦
٠
٠
متاسفانه برعکس بی توجهی که میشه نون حرام در زندگی آدم خیلی تاثیرات زیاد و بدی داره... . یک کتابی هست به نام "روزی حلال" نوشته محمد علی قاسمی به نظر من خیلی خوندنش مفیده هرکس میتونه تهیش کنه و بخونش. | خیلی ممنونم از مطلب خوبتون ، انشاالله که ما مراقب رفتار خودمون باشیم تا خدایی نکرده نونمون حرام نشه
mohii-2
mohii-2
٩٣/٠١/٢٧
٠
٠
بعله دیگه....
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
می روم شهر را بی خاطره قدم بزنم

دختری قید موهای خود را زد

٩٥/١٢/٠٧
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
بخشندگی و دل بزرگی

عارضه های میانسالگی

٩٥/١٢/٠٧
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
تبلیغات
تبلیغات