قاصدک کجای قصه گم شدی، تو کجا دلت رو باختی بی خبر

چشمک کدوم ستاره قلبتو، برد و عاشقش شدی بی دردسر

 

عاشق کی شدی عشق نیمه راه؟ بی تو قصه من آخر نمی شه

فکر نکردی انتظار این کلاغ، واسه رسیدن آخر نمیشه؟

 

حیفه قصه مون تموم نشه، بیا، قول می‌دم که آخرش برنده شی

شاید آخرش منم گریه کنم، اما قول می دم بهت تو خنده شی

 

توی قصه‌مون تو باز لیلی بودی، من شدم مجنون زار و در به در

قصه‌مون تازگی داشت قشنگ می شد که تو عاشق شدی رفتی بی خبر

 

قاصدک قصه باید تموم بشه، اشک مجنون که مهم نیست به خدا

نذار لیلی گم بشه تو آسمون، حیفه قصه مون تموم نشه ، بیا ....

 

سروده خودم 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
maryam
maryam
٩١/١٠/١٦
١
٢
به به به... فائزه عاشق شده..!!!!!!!!!!!!!!!!چشمم روشن ميگم تو جنبه دانشگاه رفتن نداري.!!
sahar.s
sahar.s
٩١/١٠/١٦
٠
٠
اشک در چشامنم حلقه زَد! من تو رِ مُکُشم!!! عاشق کی رفتی واز ؟؟ :)))) این تیکه اش توی قصه‌مون تو باز لیلی بودی، من شدم مجنون زار و در به در قصه‌مون تازگی داشت قشنگ می شد که تو عاشق شدی رفتی بی خبر..... آتیشمان زَد داغون! :(((( دلم کباب رَف برات! :)))
sahar
sahar
٩١/١٠/١٦
٠
٠
همتای عزیزم..ممنون بابت این شعر زیبا...اما من 1انتقاد ازت داشتم...شعر قبلیت فوق العاده بود. من واقعا عاشق اون شعر شدم..حتی واسه اطرافیانم هم اونو خوندم تا همه لذتشو ببرن...الان وقتی دیدم یک شعر جدید از تو هست خیلی خوشحال شدم و انتظار داشتم اینم به اندازه ی اون من رو به وجد بیاره....اما راستش این شعر شاید واسه کسی که نشون داده چقدر قلمش زیباست..کافی نباشه...تو می تونی بهترین باشی دوست من..من بهت ایمان دارم...موفق باشی
٩١/١٠/١٧
٠
٠
عزیزم حق با تویه فاصله زمانی بین این دو شعر خیلیه شعر قبلی همین امسال گفته شده ولی این شعر مال حداقل سه سال پیشه. ممنونم از راهنمایی قشنگت.
asghar
asghar
٩١/١٠/١٦
٠
٠
بیام ؟؟؟؟؟؟ کجا بیام؟؟؟؟ من متنبه شدم پس از خواندن این شعر الان میام
اسمانه
اسمانه
٩١/١٠/١٦
٠
٠
زیبا بود.. امیدوارم تداوم داشته باشد قلم زیبایت...
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩١/١٠/١٧
٠
٠
مرسی عزیزم...زیبا بود
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
مرکز مشاوره دکتر گل آبی

فعلاً خیالتان راحت باشد

٩٦/٠٣/٣١
تبلیغات
تبلیغات