کارتونی که به واقعیت می‌پیوندد

کارتونی که به واقعیت می‌پیوندد

نویسنده : mahshid2

بالونی جالب ساخته شده از بادکنک به سبک کارتون "UP" . این بالون توسط مرد 38 ساله ای برای فستیوال بالون سواری در مکزیک ساخته شد و حتی با نام و مشخصات در دایرکتوری هواپیما ها به نام N878UP به ثبت رسید

 

up ‏ یک فیلم پویانمایی آمریکایی محصول سال ۲۰۰۹ با زمینه کمدی-درام است که توسط استودیو پیکسار ساخته شده‌است.

داستان فیلم: رویای پیر مرد ۷۸ ساله بادکنک فروش – "کارل فردریکسِن" – به تحقق می پیوندد. او هزاران بادکنک را به خانهٔ خودش وصل می‌کند و عازم "آبشار بهشت" در آمریکای جنوبی می شود. پسر بچه ای خوش بین به نام "راسل" به طور اتفاقی با "فردریکسِن" همسفر می شود. در این سفر پر ماجرا یک سگ – "داگ" - و یک پرندهٔ کمیاب – "نوک دراز" – با آنها همراه می شوند.


 
 
برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
m-ghorbani
m-ghorbani
٩١/١٠/٠٦
٢
١
چه جالب مهی جون.فقط یه سوزن کم داره که جالب ترم میشه!
mahshid2
mahshid2
٩١/١٠/٠٧
١
٠
چه سر سوزنی؟ خیلی هم کامله !
m_sepehri
m_sepehri
٩١/١٠/٠٧
٣
٠
فکر کنم منظورشون اینه که با یک نوک سوزن همه بادکنکا رو بترکونن.
mahshid2
mahshid2
٩١/١٠/٠٧
٢
٠
آهان تازه گرفتم مرسی سپهری جان!
m_sepehri
m_sepehri
٩١/١٠/٠٧
٢
٠
خییییییییییییلی جالبه
mahshid2
mahshid2
٩١/١٠/٠٧
٢
٠
ببخشید خانم سپهری من و m.ghorbani می خواهیم یک گروه جیمی تشکیل بدهیم شما می تو نید به گروه ما ملحق شوید
h_khabazi
h_khabazi
٩١/١٠/٠٧
٢
٠
1- خیلی جالبه... 2- گروه...؟؟؟؟ ... 3- منم بیام؟؟؟ 4- اگه راهم ندید یه گروه میسازم علیه دخترا هاااا.... اسمشم میذاریم Anti Girl... :d
mahshid2
mahshid2
٩١/١٠/٠٨
٢
٠
نمی دونم اگه شما هم دوست دارین, بیان تو این گروه. توضیحاتش را توی تخته سیاه نوشتم
parisa
parisa
٩١/١٠/٠٨
٣
٠
خوش به حالش..... منم میخوام...
iMAN-HKT
iMAN-HKT
٩١/١٠/١٢
٠
٠
سر شما درد نکنه ...!
bye
bye
٩١/١٠/١٩
١
٠
دست شما درد نکنه...! دوست خوبم
mahshid2
mahshid2
٩١/١١/٠٥
١
٠
چاکر دادا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!1
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٥/٠٢/٠٤
٠
٠
خونه گداشت واقعیش:-\
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠