بازیِ هست و نیست!
ریز و درشت از اِلمان‌های نوروز 93

بازیِ هست و نیست!

نویسنده : سایت جیم

سارا ادیبان

اگر خاطر مبارک و شریف‌تان باشد، نوروز 92 در سایت جیم (همین جایی که الان شرف حضور دارید) به معرفی جزئیاتی از اِلمان‌های نوروزی آن سال پرداختیم که اتفاقا مورد استقبال جمع کثیری از سایت خوانان جیم هم واقع شد. امسال نیز تنها به دلیل سیل گسترده درخواست‌های شما که از راه دور و نزدیک با ارسال پیامک، تراکت، کبوتر نامه‌بر و ایضا تجمع‌های قانونی به دست ما رسید، تصمیم گرفتیم آن‌چه در نگاه اول در اِلمان‌های بهاری مشهد دیده نمی‌شود را برای‌تان بنویسیم، این شما و این اِلمان‌های 93

 

نام المان: قایم باشک

طراح: هاشم شفیعی

(کجاست؟) : احمدآباد - در امتداد نرده‌های هتل هما

معرفی المان: انگار که آن خاطرات قدیمی از لابه‌لای سلول‌های خاکستری مغزت شّره می‌کنند و از گوش چپت جاری می‌شوند روی سرشانه‌ها، بازو و مچ دستت و بالاخره می‌رسند به سر انگشتانت تا آهسته بزنی سر شانه‌اش و بگویی: گرفتمت! درست قبل از آن‌که بگوید:سُک سُک

چه بازی شیرینی بود این قایم باشک بازی. چه خوب بود که هر بار گم می‌شدیم از نگاه‌ها، کسی بود که بیاید و بگردد و پیدای‌مان کند.

حالا این بازی شیرین دستمایه هنرنمایی یک هنرمند مشهدی شده است تا یکی از المان‌های نوروزی مشهد را از آن الهام بگیرد.

هاشم شفیعی طراح المان قایم باشک، دلیل این انتخاب را نوستالژی این بازی برای نسل‌ها و فرهنگ‌ها می‌داند و معتقد است که این همان بازی بوده که پدرها و مادرها با فرزندان‌شان و فرزندان‌شان با فرزندان‌شان انجام می‌داده‌اند.

به بیان این هنرمند، سادگی این بازی بهانه او شده تا آن را دستمایه تولید یک اثر هنری قرار دهد.

شفیعی برای‌مان توضیح می‌دهد که شخصیت‌های این اثر هنری را در 6 فیگور طراحی کرده است که در یک فضا با کنج‌های مختلف - که می‌توانند نماد کوچه، منزل و یا حیاط خانه باشند- به بازی مشغولند.

به زعم او آنچه شاید مخاطب ببیند اما متوجه آن نشود، یکسان بودن چهره همه مجسمه‌هاست، که حکایت از یکی بودن همه شخصیت‌ها و تکرار فیگورها در قالب هر شخصیت دارد.

او برای‌مان توضیح می‌دهد که هر کدام از این مجسمه‌ها یا فیگورها در ابعاد انسانی ساخته شده‌اند و برای تولید آن‌ها نیز از فایبرگلاس با زمینه یونولیت استفاده شده و کف کار هم برای جلوگیری از نفوذ رطوبت، «پی وی سی» است.

شفیعی یک نکته جالب دیگر را هم برای کارش یادآور می‌شود: دوست داشتم مردم با این المان ارتباط بگیرند، یعنی آن‌ها هم بشوند بخشی از این کار و یا با آن عکس بگیرند و یا خودشان هم فیگورها را تقلید کرده و به قایم باشک مشغول شوند، پس بین شخصیت‌ها فاصله‌هایی ایجاد کردم که فرصت می‌دهد به مخاطب برای همراه شدن با این بازی و تبدیل شدن به بخشی از این اثر هنری.

این کارشناس ارشد کارگردانی انیمیشن که پیش از این نیز چندین کار ملی و بین المللی تولید کرده است، از استقبال مخاطبان از کارش می‌گوید و تاکید دارد که اگر جای 20روز، بیشتر از این‌ها برای اجرای این المان به او فرصت داده بودند، کیفیت آن بهبود می‌یافت و کار مقبول‌تر بود اما در عین حال همین کار هم مورد توجه مخاطبان قرار گرفته است.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
par!sa
par!sa
٩٣/٠١/١٠
٠
٠
ایول :)
MILAD
MILAD
٩٣/٠١/١٠
٠
٠
ممنون .من ندیده بودم اینو :)))
t.m
t.m
٩٣/٠١/١٠
٠
٠
:)))))))))))))))
mohii-2
mohii-2
٩٣/٠١/١٠
٠
٠
واقعا چقدر خلاقیت به کار رفته تو این المان!
maede
maede
٩٣/٠١/١٠
٠
٠
خوبه ولی قبلیارو بیشتر دوست داشتم.معرفی المانم خیلی خوب بود :)
fafa.tk
fafa.tk
٩٣/٠١/١٠
٠
٠
اینو ندیده بودم :))) تشکر :))
Mohaddeseh.Gh
Mohaddeseh.Gh
٩٣/٠١/١٠
٠
٠
منم اینو ندیده بودم.مچکر : )))
ghazale
ghazale
٩٣/٠١/١٠
٠
٠
:))))))))))))))))))))))))))) خعلی قشنگه :))
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠١/١٠
٠
٠
آقا دیگه من المان میخوام!
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٣/٠١/١١
٠
٠
کارت عابرم مال بانک سپهه
ghazale
ghazale
٩٣/٠١/١١
٠
٠
خخخ ! اون المان نیستا :دی
H_fateme
H_fateme
٩٣/٠١/١٤
٠
٠
مرسی
طلایه
طلایه
٩٣/٠١/١٤
٠
٠
من اون خیلی دوست دارم چون نزدیک مدرسمه ولی خوب اولش ازهر طرف نگاهش کردم نفهمیدم دارن چکارمیکنن الان روشن شدم ممنون
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠