من دیگه حرفی ندارم!
40 دیالوگ جذاب و خواندنی از مجموعه کلاه قرمزی (بخش دوم)

من دیگه حرفی ندارم!

نویسنده : سایت جیم

احسان رحیم‌زاده

چند روز قبل اولین قسمت از دیالوگ‌های ماندگار کلاه قرمزی (برای خواندن این‌جا کلیک کنید) را برای شما فرستادم. امروز نوبت بخش دوم است. این شما و این هم جملات قصار این عروسک‌های دوست‌داشتنی.

 

اقای مجری:شما 35 تا گل خوردین!

فامیل دور :اقای مجری شما دیگه چرا؟ 35 بیشتره یا 1؟

اقای مجری: 35

فامیل دور: من دیگه حرفی ندارم!

***

کلاه‌قرمزی: می‌دونی چند تا کلاه ‌قرمزی تو کوه قایم شدن؟

آقای مجری: چند تا کلاه‌قرمزی تو کوه قایم شدن؟!

کلاه‌قرمزی: من هرچی می‌گفتم اونا هم همون رو می‌گفتن! من می‌گفتن سلین اونا می‌گفتن سلین، سلین لین لین لین

****

آقای مجری: دارید چیکار می‌کنید؟

پسر عمه زا: داریم میریم بیرون لپ تاپو خاموش کنیم. 

آقای مجری: لپ تاپ که این‌جا رو میزه. 

کلاه قرمزی: آره. از برق در آوردیمش خاموش نشد، داریم میریم فیوز رو قطع کنیم!

***

مجری :چه فیلمی می‌خواید ببینید؟

کلاه قرمزی: کلابلانکا

پسر عمه زا: ارباب کتلت‌ها

ببعی: درباره بی بی

فامیل دور: دور شهر بی‌دفاع

گابی: بر گاو رفته

***

فامیل دور: خانم افشار می‌شه از من یه عکس بگیری؟ من از بچهگی آرزوم بوده خانم مهناز افشار از من عکس بگیره!

***

آقای مجری: کلاه قرمزی برای چی خونه تکونی میکنیم؟

کلاه قرمزی: برای اینکه پدرمون درآد...!

***

فامیل دور:آقای مجری یه چیزی بگم اصن باورتون نشه، من بچه بودم...

آقا مجری: خُب؟

فامیل دور: باورتون شد؟!

آقای مجری: بله باورم شد!

فامیل دور: چی جوری شما باورتون شد آقای مجری؟! من خودم باورم نمیشه!

***

آقوی همساده:

ما رفتیم محضر ماشینو به نام خودمون کنیم.....

یهو نفهمیدیم چی شد اون وسط از یکی طلاق گرفتیم!

ما که اصلا زن نداشتیم...

الان ۵ ساله دارم مهریه می‌دم...

آقای مجری: به کی ؟

نمیدونم به کی....

ینی داغونمااااا له لهم

 ***

آقای مجری: در خواست‌مون رو می‌تونیم با یه کلمه قشنگ بگیم. مثلا یه لیوان آب بخوایم چی می‌گیم؟

پسر خاله: خودمون می‌ریم آب می‌خوریم، برای بقیه هم میاریم.

- نه، مثلا بخوایم بگیم این شیرینی رو به من بده ...

+ خودمون بلند می‌شیم بر می‌داریم، به بقیه هم تعارف می کنیم.

- نه، یه کلمه‌ای بگو که محبت شما رو به من نشون بده.

+ می‌خوای برم نون بگیرم؟ می‌خوای برم نفت بگیرم؟ آب بیارم؟

- نه نه ... قبل از این‌که بگیم این شیرینی رو به من بده، می‌تونیم یه کلمه قبلش بذاریم. بگیم: «عزیزم، ممکنه شیرینی رو به من بدی؟»

بله بفرما. بفرما. من خودم باید زودتر می‌فهمیدم شیرینی می‌خوای، بهت می گفتم. بفرمایین. بفرمایین

 ***

پسر خاله: آدما نباس دوست پیدا کنن، چون وقتی می‌رن، وقتی دیگه نمیشه بهشون زنگ بزنی، وقتی نمیتونی درد و دل کنی یا حتی باهاشون شوخی کنی و بخندی و همه دوستی خلاصه می‌شه تو عکس‌هات و خاطراتت، هی بغض تو گلوت گیر می‌کنه. خفه‌ات می‌کنه. آدما باس همیشه تنها بمونن

***

پسر خاله : یه روز رفتم نونوایی …

نونوا گفت هر کسی اومد، بهش بگو پشت سرت وا نسه …

نون نمی‌رسه

منم هر کی اومد، گفتم بیا جلوی من واسا …

پشت سرم نون نمی‌رسه … !!

مگه چیه؟!

***

آقای مجری: من دو ساعته دارم تو رو صدا می‌زنم. صدامو نشنیدی؟

پسر عمه زا: چرا شنیدم

آقای مجری: پس چرا نیومدی؟

پسر عمه زا: اهمیت ندادم

***

(بعد از بازی گل کوچیک)

آقای مجری: فامیل دور بازی رو چطور دیدید؟

فامیل دور: با چشمام دیدم .....!!!

***

پسرخاله توی دادگاه: یه مورچه یه دونه رو به دوش میکشه، باد میزنه و دونه رو میندازه، اتفاقه دیگه! یه گربه لب حوض می‌خواد ماهی بگیره، میفته تو حوض، هه هه اتفاقه دیگه میفته

اصلا اتفاق باید بیفته...

بچه‌ها رو به خاطر یه اتفاق نباید انداخت زندان!

***

آقای برق کار: اگه سیم لخت باشه چی میشه ؟ 

کلاه قرمزی : خوب سیم خجالت میکشه ...

***

آقای مجری : شعری که بلدی رو بخون

جیگیر: گفتم غم تو دارم، گفتا غمت سرآید، گفتی یا نگفتی؟ گفتی یا نگفتی؟ گفتی یا نگفتیی ؟

مجری: شاعر گفته به ما چه؟

ببعی:  It’s nice to be important, but it’s more important to be nice

مجری: نه شعر فارسی بخون

ببعی: در گلستانه چه بوی علفی می‌آمد، به به .

***

ببعی:   make a word with A

طناز طباطبایی:  A Apple

ببعی:  no. A Kaho

طناز طباطبایی: کاهو که فارسیه !

ببعی:  no it is a international word 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
par!sa
par!sa
٩٣/٠١/٠٨
٠
٠
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ عاااااااااااااااااااالی ..
ghazale
ghazale
٩٣/٠١/٠٨
١
٠
بــبـــعــی :)))))))))))))))))))) خعلی دوسش میدارم :)) اون جایی که شهاب حسینی اومده بودم خعلی خوب بود خخ
 Bad G!ЯL
Bad G!ЯL
٩٣/٠١/٠٨
٠
٠
خیلی خندیم :)) ... ممنونم
khan
khan
٩٣/٠١/٠٨
٠
٠
بی نظیر بود... این مجموعه پایان نداره...
کاربر چراغ خاموش
کاربر چراغ خاموش
٩٣/٠١/٠٨
٠
٠
خندیدیم اکثرش، خیلی جالب بود.
ghazale
ghazale
٩٣/٠١/٠٨
٣
٠
اون آخری بعدش میگه - make a word with B like babaii طباطبایی میگه ببعی که فارسیه خخ ببعی میگه : no it is an international word too خخخ
mohii-2
mohii-2
٩٣/٠١/٠٨
٠
٠
خخخخخخخخ خعلی خوب بود:))))
F-jafari
F-jafari
٩٣/٠١/٠٨
٠
٠
عالی بود ممنون:)))
سارا
سارا
٩٣/٠١/٠٨
٠
٠
خخخخخخخخخخ ممنون:)
fcb_messi
fcb_messi
٩٣/٠١/٠٨
٠
٠
عالی!!!!!! :))))
janbarkaf
janbarkaf
٩٣/٠١/٠٨
٠
٠
خعلی قشن بود ....آقو اصن من با حرفای پسر خاله خعلی کیف میکنم ....« آدما نباس دوست پیدا کنن، چون وقتی می‌رن، وقتی دیگه نمیشه بهشون زنگ بزنی، وقتی نمیتونی درد و دل کنی یا حتی باهاشون شوخی کنی و بخندی و همه دوستی خلاصه می‌شه تو عکس‌هات و خاطراتت، هی بغض تو گلوت گیر می‌کنه. خفه‌ات می‌کنه. آدما باس همیشه تنها بمونن» ..... دلم یه جوری شد ....
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠١/٠٨
٠
٠
پسر خاله: آدما نباس دوست پیدا کنن، چون وقتی می‌رن، وقتی دیگه نمیشه بهشون زنگ بزنی، وقتی نمیتونی درد و دل کنی یا حتی باهاشون شوخی کنی و بخندی و همه دوستی خلاصه می‌شه تو عکس‌هات و خاطراتت، هی بغض تو گلوت گیر می‌کنه. خفه‌ات می‌کنه. آدما باس همیشه تنها بمونن
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠١/٠٩
٠
٠
:(
janbarkaf
janbarkaf
٩٣/٠١/٠٩
٠
٠
ااااااا ... شما هم؟؟؟؟
M-N-SONEI
M-N-SONEI
٩٣/٠١/٠٨
٠
٠
دم همشون گرم کلا کرکر خندست این کلاه قرمزی مخصوصا اون قسمتی که فامیل خیالی اومد
MILAD
MILAD
٩٣/٠١/٠٨
٠
٠
ممنون عالی بود :))))
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٣/٠١/٠٩
٠
٠
ای جونــــــــــــــم کلاه قرمزی من از دوران طفولیت نگاه میکردم *:) دستتون درد نکنه *:) وآآآآآآی ببــــــــــــــــعی *:)
Vania
Vania
٩٣/٠١/٠٩
٠
٠
چقد این پسرخاله بچه مهربونیه...ببعیم که جای خود داره..:)))))))))))))))))
r-bagheri22
r-bagheri22
٩٣/٠١/٠٩
٠
٠
عالی بود کودکی واقعا شیرین وغیرقابل برگشته
maede
maede
٩٣/٠١/٠٩
٠
٠
خیلی خوب بودن همشون :))) شکرستان و کلاه قرمزی واقعن عااااالین :) مرسی.
sin germany
sin germany
٩٣/٠١/٠٩
٠
٠
خخخخخخیلی خوب بود دمتون گرمممممممممممممممممم
f_nietzsche
f_nietzsche
٩٣/٠١/١٠
٠
٠
سلام...ینی حلالت ترکندی ها با این کلاه قرمزی
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦