خواندن را با رمان خوب شروع كنيد
معرفي چند رمان پرخواننده به انتخاب سايت جيم

خواندن را با رمان خوب شروع كنيد

نویسنده : زهرا خنداندل

زهرا خندان‌دل/ گاهي وقت‌ها حوصله‌مان سر مي‌رود و هيچ كاري هم براي انجام نداريم، مثل زمان‌هاي پرت كه داخل اتوبوس مي‌گذرانيم- البته اگر مثل من اتوبوس سوار باشيد-  شايد خواندن يك كتاب و غرق شدن در دنياي آدم‌هايي از جنس خودمان راه حل خوبي براي گذراندن اين اوقات باشد. بياييد باهم سري به چندتا از آن‌ها بزنيم: 

 دست و استخوان

نام اثر: استخوان خوك و دست‌هاي جذامي-چاپ دوازدهم-
انتشارات: نشر چشمه 
داستان روايت جالبي است از افراد يك آپارتمان كه با دوربين نويسنده، وارد مشكلات زندگي هركدام از آن‌ها مي‌شويم. و همراه‌شان احساسات انساني را تجربه مي‌كنيم.دانيال شخصيت محوري داستان حرف‌هايي براي گفتن دارد اما چون يك شخصيت ماذوخيست است جدي گرفته نمي‌شود توسط مخاطب، غافل از اين‌كه تنها كسي كه خوب مي‌فهمد اوست.
بيوگرافي نويسنده:
مصطفي مستور در سال 1343 در اهواز به دنيا آمد. وي درسال 1367 در رشته مهندسي عمران فارق التحصيل شد. وي نخستين كتاب خود را نيز با نام «عشق روي پياده رو» در سال 1377 منتشر كرد.

 

كافه زندگي

نام اثر: كافه پيانو -چاپ سي و ششم-
انتشارات: نشر چشمه
قصه زندگي مردي است كه مي‌خواهد همسرش را طلاق دهد و براي پرداخت مهريه او يك كافه باز كرده است. داستان با زباني طعنه‌دار و خودماني در بستر يك زندگي شخصي پيش  مي‌رود و در واقع آبستني از برش‌هاي زندگي افرادي است كه به كافه رفت و آمد نيز دارند يا به نوعي از دوستان مرد كافه‌دار هستند.
بيوگرافي نويسنده:
فرهاد جعفری متولد ۸ شهریور ۱۳۴۴، شوسف - روزنامه‌نگار و نویسنده ایرانی است. وی فارغ‌التحصیل رشته حقوق قضایی از دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد است.

 

عروس و داماد بازي

نام اثر: بازي عروس و داماد -چاپ دهم-
انتشارات: نشر چشمه
براي معرفي اين مجموعه داستان كوتاه ترجيح دادم يك داستان از خود كتاب را بياورم.
خاك مادر:
پدر گفت: مادرت به آسمان‌ها رفته. عمه گفت: مادرت به يك سفر دور و دراز رفته. خاله گفت: مادرت آن ستاره پرنور كنار ماه است. دختر بچه گفت: مادرم زير خاك رفته است. عمه گفت: آفرين، چه بچه واقع‌بيني، چقدر سريع با مسئله كنار آمد. دختر بچه از فرداي دفن مادرش، هر روز پدرش را وادار مي‌كرد، او را سر قبر مادرش ببرد. آن‌جا ابتدا خاك گور مادر را صاف مي‌كرد، بعد آن را ‌آب پاشي مي‌كرد و كمي با مادرش حرف مي‌زد. هفته سوم وقتي آب را روي قبر مادرش مي‌ريخت، به پدرش گفت: پس چرا مادرم سبز نمي‌شود؟
بيوگرافي نويسنده:
بلقیس سلیمانی متولد ۱۳۴۲ در کرمان، نویسنده، منتقد ادبی و تهیه کننده. معاصر ایرانی است. کتاب‌های او در رشته کارشناسی ارشد فلسفه تحصیل کرده‌است و مدیر گروه مطالعات فرهنگی و فرهنگ عامه شبکه رادیویی فرهنگ می‌باشد. 

  

من براي او

نام اثر: من او -چاپ بيست و هفتم-
انتشارات: سوره مهر
«تنها بنايي كه اگر بلرزد محكم‌تر مي‌شود دل است. دل آدمي زاد بايد مثل انار چلاندش، تا شيره‌اش در بيايد حكما شيره‌اش هم مطبوعه؟ كريم نمي‌دانست «مطبوع» يعني چه، اما سري تكان داد درويش مصطفي دوباره به علي نگاه كرد. دستي به سر علي كشيد و گفت: «تبركا» بعد دستش را به موها و ريش‌هاي سپيدش كشيد. عاشقي كه هنوز غسل نكرده باشه، حكما عاشقه، نفسش هم تبركه ...ياعلي مددي!»
"من او" رماني كه از عشق سخن مي‌گويد. در اين رمان مي‌توانيد شاهد اثرات اين عشق اساطيري روي شخصيت‌هاي اصلي داستان باشيد. يكي از ويژگي‌هاي اين رمان فصل‌ها و نام‌گذاري جالبي است كه هركدام متناسب با زاويه ديد آن است. فصل‌هايي به صورت «يك من»-نويسنده- و «يك او»-اول شخص داستان-.
بيوگرافي نويسنده:
رضا اميرخاني در سال ۱۳۵۲ در تهران متولد شد. او در دبیرستان علامه حلی تهران درس خوانده‌است. مدتی سردبیری سایت لوح ارگان نویسندگان ادبیات پایداری را بر عهده داشت و در پاییز ۸۴ از این مقام استعفا داد وی از سال ۸۴ تا ۸۶ رئیس هیات مدیره انجمن قلم ایران بود. 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
افسانه
افسانه
٩١/٠٧/١٤
٥
٠
درور . منم موافقم اما به شرطی که رمانهای من رو هم بعد از انتشار بخونید
f.qabel
f.qabel
٩١/٠٨/٢٣
٢
٠
برای کسی که میخواد شروع کنه رمانهای خارجی جذاب هم خوبن..البته اگه سنگین باشه ممکنه طرف پشیمون بشه!
m.m
m.m
٩١/٠٩/٠٢
٠
٠
اسم رمان رضا امیرخانی "من او" میباشد نه"من برای او"!
fanaz
fanaz
٩١/٠٩/٠٨
١
٠
عالیه مرسی موافقم البته با رمانهای خارجی بیشتر موافقم!
nikta_21
nikta_21
٩٢/٠١/٢٠
٠
٠
ما که از 8 سالگی این همه رمان و داستان و شعر سرد و گرم( : جذاب و به درد نخور)خوندیم ،حالا اعصابمون خورد می شه این مطلب رو بخونیم.
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
ممنون از اطلاعاتتون
رز
رز
٩٢/٠٥/٢١
٠
٠
اییییش خوشم نیومد ببخشیدااااااااااااا
مهدی
مهدی
٩٢/١١/٢٤
٠
٠
ممنون از مطلب مفیدتون خیلی کمکم کرد
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣