بگذاریم و بگذریم
به افق شهدا، وقتِ گذاشتن و گذشتن است...

بگذاریم و بگذریم

نویسنده : حلما(سرباز ولایت)

آخرین سفر 4 هفته پیشم باعث شد قلم در دست گیرم و چند سطری سیاه کنم، رفتنم به سرزمین نور و همچنین پر کشیدن مرغ دلم با یاد تابوت شهید گمنام در معراج الشهدا....

هر تپش قلب، فریادی‌ست از گذشتن و هر نفس گامی است به سوی مقصد. قافله عمر در حرکت است و آنچه در جاده زندگی می‌ماند"ایمان" است و"عبادت" و "ایثار".

"الذین یومنون بالغیب و یقیمون الصلاه و مما رزفناهم ینفقون"

آنانی که دیروز از این جاده گذشتند، ایمانی داشتند "استوار" وعبادتی خالی از"ریا" و انفاقی بی هیچ "منت".

آنانی که دیروز از این جاده گذشتند به این "معرفت" دست یافتند که در کجای کاینات هستند و برای چه آمده اند"اطیعوالله و اطیعوالرسول و اولی الامر"

تنها تقوا را پیشه‌ی خود نساختند؛ حق تقوا را به جای آوردند"یا ایهاالذین امنوا اتقواالله حقَّ تُقاتِه"

تنها باب جهاد اصغر و اکبر را به روی خود نگشودند؛ حق جهاد را ادا کردند"و جاهدوا فی اللهِ حقَّ جِهاده"

همسفر! امروز من و تو، مسافر همین جاده‌ایم؛ جاده‌ای که قبل از من و تو مسافران قبیله آفتاب از آن گذشتند؛ آنانی که از "کثرت" به "وحدت" رسیدند. چون آنچه از دنیا برداشته بودند یکی بود و آنچه از دنیا میخواستند یکی.

آنانی که وسعت آسمان، رو انداز آنها بود و خاک بسترشان؛ آنقدر می‌خوردند که نافله شبشان قضا نشود و آنقدر بر می‌داشتند که مانع پروازشان نباشد.

گذاشتند و گذشتند، بگذاریم و بگذریم...

قافله عمر در حرکت است، تپش قلبمان را گوش کنیم. جا پای مسافران دیروز بگذاریم؛

به افق شهدا،  وقتِ گذاشتن و گذشتن است...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
hamta
hamta
٩٣/٠١/٠٦
٠
٠
راهیان نور واقعا سفر عجیبیه.... روحیان آدمو دگدگون می کنه..... امیدوارم همه ما بتونیم اگر نه با جونمون ، حداقل با قلممون ، افکارمون و رفتارمون ادامه دهنده راه شهدا باشیم....
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠١/٠٦
٠
٠
شاهدخت حلقه گل انداخت گردنت؟! :))
سرباز ولایت
سرباز ولایت
٩٣/٠١/٠٦
٠
٠
بله.کاملا همینطوره...انشاءالله ک بتونیم جا پاشون بذاریم...ممنونم از نظرتون..
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٣/٠١/٠٦
٠
٠
معرکه بود *:) جای خالی ِ آدم هایی که رفتند این روزها خیلی خالیه *:/ شهید چمران ، شهید رجایی و ...
سرباز ولایت
سرباز ولایت
٩٣/٠١/٠٦
٠
٠
آره واقعا خالیه...شما لطف دارین مهلا خانوم...
mohii-2
mohii-2
٩٣/٠١/٠٦
١
٠
گذاشتند و گذشتند، بگذاریم و بگذریم...بسیار زیبا وصف کرده بودید:))
سرباز ولایت
سرباز ولایت
٩٣/٠١/٠٦
٠
٠
خواهش میکنم...تشکر از شما.
janbarkaf
janbarkaf
٩٣/٠١/٠٧
٠
٠
ایشالا قسمتتون میشه ....اونوقت همه اینا مثل فیلم از جلو چشماتون میگذره .... ایشالا ....
mohii-2
mohii-2
٩٣/٠١/٠٧
٠
٠
ایشالا...
janbarkaf
janbarkaf
٩٣/٠١/٠٦
٠
٠
خییییییلی زیبا بود ..... من به قلمت قبطه خوردم .... جدی میگم .... داداش تو نویسنده هم بودی ما خبر نداشتیم ؟؟؟؟؟ ممنون ... اجرت با همون شهدایی که به پا بوسشون رفته بودیم ....آخخخخ گفتی همسفر یادم اومد ...خیلی چیزا رو ....بازم ممنون.
سرباز ولایت
سرباز ولایت
٩٣/٠١/٠٦
٠
٠
زيبا میبینی شما...مخلص شمام هستیم...چوب کاری میفرمایین شما!!ای بابا ب پای شما ک نمیرسم.خاطرات سفر هیچ لحظه یادم نمیره.خعلیییی فاز داد خصوصا قسمت ما بر نداشتیمش...هعی.ممنون از این ک منور فرمودین برار جاااان:)..
سرباز ولایت
سرباز ولایت
٩٣/٠١/٠٦
٠
٠
چی یادت اومد دادا؟...منم همینطور
janbarkaf
janbarkaf
٩٣/٠١/٠٧
٠
٠
* غبطه
janbarkaf
janbarkaf
٩٣/٠١/٠٧
٠
٠
یادم اومد که چقد زود یادم رفت ....همسفرمو میگم ....کاش زودتر دوباره بریم ...کاش ...ای خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا....
janbarkaf
janbarkaf
٩٣/٠١/٠٧
٠
٠
ما کی باشیم که کسی بخواد به پامون برسه ....ما خومون هنوز به پای کسی نرسیدیم ....از هر لحاظ....
mohii-2
mohii-2
٩٣/٠١/٠٧
٠
٠
استاد!!این جمله اخرتون ینی چی؟؟؟؟؟؟خخ
janbarkaf
janbarkaf
٩٣/٠١/٠٧
٠
٠
یعنی از همه لحاظ هیچم ....خدا خودش بهم رحم کنه ....
سرباز ولایت
سرباز ولایت
٩٣/٠١/٠٧
٠
٠
بهم نمیاد نویسندگی؟!!اگه بدونی توش چیا نوشته بودم!!واسه محی خوندمش..خوشش اومد...آره همسفر گفتی یاد این افتادم ک همسفر منو کش رفتی!!ولی اشکال نداره چون خودمم اونو از یکی دیگه کش رفته بودم...خخخخخفقط ب همین خاطر...
سرباز ولایت
سرباز ولایت
٩٣/٠١/٠٧
٠
٠
آقای موسوی تواضع شونو میرسونه...لطفا یاد بگیرین اعتماد ب ....نیستن.هر چند ک ی کم شده...همچنین منظور از "خومون"خودمون میباشد...ک اونم خواسته از خودش مشدی درو کنه!!...
janbarkaf
janbarkaf
٩٣/٠١/٠٨
٠
٠
تو واسه محی همه چی میخونی ...به من که میرسه ....همه چی کن فیکون میشه ...میبینی شانسو ....کاش گمش نمیکردی ....
M-N-SONEI
M-N-SONEI
٩٣/٠١/٠٦
٠
٠
یاادش بخیر راهیان نور چقدر خوش گذشت با بچه ها کاش دوباره بریم
سرباز ولایت
سرباز ولایت
٩٣/٠١/٠٦
٠
٠
راهیان غیر ممکنه خوش نگذره با وجود همه ی کم خوابی هاش!!..منم دوست دارم دوباره برم.ایشالله ک قسمتمون بشه...کربلای جبهه ها یادش بخیر...
ali007
ali007
٩٣/٠١/٠٧
٠
٠
من تا حالا نرفتم راهیان.....کنجکاو شدم برم چون خیلی ها تعریف میکنند حس میکنم برم اونجا حوصله ام سر میره!!!!!!!!
گیسو
گیسو
٩٣/٠١/٠٧
٠
٠
منم همینطور
سرباز ولایت
سرباز ولایت
٩٣/٠١/٠٧
٠
٠
رفتتش ضرری نداره علی آقا...واقعا ارزششوداره...حتما برین..شمام همینطور گیسو بانو!!!
s_khan
s_khan
٩٣/٠١/٠٧
٠
٠
آنها که مانده اند کاری زینبی بکنند وگرنه...
janbarkaf
janbarkaf
٩٣/٠١/٠٧
٠
٠
وگر نه ، کلای همه مان پس معرکه است ....
سرباز ولایت
سرباز ولایت
٩٣/٠١/٠٧
٠
٠
:))سپاس از شما...
H_fateme
H_fateme
٩٣/٠١/٢٠
٠
٠
ازکی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سرباز ولایت
سرباز ولایت
٩٣/٠١/٢٤
٠
٠
از بالایی!!:))))و همچنین سپاس از نظر شما:))
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠١/١٣
٠
٠
سلام:خیلی خوب بود.متشکرم
سرباز ولایت
سرباز ولایت
٩٣/٠١/١٦
٠
٠
علیکم ااسلام...قابل شما رو نداشت...استاد نقدتون؟
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠١/١٦
٠
٠
سلام:دوست عزیز مطلب به این زیبائی نقد نداره فقط میشه تعریف کردواینکه خوشا به احوال آنانکه شهادت نصیبشان شدو از آن فرصت بهترین فایده را بردند.و بدا به حال همچو منی که با ماندن بار گناهان خود را افزودیم. شهادت نصیب مردان خدا شد. متشکرم از مطلب قشنگتون.
سرباز ولایت
سرباز ولایت
٩٣/٠١/١٦
٠
٠
نظر لطفتونه..شرمنده میکنین...واقعا خوش ب حالشون!!!نفرمایین این حرفو جتاب قسمتیه ک واستون مقدر شده...در شهادت هنوزم بازه...انشاء الله ک فسمتمون بشه...منم ممنونم از اینکه وقت گذاشتید...ارادتمندیم قربان...
i_banu69
i_banu69
٩٤/٠٢/٣٠
٠
٠
احیانا اسمتون محمد نیست؟! حس می کنم میشناسمتون
حلما(سرباز ولایت)
حلما(سرباز ولایت)
٩٤/٠٢/٣٠
٠
٠
اسم من؟؟!!!محمد؟؟!!!....خخخ محمد اسم دختره عایا؟؟؟؟!!!1
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤