شب عید بالا و پایین شهر ندارد
گشتی در بازار شب عید / قسمت دوم: پایین شهر

شب عید بالا و پایین شهر ندارد

نویسنده : مریم شیعه زاده

این شب‌ها، خیابان‌ها و مراکز خرید مملو از افرادی است که خود را برای استقبال از بهار و سال نو آماده می‌کنند. فرقی ندارد چه گویشی داشته باشی و کجا مشغول به کار باشی. فرقی ندارد شمال شهر زندگی کنی یا جنوب شهر. پیر باشی یا جوان. این روزها هرکسی از نگاه خودش حس و حال نوروزی شدن دارد. این بار مقصدمان شمال شهر است. شمال شهری که در آن خبری از ساختمان‌های مجلل و فروشگاه‌های بزرگ و لوکس نیست. جایی که زرق و برق آن کم‌تر از جنوب شهر اما استقبال تقریبا همان استقبال است!

 

|| کوچه حمام؛ شعبه دو جنت

ساعت حدودا هفت شب است که وارد «شهرک شهید رجایی» مشهد می‌شویم. به خاطر بارش باران چند ساعت پیش هوا بسیار مطبوع و دلنشین است و افراد را راغب به پیاده روی و قدم زدن می‌کند. با پرس‌وجو از مردم، به خیابانی می‌رسم که به قول اهالی خیابان «جنت 2» یا کوچه «حمام» است! این‌جا همه چیز پیدا می‌شود. از شیر مرغ گرفته تا جان آدمیزاد، هرآن‌چه بخواهید به راحتی قابل دسترس است و پیاده‌روها مملو از خریدار است. به راهم ادامه می‌دهم و تصمیم می‌گیرم گشتی در این جنت کوچک بزنم.

این کوچه باریک با خیابان دو لاینش به پارکینگ خودروها تبدیل شده است، عبور و مرور از هر دو طرف به سختی صورت می‌گیرد! میان این شلوغی، دست فروش‌های زیادی با گاری‌های دستی و یا بساط لباس و کفش و غیره هم مشغول کار هستند. نبش خیابان، سه عابر بانک با صف‌های طولانی مراجعین به چشم می‌خورد، وقتی از اهالی سوال می‌کنم، می‌گویند. «فقط همین سه عابر بانک این اطراف است!»

پس از طی مسافتی و تماشای ویترین رنگارنگ مغازه‌ها، وارد یکی از فروشگاه‌های بزرگ این خیابان می‌شوم. صدای خواننده زن از بلندگوهای اطراف پخش می‌شود و انگار این‌جا نظارتی صورت نمی‌گیرد. داخل فروشگاه انواع لباس‌های مجلسی زنانه و کت و شلوارها مردانه وجود دارد. قیمت لباس‌های زنانه از 40 هزار تومان شروع می‌شود، تا 160 هزار تومان. کت و شلوارها هم از 100 تا 300 هزار تومان است. وارد طبقه دوم فروشگاه و یک مغازه مانتو فروشی می‌شوم، لابهلای مانتوها قدم می‌زنم و آن‌ها را برانداز می‌کنم. از فروشنده می‌خواهم بهترین و گران‌ترین مانتوها را نشانم دهد. «مانتوهای معمولی از 30 هزار تومان شروع می‌شود و گران‌ترها حدود 80 تا 90 هزار تومان قیمت دارد».


|| برای خودمان چیزی نخریدیم ولی برای بچه‌ها...

کمی جلوتر از فروشگاه و نبش یک کوچه فرعی، مرد میانسالی بساط لباس‌هایش را پهن کرده و وقتی جلو می‌روم و دوربین را آماده می‌کنم، فورا می‌ایستد و می‌پرسد «از شهرداری هستید؟!» او از فروشش راضی بود و می‌گفت سال‌هاست همین جا کار می‌کند و همه او را می‌شناسند.

«امسال فروش خوبی داشتیم و از فروش راضی هستیم» حسن 22 ساله و فروشنده کفش فروشی است. او هم که از فروش شب عیدش راضی بوده می‌گوید: «کفش‌ها همه کار تهران است و برای همین قیمتش کمی بیشتر است. کفش‌ها از 20 هزار تومان شروع می‌شود تا 45 هزار تومان.»

بعد از گفت‌وگو با حسن مشغول تماشای ویترین‌ها بودم که خانمی به همراه دو فرزندش وارد مغازه شد. یک جفت کفش برای دختر 12 ساله‌اش می‌پسندد و رو به ما می‌کند و می‌گوید «این کفش خوبست؟» و همین جمله کافی بود تا گفت‌وگو با او را شروع کنم. از قیمت‌ها و جنس‌ها می‌پرسم و می‌گوید «قیمت‌ها که بالاست! من و پدرشان هیچ چیزی برای خودمان نخریدیم ولی نمی‌شود برای بچه‌ها چیزی نخرید. ذوق و شوق دارند هر چند اجناس گران است ولی بچه‌ها این چیزها را متوجه نمی‌شوند!» 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
ghazale
ghazale
٩٢/١٢/٢٨
١
٠
آخـــی .. بچه ها شوقو ذوق دارن خوب راس میگویه :) مرسی
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
نه بابا؟ خخخ :) // خاهش میشه
s_a
s_a
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
اون خط های اول گزارش، قاطی کردم شمال شهر و جنوب شهرو :| چرا اینجوری بود؟ :| گزارش خوبی بوووووووووووود :) خسته نباااااااااااااشی! ولی چقدر تفاوت قیمت! هوممممممم! و البته مسلما تفاوت جنس هم هست دیگهههههه..... هومممممممم
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
خوبه دو تاس ها! :| شرق و غرب و مرکز رو می گرفدَم چیکا می کردی؟ خخخ
m.javadi
m.javadi
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
امروز توی خیابون یه شوق و ذوق زیادی رو می شد دید البته فردا بیشتر هم میشه احتمالا/ ولی توی خیابون راهنمایی کمتر خانواده دیدم یا دخترای جوون با هم بودن یا پسرای جوون و در بهترین صورت خانم و آقا بودن ... بچه کم بود بین شون
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
بله / بخشی از گزارش بالای شهر مربوط ب راهنمایی بود / ما نیز در پیدا کردن خانواده ناکام بودیم! خخخ
m.javadi
m.javadi
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
و اینکه گزارش جالبی بود :) دست شما درد نکناد :)
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
ممنانم ممنان! :)
Am-SpringSell
Am-SpringSell
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
ممنون ، جالب بود :)))
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
خاهش :)
ati
ati
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
گزارش قشنگی بود لایک...الان بیرون بودم...خیلی شوروهیجان بود خصوصا برای خرید لوازم هفت سین
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
مممم مرسی :)))))))))))))
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
خيابونا كه غوغاست .... شلوغ مال يه دقيقشه.....براي انجام كاري يه ربع ساعت رفتم خيابون يه ربع كه چه عرض كنم 8ربع ساعت تو خيابون گير كردم....مرسي از شما...اميدوارم سال پربركتي برا همه باشه :)
shiezadeh
shiezadeh
٩٣/٠١/٠١
٠
٠
بسیار سپاس! .... سال خوبی داشده باوشین! :)
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٢/١٢/٢٨
٢
٠
بچه ها نو شدن رو دوست دارن
shiezadeh
shiezadeh
٩٣/٠١/٠١
٠
٠
ما نیز دوس می داریم! خخخ
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠١/٠١
٠
٠
راس میگی منم دوس دارم! :))
بهمن بهمني
بهمن بهمني
٩٢/١٢/٢٩
٠
٠
! خوب گزارش مي دين ! :) زيبا بود
shiezadeh
shiezadeh
٩٣/٠١/٠١
٠
٠
نظر لطف شماس :)
MONA-R
MONA-R
٩٢/١٢/٢٩
٠
٠
واقعا همچین قیمتایی هست؟؟؟ مانتو 30 تومن ینی؟؟؟؟؟ مطمئنین؟؟؟ الان تونیک با 50 تومن نمیدن والا!!!
shiezadeh
shiezadeh
٩٣/٠١/٠١
٠
٠
حالا تونیک ک میدن دیگه! خخخخ
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/١٢/٢٩
٠
٠
خخخ آخه کوچه حموم؟؟ینی خانم شیعه زاده واقعا باید به این شهامت و شجاعت شما تبریک گفت بابت گزارش گرفتن تو کوچه حموم.والا خخخ
shiezadeh
shiezadeh
٩٣/٠١/٠١
٠
٠
مگه خوتون کوچه ندارین؟! :| برین ب اسم کوچه خوتون بخندین! خخخ ب کوچه ملت چیکا دارین!؟ خخخخخخ ممنانم!
m_soltani
m_soltani
٩٣/٠١/٠١
٠
٠
دیگه دیگه ,بهار امدو شمشاد ها جوون شده اند .....ممنونم گزارش خوبی بود :))
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤