سال نوتان تسلیت!
یک سال دیگر هم از دست رفت

سال نوتان تسلیت!

نویسنده : سیده نعیمه زینبی

آخر سال است. آخر سال که می‌شود حسابرسی‌ها شروع می‌شود.

حتی شرکت‌ها؛ هم می‌دانند که باید حساب اخر سال را ببندند و حسابرسی‌شان را شروع کنند تا اشتباهات‌شان را کشف کنند و بفهمند که دخل و خرج‌شان درست است.

ولی ما هنوز می‌خواهیم بگذاریم برسد آخرش تا به حساب و کتاب‌های «آخرت»مان به زور ممیزی نکیر و منکر برسیم !

 

هیچ‌کس نمی‌داند «آخر سال» که می‌گویی برای من چه غم بزرگی دارد. آن قدر غم دارد که احساس می‌کنم همه می‌خواهند میان هیاهو گمش کنند. آن قدر این‌ور و آن‌ور می‌زنند و چشم بازار را کور می‌کنند تا دلشان را تسلا دهند.

کیف و کفش و لباس نو که یک زمان آرزویم بود، این روزها مزه نمی‌کند به دهانم. این خوشی‌های کوچک داغ از دست دادن یک سال را از دلم بر نمی‌دارد.

آخر سال‌ها یعنی که امسال تمام، یعنی یک سال دیگر آمد و گذشت و تو قدرش را ندانستی. آخر سال که می‌شود غم بزرگی به دلم می‌نشیند. حواسم به آمدن‌ها نیست، حواسم به رفته‌هایم است که دیگر ندارمشان، «وقت»هایی که از وقت‌شان گذشته است.

 

وقتی که همه حواس‌شان به مهمان جدید است که در راه است و می‌آید. من به پشت سرم نگاه می‌کنم و کسی که دارد مرا ترک می‌کند. تازه خلق و خویش دستم آمده بود که دارد می‌رود و جایش را به دیگری می‌دهد.

می‌گویند آمدن بهار را جشن می‌گیریم ولی انگار شیرینی و آجیل و رفت و آمدها همه بهانه است تا برای سال از دست رفته، سر سلامتی به یکدیگر بدهند و غم از دست دادنش را با یکدیگر تقسیم کنند.

 

افتاده‌ایم روی غلتک زمان. لحظه‌ها می‌آیند ولی نمی‌مانند. می‌آیند و ما را مسئول می‌کنند در برابرشان و ما را حسرت به دل می‌گذارند و می‌روند.

امسال که گذشت، تمام شد، دود شد و رفت. باز مثل همیشه تصمیم می‌گیرم که از سال دیگر درست بشوم. ولی آخرش هم همین که هستم هم نمی‌مانم، چه برسد بشوم آن چه که باید.

همه را گفتم تا بگویم؛ 

سال از دست رفته‌تان تسلیت. هر چه یاد اوست بقای عمر شما باشد. صد سال به این سال‌ها. تا باشد باشیم و برای سال‌های از دست رفته‌مان عزا بگیریم.

 

===============

پ.ن: این احساس موقع  روز تولدم هم به من دست می‌دهد. احساس می‌کنم هدیه‌ها و سر وصداها برای این است که من غم یک سال از دست رفته را فراموش کنم. به قولی می‌گویند نگو چند سال داری بگو چند سال را دیگر نداری.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٢/١٢/٢٩
٠
٠
چه دیدِ غمگینی...
L.milad
L.milad
٩٢/١٢/٢٩
٠
٠
تو سالی که گذشت...........انتقالی کارم درست شد از فرط خوشالی به کل فک و فامیل شیرنی دادم............وسایلمو تکمیل کرد...........بهترین جشن عمرمو گرفتم و رفتیم سر خونه ی خودمون............ نام کردیم واسه مسکن مهر...........و کلی کار خوب دیگه ...........واسه من یکی حداقل تسلیت نداشت............
آسمانه
آسمانه
٩٢/١٢/٢٩
٠
٠
این مطلب بیشتر به بعد معنوی زمان اشاره داره و اینکه خدا در قران می فرماید که ان الانسان لفی خسر.. انسان در هر صورت در حال خسران و زیان هست..و هر چقدر هم از زمانتون بهر ه برده باشید باز هم می توانستید بهتر استفاده کنید ..یاعلی..
mohii-2
mohii-2
٩٢/١٢/٢٩
٠
٠
اره منم بعضی وقتا این حسو دارم!!ولی چه میشه کرد ؟؟؟بی خیال فردا مال ماست:))))))
karen
karen
٩٢/١٢/٢٩
٠
٠
آخر سال‌ها یعنی که امسال تمام، یعنی یک سال دیگر آمد و گذشت و تو قدرش را ندانستی. واقعا كه حرفتون حقه.........ممنون بابت مطلبتون
Am-SpringSell
Am-SpringSell
٩٢/١٢/٢٩
٠
٠
ممنون :(
z_muosavi
z_muosavi
٩٢/١٢/٢٩
٠
٠
خیلی خوب بود ممنون :)))))))
L.milad
L.milad
٩٣/٠١/٠١
٠
٠
میشه بگین دقیقا کجاش؟؟؟
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٢/١٢/٢٩
٠
٠
خیلی عالی مثل همیشه خوب...
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٢/١٢/٢٩
٠
٠
سلام: سال نو مبارک وامیدوارم توأم با سلامتی ،شادی وسعادت باشد.امیدوارم عیدآینده شادمان از امسال باشید.ممنون
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠