تراوشاتی از جنس شعرهای فلسفی
سروده‌های خودم

تراوشاتی از جنس شعرهای فلسفی

نویسنده : محمدباقر

امروز بعد از مدت‌ها تصمیم دارم چند شعر را از خودم در فضای صمیمی و گرم سایت منتشر کنم. البته شعرهایم آن‌قدر بد نیست که خودکشی در ملا عام تلقی شود. فقط دوستانی که شعرهای‌شان مورد نقدهای خشن و بیرحمانه اینجانب قرار گرفته یواشتر بزنند.

 

یک رباعی:

این پنجره شکسته سرد منم

خوابی که تکید و خودکشی کرد منم

من رنگ نبودن تو را می‌گیرم

چشمی که دخیل بسته بر درد منم

 

دومی:

از اول قصه ما همین جا بودیم

یک عنصر خط خطی بی‌جا بودیم

ما مثل کلاغ قصه‌ها بودیم و...

در حسرت قصه‌های فردا بودیم

 

سومی:

می‌دوید

خوشحال از مرگ زنجیر‌ها

که ناگهان خورد سرش...

به میله‌های قفس

=================

پ.ن: دلیل این‌که این‌ها را منتشر کردم همان‌طور که گفتم فضای بسیار خوب بچه‌های سایت بود وگرنه خیلی وقت است جایی شعر نخوانده‌ام.

 

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
L.milad
L.milad
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
خخخخخخخخخخخخ پس شعرای منو بخونی چی میگی؟؟؟؟؟؟؟..................من رنگ نبودن تو را می‌گیرم.................این جای شعر اول یعنی چی؟........دومی و سومی واقعا قشنگ بود دست مریزاد ((:
MILAD
MILAD
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
مگه توهم شاعری
s_khan
s_khan
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
شما آزادی هر چی دوست داری برداشت کنی. اگر قرار بود حرف بزنم که شعر نمی گفتم. می بینی هر کس حافظ میخواند با هر عقیده ای و میگوید قشنگ بود.شما ببین این شعر کجای حالت را تعریف میکند.پیدا میکنی.
L.milad
L.milad
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
شاعر که نه یه دری وری هایی میگم...............حالا میذارمش یه روز تو سایت
L.milad
L.milad
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
اها رنگ کسره داره تو این شعر..........حالا فهمیدم اولی هم قشنگ بود دم شما جیز
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
خیلی قشنگ بودن ... مخصوصا سومیش :))
s_khan
s_khan
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
ممنون عیدتان مبارک
r_riahi
r_riahi
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
من هم از برداشت سومی خوشم اومد، تشکـــــ:ــ)ــــر
s_khan
s_khan
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
نقدتان پاینده. سال نو مبارک
sorme
sorme
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
زیبا بود.ممنون.
s_khan
s_khan
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
تشکر. سال نو مبارک. در تحصیل موفق باشید
bablack313
bablack313
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
قشنگ بود. آفرین...
s_khan
s_khan
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
تشکر. سال نو مبارک. سال ظهور باشد به امید خدا
a_y
a_y
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
زیبا اما نا امیدانه ...
s_khan
s_khan
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
بلی. آدم قرن بیست و یک است دیگر...قرن انفجار ایسم ها...قرن تنهایی در عین شلوغی
karen
karen
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
شعرهايه تون خوب بود...........ممنان
s_khan
s_khan
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
کسی میگفت در کودکی فکر میکردم شکل کتابی کلمه بیرون ،بیران است. ممنان هم ظاهرا از همین قاعده است
saiideh70
saiideh70
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
خوب بود :)
s_khan
s_khan
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
در سال نو عالی باشید...تشکر
m_bidmajnoon
m_bidmajnoon
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
همه شعرهاتون خوب بودن.اما سومیش بهتر بود.
s_khan
s_khan
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
سیر صعودی داشته...سال نوتان پر از صعود
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
زیبا بود تشکر
s_khan
s_khan
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
ممنون. سال نوتان همراه با موفقیت در عرصه ی جنایی...البته رمان جنایی
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٢/١٢/٢٩
٠
٠
چه با حال متشکر.........(غافل گیر شدم)اگه اشتباه نوشتم ببخشید
MILAD
MILAD
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
دومی و سومی خوب بودن :)))
s_khan
s_khan
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
ممنو که همه را با یک چوب نراندی...در سال نو امواج مثبتتان مستدام
گیسو
گیسو
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
دخیل بر درد بستن.....خیلی جالب بود.سومی هم معرکه بود.مرسی.
s_khan
s_khan
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
ممنون. برای شما چی آرزو کنم؟...در سال نو مواد در ید قدرتتان همچو موم
گیسو
گیسو
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
کدوم مواد؟؟؟ نه من اصلا اهل این چیزا نیستم....خخخخخخع
mohii-2
mohii-2
٩٢/١٢/٢٨
٠
١
اولی و دومی عالی و سومی به خاطر مفهوم زیبا و بسیار عمیقش معرکه بود:)))موفق باشی:))
s_khan
s_khan
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
بله ظاهرا دوستان با شعر سوم ارتباط خوبی برقرار کردند...شاید زبان تیز و منتقدی دارد، مثل همه ی نوجوان ها و جوان ها...به هر تشکر
u_razavi
u_razavi
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
ممنون زیبا بود...............
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٢/١٢/٢٩
٠
٠
ببخشید یک سوال چه کسی مطلب در مورد دهه 80 نوشته بود ؟؟؟؟؟؟؟/ سوال خیلی مهمی است.
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨