بی طرف...
دلنوشته‌ای از خودم

بی طرف...

نویسنده : mahnaz_ai

نه گیاه خوارم

نه گوشت خوار

اهله هیچ فرقه‌ای نیستم

با سرود شادمانه پرندگان شاد می‌شوم

و با نغمه تلخ کلاغ‌ها غمگین

روزها برای من تقسیم شده

به همان اندازه که با طلوع خورشید گم می‌شوم میان افکارم

شب‌ها اما با غروب خورشید آرام می‌شوم

برایم دیدن شاخ گل رز از پشت شیشه گل فروشی به همان اندازه زیباست که بوییدن و لمس کردنش در باغی از گل.

وقتی زیبایی یک گل را می‌بینم بین منطقم که نوشته تابلوی (به گل‌ها دست نزنید) و احساسم که چیدن و داشتن گل را می‌خواهد می‌مانم.

تنها شاید به نوازش و بوییدن گل‌ها بسنده کنم.

این روزها بین منطق و احساسم دو راهی عجیبی است

وقتی احساسم لب می‌گشاید و مثل کودکی ذوق زده می‌شود، تمام رازهای دلش را مثل قطره‌های باران بی‌منت هدیه می‌دهد، عقلم مدام شماتتم می‌کند

این موقع چه وقت باران است؟

ندیده‌ای رهگذران که از خیس شدن ناراحت بودند؟و به دنبال سایه بانی می‌دویدند؟

چرا همه محبت و احساست را بی‌منطق هدیه کردی؟

عمیقا غمگین می‌شوم. من به نگاهی خیره مانده به آسمان فکر کردم و شاید به گل‌های تشنه باغ.

اما عقلم فاتحانه می‌خندد.

باران قطع می‌شود، شاید رنگین کمان هدیه آسمان بود برای نگاه‌های منتظر.

اما منطقم تحلیل می‌کند، وقتی باران می‌بارد نور خورشید از قطره‌های باران عبور می‌کند و رنگین کمان بوجود می‌آید.

در ظاهر قبول می‌کنم اما می‌دانم که اینطور نیست

می‌دانم باران برای همه زیبا نبود

من مثل آسمان سخت کویر نیستم

یا مثل آسمان طوفانی دریا پربار

نه چای می‌خواهم

نه قهوه

بی‌طرفی آب برایم کافیست.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠١/٠٤
٢
٠
ازین به بعد دلنوشته بیشتر بنویسین خیلی قشنگ بود... روی جمله هاش باید تامل کرد. رویارویی احساس و منطق به نظرم چیزه جالبیه! هر کدوم عالمی دارن...
mahnaz_ai
mahnaz_ai
٩٣/٠١/٠٨
٠
٠
واقعا؟؟:) مرسی اره دوسدارم بیشتر بنویسم ولی یه مدته میخوام بیشتر کتاب بخونم مرسی دوستم
r_riahi
r_riahi
٩٣/٠١/٠٤
١
٠
خیلی بامعنا و زیبا بود، تشکـــ:ـ)ــر
mahnaz_ai
mahnaz_ai
٩٣/٠١/٠٨
٠
٠
خواهش :)
گیسو
گیسو
٩٣/٠١/٠٥
١
٠
چقدر گیرا بود نوشته تون.ممنون
mahnaz_ai
mahnaz_ai
٩٣/٠١/٠٨
٠
٠
ممنون:) دوستم
amin20
amin20
٩٣/٠١/٠٥
١
٠
خیلی جالب
mahnaz_ai
mahnaz_ai
٩٣/٠١/٠٨
٠
٠
مرسی:)
A_K
A_K
٩٣/٠١/٠٥
١
٠
خیلی قشنگ بود..با تچکر:)
mahnaz_ai
mahnaz_ai
٩٣/٠١/٠٨
٠
٠
خواهش مرسی دوسته خوبم
r_reiHaaN
r_reiHaaN
٩٣/٠١/٠٥
١
٠
عالی بود ولی این سبک نوشته ها بهتره که کوتاه تر باشن :))
mahnaz_ai
mahnaz_ai
٩٣/٠١/٠٨
٠
٠
اره دوسدارم کوتاهتر و پر معناتر بنویسم ممنون واسه نظرت
A_Kh
A_Kh
٩٣/٠١/٠٥
١
٠
چه با احساس بود،ممنونم :))
mahnaz_ai
mahnaz_ai
٩٣/٠١/٠٨
٠
٠
خواهش دوستم:)
z_muosavi
z_muosavi
٩٣/٠١/٠٦
١
٠
خیلی زیبا بود . ممنون :)
mahnaz_ai
mahnaz_ai
٩٣/٠١/٠٨
٠
٠
ممنون:)
ali007
ali007
٩٣/٠١/٠٧
١
٠
من مثل آسمان سخت کویر نیستم.........چقدر زیبا بود میتونم این نوشته رو بردارم؟؟؟؟؟؟؟خیلی خیلی خیلی ممنونم خیلی پر احساس بود:)))))))))
mahnaz_ai
mahnaz_ai
٩٣/٠١/٠٨
٠
٠
اره دوستم ،حتما:) اگه دوسش داری
ali007
ali007
٩٣/٠١/٠٨
١
٠
خیلی خیلی ممنونم لطف کردین خیلی زیبا بود:)))))))))
mahnaz_ai
mahnaz_ai
٩٣/٠١/٠٩
٠
٠
خواهش:)
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

گاهی به جای تردید، باید بلعید!

٩٦/٠١/٠٧
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
تبلیغات
تبلیغات