فرامتن یک شهادت
چرا هیچ‌کس دختر رسول خدا را یاری نکرد؟!

فرامتن یک شهادت

نویسنده : حامد نادری راد

ایام شهادت هر یک از ائمه معصومین (علیهم السلام) علاوه بر موضوع حزن و غم و چگونگی شهادت که اسمش را «متن» می‌گذاریم، شامل مجموعه از حوادث و علل است که موضوع شهادت را رقم می‌زند. اگر می‌خواهیم شناخت ما نسبت به اهل بیت افزایش پیدا کند باید به چیزی بالاتر از متن یعنی «فرا متن» یا همان مجموعه حوادث نگاه کنیم.

شهادت حضرت زهرا (سلام ا... علیها) به علت واقع شدن در حساس‌ترین نقطه تاریخ، دارای مهم‌ترین فرامتن است. این‌که چرا تنها فرزند رسول خدا(ص) کم‌تر از چند ماه از وفات ایشان، به آن شکل به شهادت می‌رسد؟ این‌که چرا در ملت مسلمان آن روز، هیچ صدای معارضی شنیده نمی‌شود؟ این‌که چرا حضرت شبانه دفن می‌شود؟ این‌که چرا تظلم‌خواهی حضرت به فجیع‌ترین شکل ممکن سرکوب می‌شود؟ و ... چیزهایی است که باید در این واقعه به آن فکر کنیم.

 

در تاریخ صدر اسلام نوشته شده است: «پس از این‌که در سقیفه، عده‌ای از مسلمانان ابوبکر را به عنوان خلیفه انتخاب کردند، همراهان وی شمشیر کشیدند و کوچه به کوچه دست مردان را به زور به دستان ابوبکر می‌چسباندند و هر کسی که سر باز می‌زد به زور شمشیر بیعت می‌کرد. این فرآیند تا مسجد النبی و رسیدن به خانه حضرت زهرا(س) ادامه یافت. از آن‌جایی که اصلی‌ترین مانع برای تحقق این حکومت زور، شخص علی ابن ابی طالب(ع) بود، به خانه وی هجوم برده شد و با داد و فریاد از ایشان خواستند که بیرون بیاید. حضور حضرت زهرا(س) در پشت در و وقایع غم انگیز پس از آن، دستگیری حضرت علی (ع) و سپس رهایی حضرت، همه در عرض چند ساعت پس از رحلت رسول خدا و در جلوی چشم امت اسلام اتفاق افتاد.»

خب چه بر سر ملت آمده بود؟! همین ملت دو ماه قبلش یک به یک در غدیر خم با علی(ع) بیعت کرده بودند. در طول این دو ماه در هر سخنرانی و هر نماز جماعتی رسول خدا(ص)، علی(ع) را به ملت معرفی کرده بودند. چرا حتی یک نفر در جلوی آن جماعت زورگو شمشیر نکشید؟ چرا هیچ صدایی بلند نشد؟!

تاریخ نوشته است: «حضرت زهرا (س)، تا زمانی که به طور کامل ناتوان شدند و به بستر بیماری افتادند، هر شب دست امام حسن(ع) و امام حسین(ع) را می‌گرفتند و به درب خانه اصحاب برجسته رسول خدا می‌رفتند و از آن‌ها می‌خواستند حکومت غصب شده را به صاحبش برگردانند. هر شب آن‌ها به حضرت قول می‌دادند که صبح موی سرشان را بتراشند و برای قیام آماده شوند. صبح هر روز فقط موهای عمار و مقداد و سلمان و ابوذر و تنی چند (کمتر از انگشتان دو دست) تراشیده بود. با این نفرات کم در برابر حکومت مسلح کاری پیش نمی‌رفت.»

 

تاریخ نوشته است: «وقتی حضرت زهرا (س) در بستر بیماری افتادند، زنان انصار برای ملاقات ایشان آمدند. دیدن وضعیت دختر رسول خدا باعت شد همه زنان گریه کنند و با حالی منقلب به خانه‌های‌شان بروند ولی حتی آن‌ها هم نتوانستند شوهران‌شان را به قیام تشویق کنند.»

چرا حوادث این‌گونه رقم خورد؟ چرا هیچ‌کس دختر رسول خدا را یاری نکرد؟ چرا هیچ‌کس برای بازپس‌گیری حکومت، حضرت علی (ع) را یاری نکرد؟

چه بر سر مردم آمده بود که این‌گونه می‌ترسیدند و در برابر حکومت هیچ حرکتی نکردند؟!

شما تحلیل کنید...

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
admincheh
admincheh
٩٢/١٢/٢٤
٠
٠
بیعت شکستن و عهد فراموش کردن خیلی زود شروع شد و غدیر هم به راحتی فراموش شد ،همین...
saiideh70
saiideh70
٩٢/١٢/٢٤
٠
٠
بله درست میگین
admin
admin
٩٢/١٢/٢٥
٠
٠
خوب چرا اینطوری شد؟ این مهمه..
حاج احسان
حاج احسان
٩٢/١٢/٢٤
٠
٠
بعضی انسان ها از همون اول سست عنصر بودند و بیعت خود را از ترس شمشیر فراموش کردند و حضرت فاطمه (س) و حضرت علی (ع) رو تنها گذاشتن...! یا فاطمه زهرا(س) !
admin
admin
٩٢/١٢/٢٥
٠
٠
آیا اصحاب برجسته ای که خیلی هاشون مورد ستایش رسول خدا بودند همگی سست عنصر بودند؟
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٢/١٢/٢٥
٠
٠
همه اینطور نبودن... اما یارانِ حقیقی تعدادِ کمی بودن
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٢/١٢/٢٤
٠
٠
سلام:قبل از هر چیز میخوام از موضوع تشکر کنم چراکه این بحثها لازمه.دربارۀ سؤال به نظرم علل گوناگونی داشته البته اعتراض به آن نوع برخورد بوده است.یاران پیامبر مثل سلمان و ابوذر زیاد بوده اند.در مرتبه دوم خود حضرت علی(ع) به علت تازه بودن اسلام ولطمه نخوردن دین نگذاشتند اعترض کنندکمااینکه خود حضرت هم موقعی که آمدند ایشان را ببرند به مبارزه برنخواستندتا بهانه ای بدست کسانی که به ظاهرمسلمان شده بودند ولی درانتظار فرصت برای ضربه زدن بودند..وخیلی ها هم بخاطر منافع دنیا ویا ترس از کشته شدن وخیلی ترسهای دیگر کاری نکردند.ازاطاله کلام عذرمیخوام
admin
admin
٩٢/١٢/٢٥
٠
٠
حضرت امیر المؤمین سکوت کردند ولی چرا این افراد در مقابل تظلم خواهی حضرت زهرا واکنشی نشان ندادند؟
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٢/١٢/٢٥
٠
٠
عرض کردم بنظر بنده به دلیل خیلی از مسائل که اشاره شد مثل ترس،تبلیغات زیادوگمراه کنندۀ دشمنان و عدم آگاهی،ویامطامع دنیوی کمک نکردند.تا جائی پیش رفت که امام حسین (ع)را میگفتند مگه نمازهم میخواندوتاکشتن حضرت پیش رفتندویا میگفتندحضرت علی(ع)برای قدرت طلبی خودش کار میکندوازدین فاصله گرفته ویا راشدین از نظر ایمان وسابقه همردیف امام وازنظر سنی بزرگترند پس اولا ترند.عقل و درک آنان درهمین حد بوده است.به عقل ناقص من همین جور موارد میرسد.ممنون
MONA-R
MONA-R
٩٢/١٢/٢٤
٠
٠
:| بله واقعنم .....
admin
admin
٩٢/١٢/٢٥
٠
٠
:|
پوريوسف
پوريوسف
٩٢/١٢/٢٥
٠
٠
اين افراد از همان اول هم اگر ميتوانستن با خود پيامبر هم مخالفت ميكرد ن چه برسد حالا كه مانعي به نام پيامبر در برابر آنان و خواسته هايي كه در زمان پيامبر به آن نرسيده بودن وجود نداشت.
admin
admin
٩٢/١٢/٢٥
٠
٠
خوب یکم نزدیک شدیم... ولی این افراد تعداد محدودی بودند.. بقیه امت اسلامی چرا سکوت کردند؟
Elham
Elham
٩٢/١٢/٢٥
٠
٠
نمی دونم ولی در مورد خواص شاید حسادت باعث تنها گذاشتن امام شد و در مورد عموم مردم گاهی ترس ، گاهی ساده اندیشی و گاهی تقدیر برشمردن حوادث باعث انفعال می شه..
admin
admin
٩٢/١٢/٢٥
٠
٠
دلایل خوبی بودند.. در مورد خواص تقریبا درست هست و در مورد عوام کمتر درست
سعید نایب
سعید نایب
٩٢/١٢/٢٥
٠
٠
واقعیت حمایت نکردن مردم اون زمان از حضرت زهرا(س) و امیرالمومنین(ع) بسیار بسیار حائز اهمیته. این اهمیت اونجا بیشتر میشه که مبادا ما دچار این غفلت بزرگ بشیم و امام زمان خودمون رو بدرستی نشناسیم و حمایت نکنیم. به نظر من مهمترین دلیل حمایت نکردن مردم جاهل اون زمان از چند بعد قابل بحثه. اول اینکه حب دنیا و عشق به قدرت و ریاست باعث شد که آنهاوصیت پیغمبر را فراموش ،حادثه عظیم غدیر را فراموش و به کج سلیقه ای خویش رفتار کنند. به نظر من یک نوع عشق به ریاست و مال اندوزی شدید آنهارا احاطه کرده بود تا آنجا که هنوز جنازه مبارک پیامبر دفن نشده بود به فکر جانشین ناحق ایشان افتادند. واما عدم حمایت مردم اون زمان از ولایت بلاشک حضرت امیر(ع) و آزار و اذیت فراوان همسر ایشان و همچنین بی تفاوت بودن نسبت به جانشینی ایشان را باید در این جمله امام حسین(ع) جستجو کرد که فرمودند: اگر دین ندارین لااقل آزاده باشید. اینقدر مردم بی تفاوت و خنثی شده بودند که حقیقت عینی را به راحتی فراموش و نسبت به آینده مسلمین سخت در خواب غفلت فرو رفتند. این بی تفاوتی و خواب غفلت جامعه اون زمان فقط و فقط از بی بصیرتی آنها نشات گرفته بود.
admin
admin
٩٢/١٢/٢٥
٠
٠
در مورد توده مردم دلیل چی می تونه باشه؟ چرا غلفت؟ چرا خنثی بودن؟
admin
admin
٩٢/١٢/٢٥
٠
٠
راستی آقای نایب چرا شما همیشه ناشناس هستید؟ اگر پسوورد تون رو یادتون شده به info@jeem.ir ایمیل بزنید تا براتون پسوورد جدید ارسال کنیم
سعید نایب
سعید نایب
٩٢/١٢/٢٥
٠
٠
درجواب مدیر مسئول محترم باید عرض کنم که جامعه اون زمان بدلیل ترس از فشارهای اقتصادی ،دلخوش کردن به وعده ها، و در یک جمله مادیگرایی و عافیت طلبی مطلق باعث شد هیچ حمایت و پشتیبانی از حکومت علوی رو نداشته باشند. به نظر من مردم اون زمان هنوز از کیفیت حکومت علوی اطلاع کافی نداشتند تا بخوان بابتش هزینه کنند.
Neda
Neda
٩٢/١٢/٢٥
٣
٠
حضرت زهرا (س) در بخشی از خطبه خود می فرمایند: تن پروری یکی از عواملی بود که توده مردم حاضر به پذیرش حکومت علوی نشدند، چرا که می‌دیدند با رهبری امام امیرالمۆمنین(علیه السلام) باید به سختی های زیادی برای اسلام تن دهند.
admin
admin
٩٢/١٢/٢٥
١
٠
آفرین... این بهترین پاسخ ممکن هست. مردم می دونستند که کیفیت حکومت علوی با حکومت های دیگه قابل مقایسه نیست ولی این مردم حاضر نشدند برای این حکومت هزینه کنند، سختی بکشند..
vania
vania
٩٢/١٢/٢٥
١
٠
و این میشه مصداق همون سخن امام حسین که فرمودن برای مردم دین لقلقه زبانشان است.تا جایی از دین طرفداری می کنند که منافعشان تامین شود و اما وقتی پای عمل میشه همه کنار می کشن...
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/١٢/٢٥
٠
٠
ترس آقا.ترس و دلبستگی به دنیا.تعداد زیادی از انسانها به دنبال منفعت هستن.حالا هر جا که میخواد باشه.تا وقتی قدرت دست اون یکیه میرن سمت اون.وقتی قدرت افتاد دست یکی دیگه میرن سمت اون یکی.و خب این وسط هم عده ای که میخوان به حق باشن خیلیاشون با تحت فشار قرار گرفتن جامیزنن.و این وسط میمونن فقط همون تعداد اندکی که از انگشتان دست هم کمترن متاسفانه.
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/١٢/٢٥
٣
٠
بله ، مادر دو بخش دارد ،و ما هر چه میکشیم از بخش دوم است،ولی افسوس که او هر چه می کشد از بخش اول ....
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/١٢/٢٥
٠
٠
خیلی قشنگ بود دنیادیده جان...حقیقت محض...
سعید نایب
سعید نایب
٩٢/١٢/٢٥
٠
٠
ناشناس بودن که خیلی خوبه برادر، !!! واسه اینکه با پروفایلم وارد نمیشم ناشناس ثبت میشه.! چشم اصلاحش میکنم.
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/١٢/٢٥
١
٠
خب بعد از رحلت پيامبر(ص) ضعف وسستي بين مردم شايع شد...تفرقه واختلاف. نفاق بينشون به وجو اومد...يه عده بي تفاوت شدن.... يه عده پيمان شكستن...بنده دنيا شدن وبه غير اون به چيز ديگه اي فكر نككردن...
سعید نایب
سعید نایب
٩٢/١٢/٢٥
٠
٠
اگر عنان جامعه مسلمین به دست مولایمان علی(ع) وحمایت جامعه مسلمین با ایشان بود : دیگر رژیم فاسد اسرائیل اجازه غصب سرزمین های مسلمانان را به خود نمیداد. دیگر ژنرال ملعون این رژیم سفاک به خود اجازه نمیداد که بگوید انتقام جنگ خیبر را از مسلمانان گرفتیم. دیگر آمریکا به خود اجازه نمیداد که بگوید تمام گزینه ها روی میز است. دیگر اعراب غلام حلقه بگوش و ملعبه دست کفار نمیشدند. دیگر جامعه مسلمین به این طرز وحشتناک به جان هم نمیافتادند. دیگر ترس از فشارهای اقتصادی جوامع مسلمانان آزرده خاطر نمیکرد.اما هستند کسانی از سلاله پاک شیعه که در خط مقدم نبرد با کفار همان منش و رفتار مولایمان را دارند. عزیزان و برادران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، حزب الله عزیزو.. . به نظر من بعد شناخت دقیق از حوادث تلخ اسلام باید درس عبرتی باشد برای آحاد ملت ما. یاعلی
f_nietzsche
f_nietzsche
٩٢/١٢/٢٦
٠
٠
سلام...و دیگر اینکه در کشور ما نیز اینقدر ریا تزویر دروغ مال اندوزی دزدی و حرام خواری نبود
علیرضا
علیرضا
٩٢/١٢/٢٥
١
٠
همانطور که قران و ائمه اطهار فرموده اند بیت ایمان حقیقی، اسلام اوردن و دوستی تفاوت زیادی هست ( در سوره حجرات آیه 14 میخوانیم: «قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لکِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَ لَمَّا یَدْخُلِ الْإِیمانُ فِی قُلُوبِکُمْ ...» اعراب بادیه ‏نشین گفتند: ایمان آورده‏ایم، به آنها بگو: شما ایمان نیاورده‏اید، بگوئید اسلام آورده‏ایم، ولى هنوز ایمان وارد قلب شما نشده است ) ، همینطور که از آیه شریفه معلومه اسلام آوردن یعنی خواندن شهادتین و مسلمان شدن و نیز به همین دلیله که در بعضى از روایات مفهوم «اسلام» منحصر به اقرار لفظى شمرده شده، درحالى که ایمان اقرار توأم با عمل معرفى شده. به همین دلیل بعضی از مسلمان های اون زمان که شاید زیاد بوده اند اما ایمان واقعی نداشته اند و به قول معروف مرد عمل واقعی نبوده اند و خیلی ها دوستار پیامبر و ائمه اطهار بوده اند اما وقت عمل که نیاز به همراهیشان بوده پا پس میکشیدن...
علیرضا
علیرضا
٩٢/١٢/٢٥
٠
٠
بین*
maede
maede
٩٢/١٢/٢٥
٠
٠
چون حکومت حضرت علی ع به عادلانه ترین شکل ممکن بود افراد زیادی بودن که از عدل و حق و حقیقت ضرر میکردن واسه همین حرکتی نمیکردن و چشمشونو روی حق میبستن.مثل همین حالا که خیلیامون منتظر امام زمان نیستیم چون شاید به نفعمون نباشه.متاسفانه تو خیلی موقعیت ها پای منافع که وسط بیاد خیلی چیزا عوض میشه...یه دلیل دیگه هم میتونه ایمان ضعیفشون بوده باشه.
کاربر چراغ خاموش
کاربر چراغ خاموش
٩٢/١٢/٢٥
٠
٠
بقیه همج الرعا بودن
admin
admin
٩٢/١٢/٢٥
٠
٠
چی بودن؟؟؟
v-qavam
v-qavam
٩٢/١٢/٢٥
٠
٠
چون عدالت علی به مذاق خیلی ها سازگار نبود میدونستن که اگه علی حکومت کنه باید دل از خیلی چیزای دنیوی بکنن....عوام هم که یا به درک خوبی نرسیده بودند اونا هم که درک داشتند یا کم بودن یا از جونشون و مالشون میترسیدن یا تنبل شده بودن
v-qavam
v-qavam
٩٢/١٢/٢٥
٠
٠
* علی (ع)
Am-SpringSell
Am-SpringSell
٩٢/١٢/٢٥
٠
٠
اولا:ممنون بابت ایجاد چنین بحث هایی و دوما:به نظر من دوره ی حضرت علی(ع) یکی از دوران های طلایی برای شیطان است ! ،دوران قدرت نمایی شیطان !
f_nietzsche
f_nietzsche
٩٢/١٢/٢٦
٠
٠
سلام...توده مردم به دلیل جهل و بیم از دست رفتن منافع منفعل بودن اما نقش خواص رو در طراحی نقشه ها و تبلیغات واسه تشابه بین حق و باطل نباید از یاد برد...اینان طوری حق و باطل رو درهم میآکیختند که تمایز بین این دو سخت شود
سعید نایب
سعید نایب
٩٢/١٢/٢٦
٠
٠
شما هم یکی از خواص جامعه امروز ما. شعار نده دوست عزیز.! ازخودمون شروع کنیم.! ازعکس پروفایلمون شروع کنیم.! ( حتما الان میگی به ماقال توجه نکن.!!!!!!)
f_nietzsche
f_nietzsche
٩٢/١٢/٢٧
٠
٠
سلام...نظر شما هم مورد احترام است ولي حقيقت چيز ديگري است
Niva
Niva
٩٢/١٢/٢٦
٠
٠
هنوز بعد گذچت این همه سال مدینه غریبه و قدرت به دست همان کسانی هست که حکومت رو به زور از آل پیامبر گرفتند... همسر گرام همیچه میگه... چون مردم اون زمان ایمان هاچون زاهری بوده و ایمان قلبی نداچتن با یک فچار و زوری که از سمت قدرتمندان اون زمان بهچون وارد چده عرصه رو خالی کردن... در واقع تا ایمان قلبی نباچه به همون سرعتی که اومده از بین میره ...
s_khan
s_khan
٩٢/١٢/٢٦
٠
٠
یا زهرا...
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
دیکتاتوری دوست داشتنی

از دلخوشی تا دلبستگی

٩٥/٠٩/١٨
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

وقتی ستاره توی آسمونه

٩٥/٠٩/١٥
چند کلمه با عادل فردوسی پور که دیگر عادل نیست

ناعادل!

٩٥/٠٩/١٦
به دنبال یک مامن

اعتراف

٩٥/٠٩/١٨
خواب عجیبی بود...

تجربه مرگ در خواب

٩٥/٠٩/٢٠