ای اشک! مهلتی دل غمگین را
سلام بر تو ای دخت رسول خدا

ای اشک! مهلتی دل غمگین را

نویسنده : مائده کاشیان

ای اشک! مهلتی دل غمگین و خسته را

چشمان غم گرفته در خون نشسته را

مولا کنار فاطمه بدرود  می‌کند

با بند بند خویش نگاهی گسسته را

بر دوش میگذارد و از خانه می برد

امشب علی، حقیقت پهلو شکسته را

از کوچه‌های شهر که رد می شود، غمی

در شعله می‌برد دل درهای بسته را

او را به خاک تیره ...نه، پرواز می‌دهد

در آسمان کبوتر از بند رسته را

در صحن فاطمیه کنون حال دیگری‌ست

شوریدگان سینه زن دسته دسته را

 

محمود سنجری

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/١٢/٢٤
٠
٠
ای اشک مهلتی ... ای اشک مهلتی ... // ممنون شعر زیبایی بود ... تسلیت میگم این ایام رو ...
A_Kh
A_Kh
٩٢/١٢/٢٤
٠
٠
سلام دوست عزیز.کاش میشد توی این دنیا مثل حضرت فاطمه زهرا(س) پاک زندگی کنیم.ممنونم.
j_abutt
j_abutt
٩٢/١٢/٢٤
٠
٠
منم تسلیت میگم شهادت مظلومانه خانوم فاطمه زهرا (س)رو...
nika
nika
٩٢/١٢/٢٤
٠
٠
خیلی زیبا بود ممنون:)
سرباز ولایت
سرباز ولایت
٩٢/١٢/٢٤
٠
٠
این روزها دیگر کسی یاد شما نیست دیگر کسی ذکر لبش "آقا بیا" نیست ترسم عزای مادرت آید ولیکن گویند:نوروز است هنگام عزا نیست!!...پر معنا و پر از حس همدردی با اهل بیت...دستتون درد نکنه...
گیسو
گیسو
٩٢/١٢/٢٤
٠
٠
تسلیت به همگی دوستان.ممنون شعر قشنگی بود. مخصوصا اشاره به صحن جدید فاطمیه
faride
faride
٩٢/١٢/٢٤
٠
٠
منم شهادت این بانوی بزرگوارو تسلیت میگم...
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٢/١٢/٢٤
٠
٠
سلام: بسیار زیبابود.شهادت بانوی دوعالم را تسلیت میگم.متشکرم
M_BARF
M_BARF
٩٢/١٢/٢٤
٠
٠
:(((((
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/١٢/٢٤
٠
٠
تسلیت *:/
r_riahi
r_riahi
٩٢/١٢/٢٤
٠
٠
شعر زیبایی بود، من هم تسلیت میگـــ:ــ(ـــم
a_tayebii
a_tayebii
٩٢/١٢/٢٥
٠
٠
یاد پیامکی افتادم با این مضمون ای چاه یارم را گرفتند همه دار و ندارم را گرفتند..............
MILAD
MILAD
٩٢/١٢/٢٥
٠
٠
زیبا بود .ممنون
علیرضا
علیرضا
٩٢/١٢/٢٥
٠
٠
هیییییییی...
f_nietzsche
f_nietzsche
٩٢/١٢/٢٦
٠
٠
سلام...مرسی خیلی زیبا بود...کاش الان بقیع بودم
H_fateme
H_fateme
٩٣/٠١/٢٠
٠
٠
((((((((((((((((((((*))))))))))))))))))))))))
پربازدیدتریـــن ها
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠
مراقب دل ها

یک استکان یاد خدا

٩٦/١١/٠١
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
من مرده ام

لالایی هق هق ها

٩٦/١١/٠١
ادب و مهربانی را فراموش نکنیم

تو يا شما؟ مسئله اين است!

٩٦/١١/٠١