به تو حاصلی ندارد غم روزگار گفتن
ذهن زيبا؛ اختصاصي سايت جيم

به تو حاصلی ندارد غم روزگار گفتن

نویسنده : سایت جیم

آن‌ که یک لحظه فراموش نگشت از یادم

ظاهر آن‌ست که هرگز نکند یاد مرا...

خواجوی کرمانی

--------------------------

قدت گفتم که شمشاد است

بس خجلت به بار آورد

که این نسبت چرا کردیم و این بهتان چرا گفتیم

حافظ

----------------------------

گویی بدهم کام‌ت و جان‌ت بستانم

ترسم ندهی کام‌م و جانم بستانی

 

ناصح به طعن گفت که رو ترکِ عشق گو

محتاجِ جنگ نیست، برادر

نمی‌کنم!

حافظ

-----------------------------

آنکه خونِ دلِ من ریخت ز بیداد و برفت 

کاش باز آید و خون ریزد و بیداد کند

اوحدی مراغه‌ای

---------------------------

خواهم که ترا در بر،  بنشانم و بنشینم

تا آتش جانم را، بنشینی و بنشانی

رهی معیری

------------------------------

به تو حاصلی ندارد غم روزگار گفتن

که شبی نخفته باشی به درازنای سالی

سعدی

------------------------------

در تو

هزار مزرعه خشخاش تازه است...

آدم به چشم های تو

معتاد می شود!

آرش پور علیزاده

--------------------------------

تو می‌دانی

از مرگ نمی‌ترسم

فقط حیف است

هزار سال بخوابم

و خواب تو را نبینم.

عباس معروفی

--------------------------

باشد، ولم کن با خودم تنها بمانم

دیوانه با دیوانه‌ها مشکل ندارد

مهدی فرجی

--------------------------

من بی‌مایه که باشم که خریدار تو باشم

حیف باشد که تو یار من و من، یار تو باشم

سعدی

----------------------------------

شاید من و تو به هم نباید برسیم

تا نوبت ما هم به سر آید

برسیم

روزی من و تو به هم

خدا می‌داند

شاید

شاید

شاید

شاید

برسیم....

جلیل صفربیگی

--------------------

گر زرین کلاهی عاقبت هیچ

اگر خود پادشاهی عاقبت هیچ

اگر ملک سلیمانت ببخشند

در آخر خاک راهی عاقبت هیچ

بابا طاهر

--------------------------

یا به دست آور دوباره عشق او را یا بمیر!

با دلم پیمان من این‌ست و جان، تضمین من

حسین منزوی

-------------------------------

خاکی که به زیر پای هر نادانی است

کفّ صنمیّ و چهره جانانی است

هر خشت که بر کنگره ایوانی است

انگشت وزیر یا سر سلطانی است

خیام

-----------------------

گرفت از من دل و زد راه دینم

ز دین و دل گذشتم قصد جان کرد

کی از شرمندگی با مهربانان

توان گفت آن‌چه آن نامهربان کرد

هاتف اصفهانی

------------------------

من از این‌جا خواهم رفت 

فرقی هم نمی‌کند 

که فانوسی داشته باشم یا نه

کسی که می‌گریزد

از گم شدن نمی‌ترسد ...

رسول یونان

----------------------

تا در طلب گوهر كاني، كاني

تا در هوس لقمه ي ناني، ناني

اين نكته و رمز اگر بداني داني

هر چيز كه در جستن آني، آني

مولوی

 

گردآوري: مهديه جوادي

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
r_naghavi
r_naghavi
٩١/٠٧/١٣
٥
٠
یه دکمه ‌لایک هم بزارید ک مجبور نشم بگم فوق العاده بود این شعرها. مرسی واقعاً [گل]
F-jafari
F-jafari
٩١/٠٧/١٣
١
٠
عالی بود ممنون.
جيمي
جيمي
٩١/٠٧/١٤
٢
٠
خيلي عالي بود، لطفا ادامه دار باشه
saeede
saeede
٩١/٠٧/١٦
١
٠
زیبا بودند... ممنون
nikta_21
nikta_21
٩٢/٠١/٢٠
٠
٠
آنکه خونِ دلِ من ریخت ز بیداد و برفت کاش باز آید و خون ریزد و بیداد کند اوحدی مراغه‌ای وااااااااااااای!
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
بسیار زیبا بود ممنون از همگی شاعران و نویسندگان
پربازدیدتریـــن ها
به کی جز خدا پناه می بری؟

جهل چه آهسته می آید

٩٦/٠٥/٢٦
ماجرای اولین باری که به استخر رفتم

توافق ذهنی مشترک بچه های جنوب شهر / قسمت اول

٩٦/٠٥/٢٥
کاش کسی شاملو و فروغ را صدا بزند

در نبودنت

٩٦/٠٥/٢٢
شعری سروده خودم

یک مرد به جا مانده ای از عاشورا

٩٦/٠٥/٢٢
شعری سروده خودم

می نویسم از تو

٩٦/٠٥/٢٢
شیرینی اش را نفهمیدم

اولین حقوق کاری

٩٦/٠٥/٢٢
این روزها همه چیز به تو مربوط است

نامه هایی به همسرم / نامه چهارم

٩٦/٠٥/٢٣
یکی باید بیاید

ویرانه دل ماست

٩٦/٠٥/٢٤
مثل دختر انار

آرايش غليظ

٩٦/٠٥/٢٦
تو مکمل منی

بوسه های نگفته

٩٦/٠٥/٢٣
شعری سروده خودم

چقدر حرف زدم!

٩٦/٠٥/٢٦
عمریست برایت می نویسم

گمنام خاص

٩٦/٠٥/٢٣
فنجان چای

ایهام

٩٦/٠٥/٢٨
شعری سروده خودم

معنی فاصله این نیست که از آنِ همیم

٩٦/٠٥/٢٤
تو دلت چه می خواهد؟

تاوان دلتنگی

٩٦/٠٥/٢٤
حس خوب شعر

شاعرانه ها

٩٦/٠٥/٢٥
ذهن من پر شده است از دیگران

خودم چی پس؟

٩٦/٠٥/٢٣
راس ساعت 8

تردید

٩٦/٠٥/٢٤
چند خطی برای امام مهربانی ها

تو هدیه امام خوبم هستی!

٩٦/٠٥/٢٥
خرده شیشه دارند

ارتباط دوستی و آینه های قدی

٩٦/٠٥/٢٦
تبلیغات