لرزه‌ای بر اندام عشق
معرفی کتاب

لرزه‌ای بر اندام عشق

نویسنده : هاچ

غرور، غرور، غرور!

آتشی به پا می‌کند این غرورهای نا به هنگام!

می‌روم سراغ نمایش نامه:

داستان از این قرار است که «دیان» و «ریچارد» به شدت عاشق همدیگرند ولی دیان سعی دارد آن را پنهان کند و شاید این موضوع ریشه در شغل او دارد چرا که در مجلس به دفاع از حقوق زنان می‌پردازد و جبهه گیریِ خاصی علیهِ مردان دارد و این موضوع در زندگی شخصی‌اش نیز بی‌تاثیر نبوده است.

غرورِ زیادِ دیان باعث می‌شود که عشقِ آن دو، رنگ و بوی «بازی گونه‌ای» بگیرد و غرورِ ریچارد نیز ادامه این بازی را رقم می‌زند! بازی‌ای که در آن هیچ کدام‌شان به عبارتی از خر شیطان پایین نمی‌آیند اما هر کدام به نوبه خود به شدت در آن رنج می‌کشد و در پایان هم که پشیمانی دیگر سودی ندارد!

صورتِ کلیِ داستان این است که: عشق رفته رفته به نفرت بدل گشته و در پایان دوباره از میان خاکسترهای نفرت، عشق شعله می‌کشد. اما وقتی که تقریبا می‌توان گفت «دیگر خیلی دیر است!»

 

قسمتی از نمایش نامه:

«درست بر عکسِ عشق، در نفرت آدم شک و تردید به دلش راه نمی‌ده. هرگز. من هیچ احساسی به وفاداری نفرت ندیدم. تنها احساسیه که به آدم خیانت نمی‌کنه...»

ایها الجیمیان!  عشق را، حاجتِ هیچ غرور نیست!

نام کتاب: عشق لرزه

نویسنده: اریک امانوئل اشمیت

ترجمه: من شهلا حائری رو خوندم خوب بود

صفحات: صد و سی تا

 

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
ati
ati
٩٢/١٢/٢١
١
٠
چه جالب هست موضوعش..مرسی ازشما
mohii-2
mohii-2
٩٢/١٢/٢١
١
٠
چه جالب هست موضوعش..مرسی ازشما:))))(اصلا کپی نکردما!!!)
mohii-2
mohii-2
٩٢/١٢/٢١
١
٠
چه جالب هست موضوعش..مرسی ازشما:))))(اصلا کپی نکردما!!!)
translator
translator
٩٢/١٢/٢١
١
٠
که اینطور :) ممنون
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/١٢/٢١
١
٠
*:) چشم حتما می خونم *:)
z_riahi
z_riahi
٩٢/١٢/٢١
١
٠
باید خوندنی باشه، تشکر
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/١٢/٢١
١
٠
چقدر کتاب معرفی می کنید ، خب بذارین یکی رو بخونم بعد بعدی رو بگین خخخخخ ... ممنون از معرفی کتاب !!!
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٢/١٢/٢١
٠
٠
دو ساعت هم طول نمیکشه خوندنش! ^_^ باشه از این به بعد با فاصله معرفی می کنم :)
MONA-R
MONA-R
٩٢/١٢/٢٢
١
٠
دو ساعت؟؟؟ بابا چه سرعتی داری تو هاچ زنبوری!
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٢/١٢/٢٢
٣
٠
تو این دورو زمونه اگه تو سرعت نداشته باشی، بقیه سرعت دارن!!
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/١٢/٢٣
١
٠
هاچ بانو : چه جواب های فلسفی ای می دین !!! من نیم ساعت داشتم به این جمله فکر می کردم !!!!!!!!!!!
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٢/١٢/٢٣
٠
٠
البته آقای آلبرت! اینکه تولدتون رو تو تقویم اشتباه ثبت کردن هم خودش فلسفه ست! :))
MILAD
MILAD
٩٢/١٢/٢٢
١
٠
ممنون .اگه تونستم تهیه میکنم و میخونم :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٢/١٢/٢٢
١
٠
سلام: خیلی متشکرم.
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٢/١٢/٢٢
٢
٠
مرسی خانوم هاچ ! قله حیوانات رو خوتدم ! زیبا بود ، اینم می خونم !
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١٢/٢٢
١
٠
تنها احساسي كه به ادم خيانت نميكنه! مرسي بايد جالب باشه
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٢/١٢/٢٢
٠
٠
شک نکن جالبه! ;)
e_z
e_z
٩٢/١٢/٢٢
١
٠
ماهم پای غرورمون همواز دست دادیم! ای دل...ای دل
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٢/١٢/٢٢
٠
٠
:(
MONA-R
MONA-R
٩٢/١٢/٢٢
٣
٠
من زیاد کتابای خارجی نمیخونم ولی فکر کنم این قشنگه! میخونمش :)
a_tayebii
a_tayebii
٩٢/١٢/٢٥
١
٠
ممنون از معرفی
radyab0
radyab0
٩٢/١٢/٢٥
١
٠
خوبه
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٢/١٢/٢٦
٠
٠
قشنگه! :)
zizi_goloo
zizi_goloo
٩٣/٠٣/٢٧
٠
٠
سلاااااااااااااااااام بر هاچ عزیییییییییییییز! مرسی حتما میخونم! ^_^
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٣/٢٧
٠
٠
از کتابخونه گرفته بودمش! :دی
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
دیکتاتوری دوست داشتنی

از دلخوشی تا دلبستگی

٩٥/٠٩/١٨
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

وقتی ستاره توی آسمونه

٩٥/٠٩/١٥
چند کلمه با عادل فردوسی پور که دیگر عادل نیست

ناعادل!

٩٥/٠٩/١٦
به دنبال یک مامن

اعتراف

٩٥/٠٩/١٨
خواب عجیبی بود...

تجربه مرگ در خواب

٩٥/٠٩/٢٠