جنایت از قبل اقدام شده
داستان‌هایی که خودم نوشتم و هنوز چاپ نشدند

جنایت از قبل اقدام شده

نویسنده : f._jafarpour

با سلام؛ اعتماد به نفسم زیاد شد و کتاب‌های خودم را برای‌تان توضیح می‌دهم؛

1. جنایت از قبل اقدام شده

2- کینه یک زندانی

3- شب شوم

4- او مرا شفا داد

5- خوشبختی

فعلا اولین داستانم یعنی پر فصل‌ترین آن‌ها را برای‌تان توضیح می‌دهم:

 

خلاصه: مردی به نام احمد، از کودکی با او بد رفتاری شده و حالا به جنون کشیده است، او که بسیار باهوش بوده به خاطر مراقبت‌های نادرست والدینش به بیراهه رفته و حالا در حال انتقام است. او  یک برادر و یک خواهر دارد. خواهر او به نام مرضیه و برادرش محمود است. نتیجه کلی داستان این است که با بچه‌های خود مهربان باشیم و به طور صحیح آن‌ها را تربیت کنیم.

 

داستان از آن‌جا شروع می‌شود که پدر خانواده به بیرون می‌رود و سوار تاکسی می‌شود ولی تاکسی فردی زورگیر بوده و بعد از این‌که پول‌های مرد را گرفته او را چشم بسته به سمت مرز رها می‌کند، و مرد در حالی که کمک می‌خواست به سمت مرز رفت ولی به اشتباه با گلوله کشته شد. مادر آن‌ها به خاطر بی‌پولی و تنگ دستی با مردی به نام اکبر ازدواج می‌کند، ولی پدر خوانده رفتار خوبی با آن‌ها ندارد و به طور خوبی بچه‌ها را اداره نمی‌کند. او که از مرضیه متنفر بوده او را به طور قاچاقی می‌فروشد. احمد و محمود برادران مرضیه همه جا را دنبال او می‌گردند ولی او را پیدا نمی‌کنند. پس از گذشت 16 سال محمود 20ساله اکنون 36 سال داشت و به فرانسه رفته و استاد دانشگاه شده بود. او مرضیه را دیده و تمام اذیت‌های پدر خوانده‌اش را برای او تعریف کرد و نقشه‌اش را برای او گفت، او می‌خواست انتقام بگیرد و هیچ لذتی برای او جز انتقام خوش نیست.

سر انجام او اکبر را کشته ولی در همان لحظه مرضیه او را لو می‌دهد و پلیس وارد عمل می‌شود، اما کار از کار گذشته بود و اکبر شیطان سفت کشته و جسد احمد در زمین افتاده بود. او خود را نیز کشت و تنها خاطره‌ای که از احمد می‌ماند نامه‌ای است که در 25 سالگی برای خواهرش نوشت. او در دنیای خیال خود دخترش را دوست داشت.

ادامه دارد...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٢/١٢/٢٧
٠
٠
اینا بر اساسِ اتفاقاتِ واقعیه؟
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
:____-خودت خی فکر می کنی؟
f_jafarpour
f_jafarpour
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
خواهر جان آخر داستان خود را نوشتی؟؟؟؟؟؟؟ ای بابا منم صدا می کردی:_-=
L.milad
L.milad
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
ههههههااااااااااااااااا ! جلل خالق...............شما دوتا امتیازاتون هم برابره.........ایول
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
فکر کنم نه!
Angel
Angel
٩٣/٠١/٠٩
١
٠
سلام .جونگ مین
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠١/٠٩
٠
٠
آره.......مهدیه تویی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/از کره چه خبر جونگ مین رو دیدی؟
f_babaei
f_babaei
٩٢/١٢/٢٧
٠
٠
؟؟؟چقدر کشت وکشتار!!!!!!!!!!! توش بزن بزن هم داره؟؟؟؟؟
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
کمی در گیری داره.
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
شما بزن بزن دوست دارید؟من کمی.........
گیسو
گیسو
٩٢/١٢/٢٧
٠
٠
این همه اتفاق خفن تو یه داستان؟؟؟؟ بابا به فکر باتریای ضعیف قلب ماهم باشین....
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
بازم هست چی فکر کردید؟داستان داداش پسر ه را برات نگفتم:-
L.milad
L.milad
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
خدا بخیر کنه داستان داداشو
janbarkaf
janbarkaf
٩٢/١٢/٢٧
٠
٠
آخ جون بکش بکش ....من هستم....
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
می دونم:)میخام توی یک سایت دیگه کاملشو بزارم.اگه گذاشتم خبر میدم.ممنون از نظرت.
janbarkaf
janbarkaf
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
چرا سایت دیگه...
neyosha
neyosha
٩٢/١٢/٢٧
٠
٠
:)
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
:)؟؟؟؟؟؟
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/١٢/٢٧
٠
٠
ایول ... من کلا رمان جنایی دوست دارم ... :))
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
من همه جور داستان می نوسم به جز عشقی خیل_________ی زیاد:+
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
آهان (o_0) يعني نه... منكه نفهميدم چي شد... ولي در كل مرسي :)
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
می فهمی من می دونم:)ممنون از نظرت
n_parak
n_parak
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
تو که همه داستان رو لو دادی! باید یه کششی داشته باشه که خواننده بره دنبالش ببینه اخرش چی میشه؟
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
ببخشید می دونین خلاصه یعنی چی ؟؟؟؟؟؟؟ انقدر این کشش داره که نگو..........
mohii-2
mohii-2
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
اووووووووووووف روحیه لطیف و من و این همه کشت و کشتار؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟خخخ کاش یه کم از متن رو هم عیناً مینوشتین تا ما با نوع نوشته هم اشنا میشدیم...
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
فکر کنم منظورتونو فهمیدم یک داستان نوشتم به نام او مرا شفا داد یکم نزدیکه به قلمم.
L.milad
L.milad
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
ولی شواهد امر نشون میده نفهمیدی محسن چی گفته ها..................
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
آقا میلاد شما کاری به این کار ها نداشته باشید الان خواهرم داره اذیتم میکنه سر شما خالی میکنم.
mohii-2
mohii-2
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
میلاد یادته یه بار ازم پرسیدی که من ایا کار و زندگی ندارم؟؟؟الان دقیقا این سوال من از توئه!!!!!تو کار و زندگی نداری تو کامنتای مردم سرک میکشی؟؟؟
L.milad
L.milad
٩٣/٠١/٠٢
٠
٠
وجدانا بی کار بودم این چند روز واسه همین همه جا میرفتم و به همه چی سرک میکشیدم.........اصولا کسایی که میرن اون بالا(فعال ترین ها)ادم های بی کارین میفکرم...........خخخخخخخخخخخخ
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠١/٠٢
٠
٠
صبح به خیر آقا میلاد.......... چه خبرا؟؟؟؟
L.milad
L.milad
٩٣/٠١/٠٢
٠
٠
صبح ! خبری نیست سلامتی دلبر.......
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠١/٠٤
٢
٠
ماشالا.... زبون نگو سنگ پا قزوینه..........
L.milad
L.milad
٩٣/٠١/٠٩
٠
٠
چوب کاری میفرمایید........ما شاگرد شما ییم
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠١/٠٩
٠
٠
من الان استادددددددددددددد هستم؟؟؟؟؟؟؟وای(غش کردم)
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
دیگه نظری نیست؟؟؟؟؟؟ آهای جیمی ها.........
L.milad
L.milad
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
عجووووووووووووووووول..................
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠١/٢٩
٠
٠
جانم؟؟؟؟؟ بله بفرمایید کاری داشتید؟؟؟؟ الو؟؟؟؟ کاری داشتید بگویید؟؟؟؟ آخه صدام کردید.
اکبر
اکبر
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
چه روحیه لطیفی:)
L.milad
L.milad
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
همچون گلبرگ..........خخخخخخخخخخخ
بهمن بهمني
بهمن بهمني
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
بيشتر شيبه داستان هاي تخيلي فانتزي آمريكايي بود ! البته نه كششي داشت ! نه خلاصش قابل فهم بود ! اين همه كاركتر آدم هنگ مي كنه خوب :)! به هر حال كارتون قابل تحسين است انشاا... تو جيم با رهنمود هاي آقاي نادري و نقد هاي مخاطبين هر روز نسبت به روز قبل قلمتون بهتر بشه ، موفق باشين .
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
راستشو بخواین من زیاد خلاصه گر خوبی نیستم.ولی فکر می کنم در خلاصه نباید کشش های داستان را بنویسم،بعدشم شما هنوز داستان پر مخاطب غرش ماده شیر از تا 4 رو نخوندید:)اثر زیبایی هست ولی گفته باشم بیش از120 شخصیت داره تازه اثر تامورا پیرس نویسنده ی مشهور هستش.من واقعا نیاز دارم که فردی راهنمای کنه که من چه گونه داستان بنویسم که مخاطب جذب کنه.با تشکر از نظرتون
محمود
محمود
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
خیلی کلیشه ای و تکراری بود:|:|:|
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
من حساب شما فرد ناشناس را خواهم رسید:_+
karen
karen
٩٢/١٢/٢٨
١
٠
عجب داستاني بود ژانر وحشت داشت........بسي ممنان
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠١/٢٩
٠
٠
خواهش می کنم.
Am-SpringSell
Am-SpringSell
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
بــلـــه ، ...
L.milad
L.milad
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
به به...........یاد محیط کارم انداختیم! بسی لطیف بود که وصف نداشت.........
گیسو
گیسو
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
حقوق و عیدی حلالشون،جون شما آزاد....دوری کنین از اون محیط بابا
L.milad
L.milad
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
خیر سرم کارمه ها.........خون دل هاااااااااااااااااااااااااااااااااااااا خوردم تا استخدام شدم
r_riahi
r_riahi
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
چه جالبــــــ، مشتاقم داستاناتون رو بخونم خانوم جعفرپور. البته با این داستان یکم ازتون میترسمــــــــــ:ـــ|ــــــ
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
چی؟؟؟؟؟؟؟ فقط این ترسناک بود به مرگ خودم:)خواهش
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
چی؟؟؟؟؟من ترس ندارم که:) نگران نباشید داستان های بعدی تو جو عیده:)
r_riahi
r_riahi
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
اونقدرهاهم ترسناک نیستید، شوخی کردم. تشکــــــ:ــ)ـــر
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٢/١٢/٢٩
٠
٠
شوخی با حالی بود.....خخخخخخخخخخخ تشکر
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠١/٢٩
٠
٠
ببخشید سری 2 اش آمده است .در پروفایل بنده ثبت شده است.
sorme
sorme
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
خوب بود دوست داشتم کامل بخونمش.
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
نخوندی:(نیم ساعت تایپ کردم بعد تونخوندی؟
sorme
sorme
٩٣/٠١/٠٤
٠
٠
نه منظورم این بود که داستان و با جزییات کامل بخونم
z_muosavi
z_muosavi
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
باید خیلی جالب باشه . باز دویاره دلم رمان می خواد :))))
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
ایشالا بقیه خیلی بهتر باشه.ممنون از نظر گرمت
گیسو
گیسو
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
اگه اهل رمان رمانتیک هستین، وسوسه رو بخونین.....من خوشم اومد ازش
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
غرش ماده شیر از هر کتابی بهتره............
m_bidmajnoon
m_bidmajnoon
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
یه کم کلیشه ای بود!!!
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠١/٠١
٠
٠
ممنونم از نظر پر از تعریف شما:-+
MILAD
MILAD
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
توی یک قسمت این همه اتفاق افتاد؟ یکم شیلنگ اب و باز کنین طولانی تر شه خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
عزیز خوب نگاه کن:پر فصل ترین.................. فهمیدی؟؟؟؟؟؟این خلاصه است.می فهمی یا نه؟
لبخند انار
لبخند انار
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
جالب بود، مرسی
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
ممنون:)
bablack313
bablack313
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
چی بگم والا...!!!
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠١/٢٩
٠
٠
نظر خودتان را بگویید ممنون می شوم.
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠١/٢٩
٠
٠
نظرتان را بگویید ممنون می شوم.
sm_shekofte
sm_shekofte
٩٢/١٢/٢٨
٠
٠
بله ... خب یکم کشت و کشتار دوس نمیداریم :دی / موفق باشی :)
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٢/١٢/٢٩
٠
٠
اصلا به خاطر شما گذاشتم..یادتونه تو جا کتابی............
H_fateme
H_fateme
٩٣/٠١/٢١
٠
٠
اه هه ههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه
٩٣/٠١/٢٢
٠
٠
جانم؟؟؟؟؟؟؟ بعد معنی اه شما به داستان من بود؟؟؟؟؟؟ اگه باشه که من میدونم و شما این همه زحمت کشیدم!خلاصه کردم.
Faeze_v
Faeze_v
٩٣/٠٥/٠٤
٠
٠
به نظر میاد جالب باشه....
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
دیکتاتوری دوست داشتنی

از دلخوشی تا دلبستگی

٩٥/٠٩/١٨
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

وقتی ستاره توی آسمونه

٩٥/٠٩/١٥
چند کلمه با عادل فردوسی پور که دیگر عادل نیست

ناعادل!

٩٥/٠٩/١٦
به دنبال یک مامن

اعتراف

٩٥/٠٩/١٨
خواب عجیبی بود...

تجربه مرگ در خواب

٩٥/٠٩/٢٠