راه های بیراهه
در مورد یک شاگرد اول، المپیادی، معدل الف و ...

راه های بیراهه

نویسنده : eli_bagheri

تازه باهاش آشنا شدم! از بچه‌های درجه یک دانشگاه است. تحصیلات زبانش را تمام کرده، شاگرد الف هم شده توی چند تا المپیاد، هم مقام آورده، این‌قدر به خودش می‌نازد که نگو!

یک روز وقت نماز بهش گفتم فلانی بریم نماز

توی سرویس بهداشتی وقتی که داشت وضو می‌گرفت متوجه شدم وضو گرفتنش کاملا اشتباهست. برای غربت خدا دلم می‌خواست زار زار گریه کنم. مانده بودم چه جوری بهش بگویم فلانی! کاش توی دغدغه‌های المپیادیت یک ساعت را هم برای خدا خالی می‌کردی.

یاد این آیه قران افتادم: « بگو آیا با خبر کنم شما را از زیان‌کارترین مردم؟ کسانی که تباه شد اعمالشان در زندگی دنیا در حالی که گمان می‌کردند بهترین عملکرد را دارند»

سوره کهف- آیات 103 و 104

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
hamta
hamta
٩٣/٠١/٠٦
٢
٠
دلم یه جوری شد.... منم دیدم آدمایی از این دست... که اتفاقا وقتی میگی فلانی بریم نماز .... متوجه میشی اصن طرف نماز نمی خونه....:(((
s_haghighi
s_haghighi
٩٣/٠١/٠٦
٠
٠
درسته یه سری از ما فکر میکنیم داریم بهترین کارو انجام میدیم اما دریغ از اینکه اون دنیایی هم هست چرا برای اونجا تلاش نکنیم.....
a_y
a_y
٩٣/٠١/٠٦
٠
٠
متاسفانه توی خانواده ها آموزش مسائل دینی اولویت اول نیست ... همینکه اهل نماز بوده معلوم میشه توی راهه ، خوب همه ما ممکنه مشکلاتی در جزئیات اعمالمون داشته باشیم... بهتره خیلی دوستانه مشکلاتش رو بهش بگین ... جذبش کنین قبل از اینکه محو بشه
شاهدخت
شاهدخت
٩٣/٠١/٠٦
٠
٠
:(((((
گیسو
گیسو
٩٣/٠١/٠٦
٠
٠
این بحث نماز طوری شده که حتما باید تو خواستگاری از طرف پرسیده بشه،چون اصلا از روی تیپ و قیافه و حتی مسلک خانواده طرف هم نمیشه فهمید چقدر به واجبات پایبنده
z_muosavi
z_muosavi
٩٣/٠١/٠٦
٠
٠
گاهی وقتا حواسا پرت میشه :(
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٣/٠١/٠٦
٢
٠
خب طفلی شاید حواسش نبوده *:) نمی دونم ولی شاید همون وضوی اشتباهش اونقدر از ته دل برای ِ خدا بوده باشه ، که نمازش هم قبول شده باشه ، نمی دونم ولی به نظرم خدا مهربون تر از این حرفاست *:)
الهه
الهه
٩٣/٠١/٠٧
٠
٠
درسته که خدا خیلی مهربونه ولی اینم مهمه که ما چقدر واسه اون چیزایی که خدا ازمون میخواد وقت میذاریم.به هرحال نمیشه روحساب مهربونی خدا نسبت به وظایف اصلی خودمون کوتاهی کنیم
neyosha
neyosha
٩٣/٠١/٠٦
٠
٠
:(((((!
maede
maede
٩٣/٠١/٠٧
٠
٠
چه آیه قشنگ و قابل تامل و البته تکان دهنده ای بود.
ali007
ali007
٩٣/٠١/٠٧
٠
٠
ههههههععععییییییییی:((((
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠١/٠٧
٠
٠
خب بهش یاد میدادی
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات