رفته بود برای بچه‌های دبیرستانی صحبت کند، گرم شوخی و خنده بودند که حاجی به بچه‌ها چند تا شکلات می‌دهد. وقتی داشتند شکلات‌ها را می‌خوردند، به‌شان می‌گوید: «می‌دونین رو جلد شکلاتا چی نوشته؟»
می‌گویند: «خب نوشته آیدین»
می‌گوید: «نه! نوشته آااای... دین... یعنی مواظب دینتون باشین»
شادی روح حاج عبدا... ضابط صلوات


برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩١/١٠/٠٣
٣
٠
واقعا برای مراقبت از دینمان چه کار کرده ایم
m-nik110
m-nik110
٩١/١٠/٠٣
١
٠
سلام! میگم شما هم جیم خوان بودید!!!!! همه دوستان وبلاگیمون توی سایت جیم میبینیم! راستی چرا عکسهای نهبندان نمیگذارید روی سایت جیم!
A_entesari
A_entesari
٩١/١٠/٠٣
٠
٠
خب من اینو تو وبتون دیدم مواظب دینمون باشیم...........
اسمانه
اسمانه
٩١/١٠/٠٦
٠
٠
جالب بود...
مجید
مجید
٩١/١٠/٠٧
٠
٠
زیبا بود
saheb zaman
saheb zaman
٩١/١٢/١٨
٠
٠
ممنون
نسیم
نسیم
٩٢/٠١/٠٩
٠
٠
تشکر.
hamid_f
hamid_f
٩٢/١٢/٠٦
٠
٠
الهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات