سایه حرکت پای پسر بچه روی کف اتوبوس را دنبال می‌کنم! جلو، عقب... جلو، عقب. پیرمرد جلویی از کنار دستی‌اش که یک جوان کلاسور به دست است یک بلیط می‌خواهد و پنجاه تومانی را جلو می‌برد! من دارم فکر می‌کنم به یک ...

پسر بلیط ندارد! من به جیبم می‌روم! به  بلیط اضافه صبح... دستم وارد جیب می‌شود. دو بلیط تو دستم است! بلیط‌ها به هم چسبیدند! جدا نمی‌شوند...

استاد حرف می‌زند: «بیش تر آن‌هایی که زیاد می‌دانند، در اوج دانستگی خودشان به زمین می‌افتند! میوه در اوج کمال از درخت می‌افتد!»

انگار شیطان که تا چند دقیقه پیش فکرم را اجاره کرده بود الان دست‌هایم را اجاره کرده باشد! «درِ گوشم می‌خواند خودت که باید فردا بروی سر کار! اون فلکه شهید پیاده می‌شه خودش بلیط می‌گیره!» بلیط‌ها از هم باز می‌شوند و دستم به سمت پیرمرد دراز و پنجاه تومانی مقابل چشمانم!

اتوبوس دیگر شلوغ شده و جا برای نشستن نیست. صدای آرامی می‌آید، پیرمرد دارد شعری را با خود زمزمه می‌کند، فقط «تابوت» آن را گوشم شنید.

پسرک صندلی روبه‌رویی همچنان پایش را تکان می‌دهد... جلو، عقب... عقب، جلو...

یک هو راننده داد می‌زند، شهید... دیگر وقتش رسیده! پیرمرد باید پیاده شود، ما اما نه!


برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩١/١٠/٠٣
٧
٠
الان ک همه من کارت دارن اما خیلی وقتا شده ک دیدم اتوبوس شلوغ بوده و پیرمردی سوار شده اما هیچکس ب فکر اون پیرمرد نیس ب فکر احترام ب فکر خستگی های او.. همه غرق افکار خودشونن اما فکر میکنن دنیا ینی خودشون ... حتا من...
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩١/١٠/٠٣
١
٠
با همون من کارتم میشه یه کارایی کرد خیلی ها هستن که شاید پیر باشن و من کارتم نداشته باشن
٩١/١٠/٠٣
١
٠
امروز یه پیرمرده کارت منزلت داشت منتها کار نمی کرد راننده که خیلی عصبانی بود به هر زوری بود ازش پول گرفت، بعد میگن دنیا به آخر نرسیده!!!!
D-mehraboon
D-mehraboon
٩١/١١/٢٢
٠
٠
...
پربازدیدتریـــن ها
نامه ام را به دستش برسانید

راستی خدا...

٩٧/٠٢/٣١
شعری سروده خودم

انقلاب سفید

٩٧/٠٢/٣٠
شعری سروده خودم

شرمسار

٩٧/٠٣/٠٢
آماده تر از همیشه

کار دل دلدادگی و کار او دل کندن است

٩٧/٠٣/٠٣
یاد تو را بسیار کنم

سه سخن رمضانه

٩٧/٠٢/٢٩
خارج از شهر و خارج از مرز!

رانده شدن به حاشیه شهر

٩٧/٠٣/٠٢
شعری سروده خودم

خورشید هشتم

٩٧/٠٢/٣٠
انشای یک دانش آموز دبستانی درباره ازدواج

غلط کردی!

٩٧/٠٢/٣١
شعری سروده خودم

خیال بودنت

٩٧/٠٢/٣٠
شعری سروده خودم

امید آخر شد افسانه

٩٧/٠٣/٠١
حکایت تلگرام و سروش

نامادری!

٩٧/٠٢/٣٠
این بیماری لاعلاج

یخچال گردی چیست؟

٩٧/٠٢/٣٠
عاشقی بی‌همتاترین حس زندگی‌ست

سر مشق عشق

٩٧/٠٣/٠١
شعری سروده خودم

عشق شاید که بشکند من را...

٩٧/٠٣/٠٢
لحظه ای را از دست ندهید

مسابقه بزرگ

٩٧/٠٢/٣١
استغفر اللهَ ربی و اتوب علیه

داروی بی موقع

٩٧/٠٢/٣١
شعری سروده خودم

بیا آقاجان

٩٧/٠٢/٣٠
اصلا مهم نیست چه زمانی برگردی

جمله ات را تمام نکن! برو...

٩٧/٠٣/٠١
در حسرت خرید دوربین

آرزو یا افسانه

٩٧/٠٣/٠٣
آغاز مکتب نمادگرایی جادویی

کتاب پایان نامه؛ جادوی قرن بیست و یکم

٩٧/٠٣/٠٣