صبر بر وصال
شعری از شاعر انشاالله آينده‌دار

صبر بر وصال

نویسنده : m_pesarkhob77

بيا بنگر در اين غم‌ها من شيدا و دلخون را

به ديدارت دوايي ده دل غمگين و مجنون را

بهار مي‌آيد اما بين كه بر من فصل پاييز است

به رفتت در بياوردي صداي فصل و قانون را

اگر در خاطر چشمم نبودش از تو تصويري

بُدم همدست تيغ و من روان سازم چو جيحون را

و يا گر قلب ديوانه هنوز هم مال اين تن بود

به خنجر آشنا بود و نبودش در تنم خون را

شدش وصل به دل عشقت نشايد باز ريسمان را

اگر دل كندن آسان بود، نكند فرهاد بيستون را

به جاي كعبه كوي تو شدش قبله براي من

به غيرت كس نباشد تا بيارد عقل به محزون را

زمستان رو سياه باشد جلوي سردي چشمت

چرا اول نماياندي دو چشم ناز و افسون را

چنين صبر بر وصال او كمي ديوانگيست شاهد

چنان كه صبر كني ميوه بيايد بيد و نارون را ...

=================

(محمد شاهد بني‌اسدي يعني خودم؛ شاهد هم كه در بيت آخر، استفاده شدن اسم خود بنده است

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
z_muosavi
z_muosavi
٩٢/١٢/١٤
٠
٠
زیبا بود
z_muosavi
z_muosavi
٩٢/١٢/١٤
٠
٠
زیبا بود
mohii-2
mohii-2
٩٢/١٢/١٤
٠
٠
خیلی خوب بود:)))))))
گیسو
گیسو
٩٢/١٢/١٤
٠
٠
اگر دل كندن آسان بود، نكند فرهاد بيستون را....متشکر
s_kiani
s_kiani
٩٢/١٢/١٤
٠
٠
قشنگ بود، ایشالله موفق باشید
MILAD
MILAD
٩٢/١٢/١٤
٠
٠
به به قشنگ بود .ممنون
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/١٢/١٥
٠
٠
شعر زیبایی بود ... ممنون از شما ... ماشاالله شاعرای جیم تعدادشون رو به رشده ...
hamid_f
hamid_f
٩٢/١٢/١٥
٠
٠
فشنگ بود،از کیه؟
H_fateme
H_fateme
٩٢/١٢/١٥
٠
٠
ممنونم
ali007
ali007
٩٢/١٢/١٥
٠
٠
شعر زیبایی بود سپاس.....ایشالله موفق باشین در این زمینه:))))))))))
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/١٢/١٥
٠
٠
اومم من برا خوندنش يه كم مشكل داشتم .... در كل خوب بود.... درود بر شما...موفق باشين (^_^)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٢/١٢/١٩
٠
٠
سلام:استفاده کردم.ممنون
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤