رفت کربلا و برنگشت
دلم برایش تنگ می‌شود

رفت کربلا و برنگشت

نویسنده : r_yazdani

اون روزها راه کربلا بسته بود، (بخطر الطاف نیروهای حقوق بشرخواه).

عشق زیارت کربلا مردم را جان به سر کرده بود. هر روز مردم قاچاقی می‌رفتند عراق، یک روز آمد و به مامان من هم پیشنهاد داد که بروند، بنا به دلایلی مادرم نرفت.

اما او رفت، یک هفته بعد وقتی مردم ما را می‌دیدیند، زیر لب، در گوش هم یک چیزهایی می‌گفتند! بچه بودم، خیلی نمی‌فهمیدم چه می‌گویند، کم‌کم به گوش‌مان رسید کشتنش!

با این‌که بچه بودم، قلبم داشت از جا کنده می‌شد! باور نمی‌کردم! دلم برایش تنگ می‌شد!

حتی جنازه‌اش را برای‌مان نیاوردند! بردنش وادی السلام دفنش کردند. فیلمش را که می‌دیدم بی‌اختیار به صفحه تلویزیون دست می‌کشیدم. هنوز نتوانستم بروم سر خاکش، دلم برایش تنگ می‌شود، کاش وقتی بود بیشتر نگاهش می‌کردم.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
a_y
a_y
٩٢/١٢/١٥
١
٠
پدرتون؟؟؟؟؟ خداوند ایشون رو غریق رحمتش کنه ...
r_yazdani
r_yazdani
٩٢/١٢/٢٠
٠
٠
پدرم نبودن اما اندازه یه پدر برام ارزش داشتن
janbarkaf
janbarkaf
٩٢/١٢/١٥
١
٠
خوش به حالش که اونجا مونده....خدایش بیامرزد....
r_yazdani
r_yazdani
٩٣/٠١/١٦
٠
٠
ممنونم.متشكر
s_kiani
s_kiani
٩٢/١٢/١٥
١
٠
خوشا به سعادتشون عجب جایی دفن شدن… خدایش بیامرزد
r_yazdani
r_yazdani
٩٣/٠١/١٦
٠
٠
ممنونم از لطفتون
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/١٢/١٥
١
٠
خدا بیامرزه ایشون رو ... خوش به حالشون که کنار سید الشهدا به شهادت رسیدن ...
f_nietzsche
f_nietzsche
٩٢/١٢/١٦
٠
١
سلام حمید جان این حرف زیاد درست نیست...مامون هم کنار امام رضا(ع) دفن شده...البته سو تفاهم نشه ها
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/١٢/١٦
٢
٠
البته قضیه مامون خیلی فرق داره ... لیاقت می خواد که تو کربلا پیش امام حسین دفن بشی ... :)
r_yazdani
r_yazdani
٩٢/١٢/٢١
٠
٠
ممنونم از بزرگواریتون امیدوارم عزیز بنده رو با مأمون مقایسه نکنن!
fahime72
fahime72
٩٢/١٢/١٥
١
٠
خدا رحمتشون کنه...خوش به سعادتشون
گیسو
گیسو
٩٢/١٢/١٥
١
٠
خدا عزیز شما رو رحمت کنه ....
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٢/١٢/١٥
١
٠
خدا رحمتشون کنه.
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/١٢/١٥
١
٠
خوشا به حالشون....کجا بهتر از اونجا.......
fa-mozafari
fa-mozafari
٩٢/١٢/١٥
١
٠
سلام.مو به تنم سیخ کردی واشک توی چشام جمع شد.منم مثل بچه ها نفهمیدم پدرتون بوده یا عزیز دیگه ای ولی باید بهش افتخار کنی.عزیزم باید بری اونجا تا عظمت مکان رو بفهمی واشک شوق بریزی.وقتی بری اونجا باتمام وجود میگی<یالیتنا کنا معکم فنفوز فوزا عظیما>و وقتی احساس کنی عزیزت توی این راه رفته دلت اروم میشه.فرصت رو از دست نده شاید فردا دوباره راه کربلا بسته بشه.التماس دعا.
r_yazdani
r_yazdani
٩٢/١٢/٢١
٠
٠
سلام.دعا کنید قسمت بشه برم...
O_Odilak
O_Odilak
٩٢/١٢/١٥
١
٠
انشاا... شهید محسوب بشن و با شهدا محشور... اما کاش می نوشتین کدوم عزیزتون بودن؟
r_yazdani
r_yazdani
٩٢/١٢/٢١
٠
٠
ممنونم از لطفتون
hamid_f
hamid_f
٩٢/١٢/١٥
١
٠
کسی که در راه زیارت اهل بیت از دنیا برود تمامی گناهانش بخشیده میشود!خوشا به حال کسی که در این راه شهید بشه. خدا رحمتشون کنه.
neyosha
neyosha
٩٢/١٢/١٥
١
٠
خدا رحمتشون کنه!
Vania
Vania
٩٢/١٢/١٥
١
٠
خدا رحمتشون کنه و در جوار امیرلمومنین آروم باشند انشاءالله
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٢/١٢/١٥
١
٠
روحشون قرین رحمت...
mohii-2
mohii-2
٩٢/١٢/١٥
١
٠
ایشالا خدا رحمتشون کنه...
MILAD
MILAD
٩٢/١٢/١٥
١
٠
خوشا به حالشون . خدا رحمتشون کنه .
translator
translator
٩٢/١٢/١٦
١
٠
به به چه جایی و درکنار چه عزیزی به ارامش ابدی رسیدن... خوشا به سعادتشون...
r_yazdani
r_yazdani
٩٢/١٢/٢١
٠
٠
خیلی متشکرم
maede
maede
٩٢/١٢/١٦
١
٠
چه سعادتی.حدا رحمتشون کنه...
z_muosavi
z_muosavi
٩٢/١٢/١٦
١
٠
خوش به حالشون که در یه همچین راهی به زندگیشون پایان دادن . خدا رحمتشون کنه .
korosh
korosh
٩٢/١٢/١٦
١
٠
من یقرا الفاتحه مع الخلاص و الصلوات :)))))
j_abutt
j_abutt
٩٢/١٢/١٧
٠
٠
خوشا به سعادتشون...روحشون شاد
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٢/١٢/١٩
٠
٠
سلام:استفاده کردم.ممنون
r_yazdani
r_yazdani
٩٢/١٢/٢٠
٠
٠
از همه دوستانی که برای عزیزم آرزوی مغفرت داشتن ممنونم.فقطدعا کنید نصیب بشه برم
m_meisam
m_meisam
٩٢/١٢/٢٢
٠
٠
به عنوان اولین مقاله حس زیبایی داشت...بسیار عالی بود...
r_yazdani
r_yazdani
٩٢/١٢/٢٢
١
١
لطف دارید.خیلی متشکرم
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠١/١٧
٠
٠
سلام:خداوند ایشان را با شهدای کربلا محشور نماید.ممنون
r_yazdani
r_yazdani
٩٣/٠١/١٧
٠
٠
متشکر
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨