من رسماً از بزرگسالی استعفا می‌دهم !
اين دسته چک من، کليد ماشين، کارت اعتباري و بقيه مدارک، مال شما

من رسماً از بزرگسالی استعفا می‌دهم !

نویسنده : فائزه اعتمادی راد

بدين‌وسيله من رسماً از بزرگ‌سالي استعفا مي‌دهم و مسئوليت‌هاي يک کودک هشت ساله را قبول مي‌کنم! مي‌خواهم به يک ساندويچ فروشي بروم و فکر کنم که آن‌جا يک رستوران پنج ستاره است. مي‌خواهم فکر کنم شکلات از پول بهتر است، چون مي‌توانم آن را بخورم! مي‌خواهم زير يک درخت بلوط بزرگ بنشينم و با دوستانم بستني بخورم .

مي‌خواهم درون يک چاله آب بازي کنم و بادبادک خود را در هوا پرواز دهم. مي‌خواهم به گذشته برگردم، وقتي همه چيز ساده بود، وقتي داشتم رنگ‌ها را، جدول ضرب را و شعرهاي کودکانه را ياد مي‌گرفتم، وقتي نمي‌دانستم که چه چيزهايي نمي‌دانم و هيچ اهميتي هم نمي‌دادم .

 

مي‌خواهم فکر کنم که دنيا چقدر زيباست و همه راستگو و خوب هستند. مي‌خواهم ايمان داشته باشم که هر چيزي ممکن است و مي‌خواهم که از پيچيدگي‌هاي دنيا بي‌خبر باشم .

مي‌خواهم دوباره به همان زندگي ساده خود برگردم، نمي‌خواهم زندگي من پر شود از کوهي از مدارک اداري، خبرهاي ناراحت کننده، صورتحساب، جريمه و ...

مي‌خواهم به نيروي لبخند ايمان داشته باشم، به يک کلمه محبت آميز، به عدالت، به صلح، به فرشتگان، به باران، و به . . .

اين دسته چک من، کليد ماشين، کارت اعتباري و بقيه مدارک، مال شما.

من رسماً از بزرگسالي استعفا مي‌دهم...!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
M_BARF
M_BARF
٩٢/١٢/١٥
٤
٠
دلم تنگه برای گریه کردن ... کجاست مادر ؟ کجاست گهواره من ؟؟؟ ......... // عالی بود :)
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١٢/١٦
٠
٠
واقعا كجاست...؟!!! مرسي :)
F_ahmadi
F_ahmadi
٩٢/١٢/١٥
٠
٠
بعضی وقتی دلم میخاد به خدا بگم : خدایا بیزحمت کرایه من و رضا صادقی رو حساب کن، دنیا رو هم نگه دار پیاده میشیم!!!!!
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١٢/١٦
٠
٠
مال منم بيزحمت حساب كن:)
sm_shekofte
sm_shekofte
٩٢/١٢/١٥
١
٠
کودک که هـــستی با هـــرچه که هســـــت شــادی... بزرگ که میـــشوی با هـــرچه که نیــــست، غمــگیــن ....
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١٢/١٦
٠
٠
به به چه جمله خوبي دقيقا همينطوره
mohii-2
mohii-2
٩٢/١٢/١٥
٠
٠
وری وری وری پرفکت:))))متنتون بسیار زیبا بود:)حرف دل منم بود!..انچه از دل براید لاجرم بر دل نشیند:)))بازم ممنون از مطلبتون:)
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١٢/١٦
٠
٠
وري وري تشكر :)
s_kiani
s_kiani
٩٢/١٢/١٥
١
٠
همه تا وقتی بچه اند دوست دارن جای بزرگ تر هاباشند و بزرگ که میشن دوست دارن جای بچه هاباشند…نمیدونم چه قصه ایه!!! متنتون قشنگ بود…ممنون:-)
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١٢/١٦
٠
٠
اره خب زندگي در همين دو نيمه خلاصه ميشه ، يكي در ارزوي بزرگسالي و ديگري در حسرت كودكي...!
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٢/١٢/١٥
٠
٠
:(
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١٢/١٦
٠
٠
:( ناراحت نباش حالا
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٢/١٢/١٦
١
٠
بچگیمونو حرص میزنیم که چرا بزرگ نیستیم اونوقت بزرگی رو در آرزوی بچگی پیر می کنیم... :(
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١٢/١٧
٠
٠
اره دقيقا .حكايت تلخيه
شاهدخت
شاهدخت
٩٢/١٢/١٥
٠
٠
عالی بود :)))
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١٢/١٦
٠
٠
:) ممنون
s_a
s_a
٩٢/١٢/١٥
٠
٠
منم استعفا میدممممممممممممممممممممممممممممممممم :(
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١٢/١٦
٠
٠
موفق باشي:(
MONA-R
MONA-R
٩٢/١٢/١٥
٠
٠
وااااای عالی بود!
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١٢/١٦
٠
٠
واي مرسي:)
MILAD
MILAD
٩٢/١٢/١٥
٠
٠
ممنون واسه مطلب زیباتون :)
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١٢/١٦
٠
٠
خواهش ميشه قابل نداشت:)
fahime72
fahime72
٩٢/١٢/١٥
١
٠
می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان که : پدر تنها قهرمان بود/عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد/بالاترین نــقطه ى زمین، شــانه های پـدر بــود/بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند/تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند/تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود/و معنای خداحافـظ، تا فردا بود...!
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١٢/١٦
٠
٠
هعييييي خداااااااااااااااااااااااااااااااا...
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/١٢/١٥
٠
٠
:) ... خیلی زیبا بود ... من که هنوز بچه م ولی دوست ندارم بزرگ شم ... چون می دونم اون دور و بر چه خبره !!!
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١٢/١٦
٠
٠
هنوز بچه اي! پس الان خيلي شادي ها! تنها غصه هم شكستن اسباب بازياتونه حتما !‌ :) خدارو شكررر
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/١٢/١٦
٠
٠
هه ... دوست دارین جای من باشین ؟؟؟ فقط ضمانت نمی کنم از این زندگی جون سالم به در ببرین !!!
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١٢/١٧
٠
٠
من سخت جون تر از اين حرفام كه تا حالا دووم آوردم!
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٢/١٢/١٥
٠
٠
من که هنوز جوووونم:)
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١٢/١٦
٠
٠
جووووون بزرگسال نيست عايا !!! :)
bahareh22
bahareh22
٩٢/١٢/١٥
٠
٠
هعییی کودکی:))خخخ...البته من که جوونم آرزوها دارم هنوز:)))...خعلی قشنگ و روان بودستی:)))
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١٢/١٦
٠
٠
من نگفتم كهنسالين كه! خب جوان هم بزرگساله ديگه:)
r_riahi
r_riahi
٩٢/١٢/١٥
٠
٠
خاطرات کودکی ام را ورق میزنم، امـا آرام و باحوصله//// دیگر از اشتیاق به بزرگ شدن رنگی نیست، جایی نیست//// ورق میزنم باحوصله، گویی لبخندم را برصورت آدمک نقاشی های کودکانه ام جا گذاشته ام. گویی بزرگ شده ام اما بی آنکه بدانم بزرگ شدن تاوان خنده های کودکی ام را به دوش دارد//// دلگیرم از دنیایی که انتقام شادی های کودکانه ام را در اشتیاق بزرگ شدن در کودکی ام بر من چیره ساخت//// دلگیرم از دنیایی که مرا از بازی های کودکانه ام دزدید و وَهم تهی بزرگ شدن را در خیالم نقش گستراند//// یادت بخیر، لبخندهای بی دلیل کودکی//// و لعنت به درک های بی اراده تلخ، به غمهای بی پایان، به تنهایی، به دنیا و شاید به من....!
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١٢/١٦
٠
٠
و شايد بزرگ شدن آن اتفاق خوبي نبود كه منتظرش بوديم...
neyosha
neyosha
٩٢/١٢/١٥
٠
٠
عالی بود............هییییییییی متشکرم:))
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١٢/١٦
٠
٠
هعييييي... مرسي نيوشا
f_nietzsche
f_nietzsche
٩٢/١٢/١٦
٠
٠
سلام عالی بود...منم دوس دارم برگردم به دورانی که بزرگترین دغدغه ام شکستن نوک مداد گلی ام بود...
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١٢/١٦
٠
٠
چه روزاي خوبي بود ولي ارزوي امروزو داشتيم ،ادم هميشه فك ميكنه هر چي بگذره حالش بهتر ميشه اما نميدونيم فقط روزاي خوب دارن ميرن و ما در ارزوي وقتي هستيم كه بالعكس روز به روز ناتوان تر ميشيم! سپاس
f_nietzsche
f_nietzsche
٩٢/١٢/١٧
٠
٠
سلام...البته چطوری زیستن دست خود آدم ها...ما نباید منتظر باشیم که یه اتفاقی بیوفته با یکی بیاد زندگی ما رو بسازه....خودمون باید زندگی رو بسازیم...اینو مدنظر داشته باشید
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١٢/١٧
٠
٠
اره خب فرمايش شما متينه ولي خب خيلي وقتا ما ميخوايم و ديگران نميخوان و كاريشم نميشه كرد
f_nietzsche
f_nietzsche
٩٢/١٢/١٧
٠
٠
سلام...آره خب ولی اون جاست که به قول دکتر شریعتی باید گفت "اگر تنهاترین تنها شوم باز هم خدا هست"
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١٢/١٨
٠
٠
خدا هميشه هست...
باران
باران
٩٢/١٢/١٦
٠
٠
هعی ......... منم هم
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١٢/١٧
٠
٠
:)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٢/١٢/١٦
٠
٠
سلام:قدیماانس والفت بیشتربود ،،، دلِ مردم بهَم نزدیکتر بود .....متن زیبابود.ممنون
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١٢/١٧
٠
٠
بله دقيقا همينطوره شايد چون جامعه ومردم عوض شدن دوست داريم برگرديم به حال و هواي گذشته
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٢/١٢/١٧
٠
٠
سلام: هیچ کاری هم نمیشه کرد.کاش برمیگشت از نو سرنوشت /// میشد آن ایّام را بهتر نوشت ///متشکرم
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١٢/١٨
٠
٠
كاش ،كاش ها فايده اي هم داشت:( ممنون از شما
maede
maede
٩٢/١٢/١٧
٠
٠
حالا که بزرگ شدی میخوای استعفا بدی!اگر برمیگشتیم به اون دوران باز دوست داشتیم بزرگ بشیم....
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١٢/١٧
٠
٠
اره مث بچه هاي دور و برمون كه دوست دارن زودتر بزرگ بشن
a_heydari
a_heydari
٩٢/١٢/١٩
٠
٠
ای روزگار.........
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١٢/١٩
٠
٠
هعيييي...
k_dartoumi
k_dartoumi
٩٢/١٢/٢٠
٠
٠
عجب رسمیه رسم زمونه
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣