لباس‌های مارکدار من برای عید
تن آدمی شریف است، به جان آدمیت

لباس‌های مارکدار من برای عید

نویسنده : ریحانه_ارغیانی

هنوز هم مثل کودکی‌هایم برای عید نوروز شوق دارم. هنوز هم دوست دارم لباس‌های نو به تن کنم و به مهمانی بروم و عیدی بگیرم. برای خرید با خواهرم به مرکز تجاری رفتیم، تمام طبقات را زیر و رو کردیم که بهترین خرید را انجام دهیم. بعد از 3ساعت زیر و رو کردن اجناس و مغازه‌ها، بالاخره با خرید یک شلوار جین از پاساژ خارج شدیم. جلوی در، پسرکی با نگاه رنجور گوشه‌ای نشسته بود و واکس می‌زد. نگاهم به نگاه خسته‌اش گره خورد. دوست داشتم به جای آن همه خستگی، در چشمانش شادی را ببینم.

به خواهرم گفتم این طفلکی را ببین چقدر گناه دارد. دوس دارم بهش کمک کنم. خواهرم دست مرا گرفت و گفت اگر می‌خواهی کمکش کنی، به جای خرید کیف و کفش مارکدار که چهار نفر بگویند، به به طرف مارک‌باز است، برو برای این بچه، لباس عید بخر. تا خدا برایت به به کند که چه بنده خوبی آفریده.

 

فکر خوبی بود؛ اول به سمتش رفتم و بیسکوییتی که در کیفم داشتم به او دادم و بعد پرسیدم خونه‌تان کجاست، همان‌طور که واکس سیاه را به کفش‌های خاک گرفته می‌کشید، مکانی را گفت که مشخص شد، قسمت‌های ضعیف نشین شهر است. از پدرش پرسیدم، گفت بچه بوده که پدرش به رحمت خدا می‌رود.

دلم سوخت؛ سایز کمر و پایش را پرسیدم، نمی‌دانست دور کمرش چند است، از بس لباس‌های گشاد دیگران را با کمربندی از پارچه برای خودش سایز کرده بود. خواهرم که خودش از خیاطی سررشته‌ای داشت گفت باید 38 باشد. به پاساژ برگشتیم، شلوار لی و بلوز و کفش و کمربند خریدم و دوباره پیش پسر برگشتیم. وقتی بسته را به دستش دادم پرسید: چیه؟

گفتم: واست لباس عید خریدم، امیدوارم دوس داشته باشی. چشمانش برقی زد، دستانش را با پیش بندش تمیز کرد و یکی یکی، لباس‌هایش را نگاه کرد و بعد هم گفت: خانم، آبجیم و مامانم هم لباس ندارن. بدِ که من نو بپوشم و اونا هیچی نداشته باشن. نمی‌خوام؛ دس شما درد نکنه.

 

فکری به ذهنم رسید، گفتم شماره تلفن مادرت را بده، دوست دارم با او آشنا شوم. شماره موبایلی به من داد، گفت: ماله همسایه مونه، هر وقت زنگ زدی بگو با زهرا خانم مادر سجاد کار دارم.

خلاصه به خانه برگشتیم، جریان را به خانواده گفتم و هر کدام مبلغی دادند که به مادر سجاد به عنوان عیدی بدهیم. فردای آن روز با آن‌ها تماس گرفتیم و به خانه‌شان رفتیم. این‌ها فقیر آبرومند بودند، از چهره معصوم خواهرش بگیر تا چهره تکیده و مهربان مادرش. این‌ها شاید ریاکاری باشد گفتنش؛ اما شاید تلنگری باشد برای امثال من که غرق در خودنمایی‌های کاذب هستیم. چرا با کیف و کفش ارزان‌تر نباید به مهمانی بروم، به قول شاعر تن آدمی شریف است به جان ادمیت، نه همین لباس زیبا و مارک است نشان آدمیت!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
sahar-s
sahar-s
٩٢/١٢/١٠
١
٠
وااااااااااااااااااااااااااااااااایییییییییییی عالی گفتی متاسفانه خیلی ها تو این مارک پوشیدن غرق شدن و دوربرشون نمیبینن خداروشکر هنوز هم ادم های خوب مثل شما هستند :)
ریحانه_ارغیانی
ریحانه_ارغیانی
٩٢/١٢/١١
٠
٠
لطف دارید مرسی
s_kiani
s_kiani
٩٢/١٢/١٠
٠
٠
خدا اجرتون بده…
ریحانه_ارغیانی
ریحانه_ارغیانی
٩٢/١٢/١١
٠
٠
مررررررررررررررررررسی
translator
translator
٩٢/١٢/١٠
٠
٠
احــــــــــــــــــــســـــــــــــــــــــــنــــــــــــــــــــــــ:) ــــــــتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ریحانه_ارغیانی
ریحانه_ارغیانی
٩٢/١٢/١١
٠
٠
ممنون
ف.ش
ف.ش
٩٢/١٢/١٠
٠
٠
خدا خبرتون بده. من این رو ریا نمی دونم. چون حتی اگه چند نفر هم تلنگری بخورن خوبه
mohadese.v
mohadese.v
٩٢/١٢/١٠
٠
٠
ایول....
علیرضا
علیرضا
٩٢/١٢/١٠
٠
٠
چقدرم گرونه این مارکی جات! یک دونه از این پالتوهای مارک که شاید با غیر مارک هیچ فرقی هم نکنه رو قیمت گرفتم ، قیمتش فکن 3 باربر غیر مارک بود!!!! آخه مارک پوشیدن به چه قیمتی!!!!!!!!!!!! | واقعا داستان جالبی بود، انشاالله که همگی به راه راست هدایت شیم...
ریحانه_ارغیانی
ریحانه_ارغیانی
٩٢/١٢/١١
٠
٠
ای گفتیا............
گیسو
گیسو
٩٢/١٢/١٠
٠
٠
ایده بجا و خوبیه. مرسی
ریحانه_ارغیانی
ریحانه_ارغیانی
٩٢/١٢/١١
٠
٠
ممنون گیسو جون
شاهدخت
شاهدخت
٩٢/١٢/١٠
٠
٠
وای عجب حرکت باحالی :) عالی بود به نظر من گفتن این حرفا ریا نیس برعکس باعث اشتیاق بقیه میشه :))))
ریحانه_ارغیانی
ریحانه_ارغیانی
٩٢/١٢/١١
٠
٠
یه حرکت باحال دیگه ام دارم به زودی قراره بیاد رو سایت اماده باشید برای اعلام حضور...
tina_m
tina_m
٩٢/١٢/١١
٠
٠
چرا گفتییییی همین الان از التون اومدم
ریحانه_ارغیانی
ریحانه_ارغیانی
٩٢/١٢/١١
٠
٠
اشکالی نداره..برای کمک هیچ روزی دیر نیس...وای چقدر دلم التون خواست کیف و کفش..هووووووووووووووووووووم
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٢/١٢/١١
٠
٠
آفرین و ممنون از یادآوری...
ریحانه_ارغیانی
ریحانه_ارغیانی
٩٢/١٢/١١
٠
٠
خواهش میکنم هاچ
سلما
سلما
٩٢/١٢/١١
٠
٠
سلام من که هیچ وقت مارک نمیپوشم ..فرقی نمیکنه آخه ..
ریحانه_ارغیانی
ریحانه_ارغیانی
٩٢/١٢/١١
٠
٠
کار خوبی میکنی...البته یه فرقایی داره ها...مثلا من شلوار ادیداس گرفتم سال اول ازدواجم الان بعد از سه سال همچنان نو و خوش رنگ مونده..
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/١٢/١١
٠
٠
اجرتون با خدا ... آقا سعید خوبن ؟؟؟ خخخخ
ریحانه_ارغیانی
ریحانه_ارغیانی
٩٢/١٢/١١
٠
٠
سعید خوبه....گیر دادیا....من مطلب مینویسم احوال سعید رو میپرسی؟
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/١٢/١١
٠
٠
خخخخخخخخ ... ناراحت نشین من به سعید خان ارادت دارم ...
m_soltani
m_soltani
٩٢/١٢/١١
٠
٠
چه کار خوبی کردید اگه همه ی مردم این شهر این مدلی بودند فکر نمی کنم هیچ فقیری وجود می داشت!ممنونم ریحانه جون :))
ریحانه_ارغیانی
ریحانه_ارغیانی
٩٢/١٢/١١
٠
٠
به خدا منم قبل از نوشتن این مطلب به این موضوع فکر میکردم.دقیقا همینطوره..یار و غمخوار یکدگر باشیم تا بمانیم خرم و اباد..
neda_f
neda_f
٩٢/١٢/١١
٠
٠
مرسی ریحانه خانوم.مطلبتون عالی بود:)
ریحانه_ارغیانی
ریحانه_ارغیانی
٩٢/١٢/١١
٠
٠
مرسی ندا خانومه عزیز
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/١٢/١١
٠
٠
خيلــــــــــــــــي هم عالــــــــــــــــــــــي (^_^) اجركم عنداالله :))
مریم_ن_ر
مریم_ن_ر
٩٢/١٢/١١
٠
٠
از مارک گفتین گفتم بد نیس اینو بدونین.تو یکی از این شبکه های فارسی زبان اون ور آبی که مخصوص خبره با دو تا از طراحای معروف اروپایی مصاحبه میکرد ازش پرسید محصولات شما ایرانم صادر میشه؟باکمال تعجب گفت :ایران دیگه کجاس؟!"این برنامه واسه این بود که بگه مردم ایران گول لباسای مارکدار رو نخورید.مارک اصل اصلا تو ایران وجود نداره همه جنس چینه ولی درجه یکشه. یه برنامم شبکه سه درمورد مارک گذاشت از هر فروشنده ای که پرسیداینا واقعا اصله؟هیچ کس تایید نکرد و گفتن پوشاک مارکدار اکثرا چینیه.
ریحانه_ارغیانی
ریحانه_ارغیانی
٩٢/١٢/١١
٠
٠
اره میدونم.پسر عموم چینه اون اینا رو بهم گفته بود ولی همین جنس چینی هم بهنر از بعضی جنس های.......هست.
f_nietzsche
f_nietzsche
٩٢/١٢/١١
٠
٠
سلام...کاش...کاش همه اینجوری بودن...یعنی واقعا ره این میگن مرام،شرف،انسانیت،مردونگی...دمت گرم
MONA-R
MONA-R
٩٢/١٢/١١
٠
٠
واقعا کاش!
ریحانه_ارغیانی
ریحانه_ارغیانی
٩٢/١٢/١١
٠
٠
تشکررر دوست
mohii-2
mohii-2
٩٢/١٢/١١
٠
٠
واقعا ایول دارین:))))ایشالا دیگه هیچ فقیری تو شهرمون پیدا نشه...
ریحانه_ارغیانی
ریحانه_ارغیانی
٩٢/١٢/١١
٠
٠
امییییییییییییییین
MILAD
MILAD
٩٢/١٢/١١
٠
٠
خدا اجرتون بده .ممنون :)
MONA-R
MONA-R
٩٢/١٢/١١
٠
٠
تن آدمی شریف است به جان ادمیت، نه همین لباس زیبا و مارک است نشان آدمیت! بسیار قشنگ بود این جمله!
ریحانه_ارغیانی
ریحانه_ارغیانی
٩٢/١٢/١١
٠
٠
خدایی همینه دیگه...ای اونایی که مثل من غافل بودین بیدار شین....مممنون دوست خوب
maede
maede
٩٢/١٢/١١
٠
٠
خدا خیرتون بده چه کار خوبی :) متاسفانه اونایی که بزرگترین مشکل و دغدغه شون مارک لباسشونه اصلن از درد قشر ضیف خبر ندارن و یا شایدم خودشونو میزنن یه بی خبری و بی خیالی و هیچ وقت به اونا نگاه هم نمیکنن چه برسه به اینکه کمک کنن....
ریحانه_ارغیانی
ریحانه_ارغیانی
٩٢/١٢/١١
٠
٠
خیلییییی مرررررررسی.انشاا.. خدا به همه توفیق ثواب بده
f_dehghan
f_dehghan
٩٢/١٢/١١
٠
٠
ايييييييييييييييييييول..!!
ریحانه_ارغیانی
ریحانه_ارغیانی
٩٢/١٢/١١
٠
٠
ایوووووووووول به شما دوستان
h_zahra
h_zahra
٩٢/١٢/١١
٠
٠
ايول...چه كار زيبايي...ممنونم
ریحانه_ارغیانی
ریحانه_ارغیانی
٩٢/١٢/١١
٠
٠
مرسی از مهربونیت
Paeez
Paeez
٩٢/١٢/١١
٠
٠
چه خوب که با حفظ آبروشون کمک کردی :)
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/١٢/١٣
٠
٠
ایول داشت....جالب بود.....ممنون از شما :)
H_fateme
H_fateme
٩٣/٠١/٢٢
٠
٠
مرسی.......خانمی
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
دیکتاتوری دوست داشتنی

از دلخوشی تا دلبستگی

٩٥/٠٩/١٨
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

وقتی ستاره توی آسمونه

٩٥/٠٩/١٥
چند کلمه با عادل فردوسی پور که دیگر عادل نیست

ناعادل!

٩٥/٠٩/١٦
به دنبال یک مامن

اعتراف

٩٥/٠٩/١٨
نقدی بر تیتراژ پایانی آخر قسمت از این سریال

هشت و نیم دقیقه

٩٥/٠٩/١٨