غروب احساس
شش‌های احساسم، به کربن عشق تو عادت کرده اند

غروب احساس

نویسنده : hamid_kh

در این غروب های پی در پی، کوچه بن بستمان، حال و هوای با تو بودن را دارد!

و عقربه ها نمی‌دانند، پنبه و عینک دودی عشق تو، گوش‌ها و چشم‌هایم را تسخیر کرده‌اند ... چه می دانند خرده شیشه های وعده هایت - که شکستی ، با آخرین نگاهت - وقتی رگ‌های قافیه زندگیم را پی در پی می برند!

هرچند شش‌های احساسم، به کربن عشق تو عادت کرده اند ... حال به اجبار با اکسیژن تنهایی زنده اند!

مطمئن نیستم اما، شاید، اگر بشود ... با همان پنبه، همان،

هوای احساس تو را سر می برم!

ولی...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
samira_h
samira_h
٩٣/٠١/١٧
٠
٠
خیلی قشنگ و احساسی بود
saiideh70
saiideh70
٩٣/٠١/١٧
٠
٠
ولی... یه دنیا حرف تو این سه نقطه بود، ممنون حمید خان :)
ف-گ
ف-گ
٩٣/٠١/١٧
٠
٠
چه تشبیهات قشنگی.....
Niva
Niva
٩٣/٠١/١٧
٠
٠
ولی چی..؟؟؟ ممنون زیبا بود :)
hamid_kh
hamid_kh
٩٣/٠١/١٨
٠
٠
جای خالی را با عبارت مناسب کامل کنید ...
hamid_kh
hamid_kh
٩٣/٠١/١٨
٠
٠
جای خالی را با عبارت مناسب کامل کنید ...
me_too
me_too
٩٣/٠١/١٧
٠
٠
چی بگم والا. شش های احساسم ، به کربن عشق تو عادت کرده اند؟؟؟؟؟؟!!!! واقعا ارزش اینکه پشت یه کامیون نوشته بشه رو داره!!!
admincheh
admincheh
٩٣/٠١/١٧
٠
٠
با پنبه سر احساس را بریدن ؛ باید خیلی سخت باشه ..
r_riahi
r_riahi
٩٣/٠١/١٧
٠
٠
کاش روزی برسه که همه ی "اما" ها، "اگر" ها، "شاید" ها، "کاش" ها، "ولی" هایمان و البته "سه نقطه" هایمان به "نقطه سرخط" ختم شود /// ممنونم حمیدجان از مطلب زیبایتــــ:ـــ)ـــــ
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠١/١٧
٠
٠
چه زیبا......ممنون
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠١/١٧
٠
٠
خيلــــــــــــــي هم قشنــــــــــگ (^_^) همیشه فکر میکردم غم انگیز ترین غروب "غروب زندگیست"... ولی تازه فهمیدم ، هیچ غروبی غم انگیز تر از "غروب احساس" نیست... مرسي از شما.... فيض برديم :)
MILAD
MILAD
٩٣/٠١/١٧
٠
٠
زیبا نوشته بودی حمید جان :)))
korosh
korosh
٩٣/٠١/١٧
٠
٠
اوووووف ! پر بود از احساسات و احساسات و احساسات :)) ممنون
mohii-2
mohii-2
٩٣/٠١/١٧
٠
٠
باپنبه؟؟؟؟ ...شاید....
s_haghighi
s_haghighi
٩٣/٠١/١٧
٠
٠
ممنون چه احساس خرج کرده بودی واسه این متن
amin20
amin20
٩٣/٠١/١٧
٠
٠
ممنون قشنگ بود
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٣/٠١/١٧
٠
٠
با پنبه سر احساس رو ببری که صداشم در نیآد..هعیییی...مغسی...
m_soltani
m_soltani
٩٣/٠١/١٧
٠
٠
خیلی بکر بود اورین :)
M_Murcheha
M_Murcheha
٩٣/٠١/١٧
٠
٠
آخه چرا باید سر احساس رو برید؟ من دوس ندارم خب :((((((
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠١/١٧
٠
٠
سلام دوست عزیز:قشنگ بود.متشکرم
z_zakhar
z_zakhar
٩٣/٠١/١٧
٠
٠
مث همیشه قشنگ ممنان
hamid_f
hamid_f
٩٣/٠١/١٧
٠
٠
برا من خیلی سنگین بود ولی قشنگ بود.ممنون
maede
maede
٩٣/٠١/١٧
٠
٠
خیلی خوب بود.مختصر و مفید :)
f_nietzsche
f_nietzsche
٩٣/٠١/١٨
٠
٠
سلام حمید جان...عالی بود...واقعا تشبیهات و کنایات بکر و هنرمندانه ای به کار برده بودی...مرسی
u_razavi
u_razavi
٩٣/٠١/١٨
٠
٠
چقدر زیبا..........مرسی
hamid_kh
hamid_kh
٩٣/٠١/١٨
٠
٠
ممنون از همه دوستانی که اولا لطف کردن و وقتشون رو برای خوندن این قطعه گذاشتن دوما با تعریف هاشون منو شرمنده کردن :)) خیلی چاکریم :))
سایه
سایه
٩٣/٠١/١٨
٠
٠
خییلی قشنگ بود. ممنون
سرباز ولایت
سرباز ولایت
٩٣/٠١/١٨
٠
٠
اوووو بازم ک عشق و عاشقی!!!...ای بسوزه پدر...چی شده همه عاشق شدن؟؟!!! ویروس عشق اومده عایا؟?!!!!....خخخخخ
MONA-R
MONA-R
٩٣/٠١/١٨
٠
٠
ولی... چی؟؟؟؟؟ ادامش؟؟؟ قشنگ بود :)
hamid_kh
hamid_kh
٩٣/٠١/١٨
٠
٠
به نیوا بانو هم گفتم ... با عبارت مناسب جای خالی را پر کنید :))
taba_sa
taba_sa
٩٣/٠١/١٨
٠
٠
احساسي و زيبا....
H_fateme
H_fateme
٩٣/٠١/٢٠
٠
٠
زیبا بود
پربازدیدتریـــن ها
به امید روزهای بهتر

پایان تلخ استقلال علی منصور

٩٦/٠٦/٣٠
مقایسه دو کتاب کلیدر و بوف کور

ادبیات داستانی اجتماعی یا داستانی سیاه نمایی؟

٩٦/٠٦/٢٧
شعر واگیردار است!

شاعران در قرنطینه

٩٦/٠٦/٢٩
تا عاشق بمانیم

شاعر جماعت را دریابید!

٩٦/٠٧/٠١
درد ندیدن نوه دختری عمه بزرگ لیلا خانم

درمان درد دل

٩٦/٠٧/٠٢
ترانه ای سروده خودم

شاه قلبم

٩٦/٠٦/٢٨
ملاقات غیرمنتظره با رئیس جیم

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت نهم

٩٦/٠٦/٢٧
به سختی خودم را از خاطرات بیرون کشیدم

پانسمان

٩٦/٠٦/٢٩
باورم نیست هنوز

کو شقایق؟ کو؟ کجاست؟

٩٦/٠٧/٠٣
شعری سروده خودم

گاهی دلم برای خودم تنگ می شود

٩٦/٠٦/٣٠
صدای اعضای شورای شهر هم در آمد

نمایشگاه ایرانکام سال به سال افتضاح تر

٩٦/٠٦/٢٧
مواظب باشید نیفتید

افتاده ز چشم، می رود از دل هم

٩٦/٠٧/٠٣
گند همه چیز را در می آوریم

آموزنده های دوست داشتنی

٩٦/٠٧/٠١
خسته شدم از کاغذ سیاه کردن

بی حوصله

٩٦/٠٧/٠١
شعری سروده خودم

كرم ابريشم من وقت تماشا نرسيد

٩٦/٠٧/٠٢
از ایده هایی که باید ادامه دهیم

مقاله نویسی چطور است؟

٩٦/٠٦/٣٠
در اتاق تاری

ای کاش آن زن من بودم

٩٦/٠٧/٠٣
می خواهم از زندگی ام بنویسم

پاییز توی راه با کلی بارون

٩٦/٠٦/٣٠
غار رنگی رنگی

دوست داشتن و دوست داشته شدن...

٩٦/٠٦/٢٨
زندگی ات را مدیریت کن

از رابطه ها

٩٦/٠٦/٢٩
تبلیغات