گذر زمان
شعری سروده خودم

گذر زمان

نویسنده : z_riahi

واژگان غلط زندگی

درهم آمیخته به تاراج زمان.

گاه بی‌تعلق به زمان

گاه بی‌معنی، آویزه‌ای از جدار زمان.

آینه عبرت زندگی، غبار گرفته از گذر زمان.

در برگرفته تصویری این آینه غلتیده در غبار زمان

و چیست این اَژَنگ نشسته بر چهره در آینه؟

صورتی بس شکسته،

بی تاب و توان از گذر زمان.

می‌چرخد و می‌چرخد این گردش روزگار

می‌نشاند غباری از گردی سپید بر چهره، زمان

سُتُردَن جوانی از تن رنجور روزگار آدمی،

بسی آشفته حالیم در رویاروی آینه در امتداد زمان.

و تنها اوست راست گفتار این عمر گران، در گذر زمان...

(زری ریاحی)

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
MONA-R
MONA-R
٩٢/١٢/١١
٠
٠
:))) قشنگ بود! راستی شما فامیل آقای ریاحی تو سایت هستین؟؟؟
mohii-2
mohii-2
٩٢/١٢/١١
٠
٠
اره منم برام سواله؟؟؟؟
MONA-R
MONA-R
٩٢/١٢/١١
٠
٠
خخخخخ
z_riahi
z_riahi
٩٢/١٢/١٢
٠
٠
ممنون مرسی، بله دوست عزیز ایشون برادر کوشولوی من هستن
علیرضا
علیرضا
٩٢/١٢/١٢
٠
٠
چدی :دی هر دو شاعر هم هستید :))
علیرضا
علیرضا
٩٢/١٢/١٢
٠
٠
جدی*!
saiideh70
saiideh70
٩٢/١٢/١١
٠
٠
مفهومی و زیبا بود دوست عزیز :)
z_riahi
z_riahi
٩٢/١٢/١٢
٠
٠
متشکرم
faride
faride
٩٢/١٢/١١
٠
٠
خواهر و برادر با استعداد...موفق باشین همیشه:)
z_riahi
z_riahi
٩٢/١٢/١٢
٠
٠
ممنون، همچنین
M-N-SONEI
M-N-SONEI
٩٢/١٢/١١
٠
٠
زیبا بود همین طور ادامه دهید
z_riahi
z_riahi
٩٢/١٢/١٢
٠
٠
مرسی
آذر بانو
آذر بانو
٩٢/١٢/١١
٠
٠
در گذرگاه زمان خيمه شب بازي دهر با همه تلخي و شيريني خود مي گذرد عشقها ميميرند رنگها رنگ دگر ميگيرند؛ و فقط خاطره هاست كه چه شيرين و چه تلخ دست ناخورده به جا ميمانند... +خيلي قشنگ بود.ممنون!
z_riahi
z_riahi
٩٢/١٢/١٢
٠
٠
ممنون از نظرتون
s_kiani
s_kiani
٩٢/١٢/١١
٠
٠
قیشنگ بود…
z_riahi
z_riahi
٩٢/١٢/١٢
٠
٠
مرسی
گیسو
گیسو
٩٢/١٢/١١
٠
٠
من خیلی شعر دوست دارم. شما و اخوی تون هم قلمتون و طبعتون لطیف و دلنشینه. ممنون
z_riahi
z_riahi
٩٢/١٢/١٢
٠
٠
سپاس از لطف بی دریغتان
MILAD
MILAD
٩٢/١٢/١١
٠
٠
ممنون .قشنگ بود:))
z_riahi
z_riahi
٩٢/١٢/١٢
٠
٠
تشکر
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/١٢/١١
٠
٠
ممنون قشنگ بود
z_riahi
z_riahi
٩٢/١٢/١٢
٠
٠
خیلی ممنون
r_riahi
r_riahi
٩٢/١٢/١١
٠
٠
خیلی زیبا و عمیق، تشکــ:ــــ)ـــر
z_riahi
z_riahi
٩٢/١٢/١٢
٠
٠
متشکرم
neda_f
neda_f
٩٢/١٢/١٢
٠
٠
كلا شاعرينا:))) بسيارزييييييييييييييبا:)
z_riahi
z_riahi
٩٢/١٢/١٢
٠
٠
لطف داری عزیزم، قربونت مرسیییییییییییییییی
f_nietzsche
f_nietzsche
٩٢/١٢/١٢
٠
٠
سلام...مرسی جانمان را رفرش کردید...!!!
z_riahi
z_riahi
٩٢/١٢/١٢
٠
٠
متشکرم
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١٢/١٢
٠
٠
خسته نباشيد بسيار خوب
z_riahi
z_riahi
٩٢/١٢/١٢
٠
٠
مرسی ممنون
z_zakhar
z_zakhar
٩٢/١٢/١٢
٠
٠
خوشم نیومد!
z_riahi
z_riahi
٩٢/١٢/١٢
٠
٠
ممنون که نظر دادید
hamid_f
hamid_f
٩٢/١٢/١٢
٠
٠
ممنون،فقط این چه نوعی شعر بود؟شعر نو یا سبک خاص دیگه ای داشت؟
z_riahi
z_riahi
٩٢/١٢/١٢
٠
٠
برگرفته از شعر نو و هایکو
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٢/١٢/١٢
٠
٠
خیلی ممنون عالییییییییییییییییییییییییییییییییییییی بود
z_riahi
z_riahi
٩٢/١٢/١٢
٠
٠
خواهش میکنم
علیرضا
علیرضا
٩٢/١٢/١٢
٠
٠
شعر قشنگی بود :) ممنونم.
z_riahi
z_riahi
٩٢/١٢/١٣
٠
٠
ممنون از شما و نظرتون
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/١٢/١٣
٠
٠
شعر زیبایی بود.....ممنون :)
z_riahi
z_riahi
٩٢/١٢/١٥
٠
٠
خواهش میکنم
h_zahra
h_zahra
٩٢/١٢/١٤
٠
٠
زيبا بودممنون
z_riahi
z_riahi
٩٢/١٢/١٥
٠
٠
ممنون از شما
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٢/١٢/٢٢
٠
٠
سلامک انتخاب خوب و زیبائی بود. ممنون
z_riahi
z_riahi
٩٢/١٢/٢٢
٠
٠
ممنون از شما
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٢/١٢/٢٢
٠
٠
سلام: ممنون سلام بالا بجای : ،ک ،تایپ شده که عذرخواهی میکنم.
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨