پس از شهادتم گل سرخ به سینه خود بچسبانید
عمق ایمان و اعتقاد

پس از شهادتم گل سرخ به سینه خود بچسبانید

نویسنده : سعید نایب

موقعی که شهید شدم از شما می‌خواهم چشمانم را باز بگذارید تا دشمن نگوید، شهادت بر او تحمیل شد. بلکه بگوید با دیده بصیرت در این راه قدم گذاشت و با عزمی راسخ آن را به پایان رساند. همچنین می‌خواهم که دست‌هایم را بیرون بگذارید تا عافیت طلبان ببینند که از متاع دنیا چیزی با خودم نمی‌برم.

لباس مرا از خونم سرخ کنید و جلوی تابوتم بگذارید، من و امثال من همیشه آماده شهادت هستیم. پس از شهادتم گل سرخ به سینه خود بچسبانید، زیرا که من از مرگ نمی‌هراسم، چون بعد از مرگ، زندگی تازه شروع می‌شود و انگار تازه از مادر متولد شده‌ام. 

-سردار شهید حسن آزادی. 

======================

پ.ن: الله اکبر از این بصیرت، از این عمق ایمان و اعتقاد. این یادداشت یعنی همه ایمان، یعنی لبیک یا حسین، یعنی...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
MILAD
MILAD
٩٢/١٢/١٣
٠
٠
خوشا به حال شهیدان ...
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١٢/١٣
٠
٠
مچچكر
مریم_ن_ر
مریم_ن_ر
٩٢/١٢/١٣
٠
٠
خیلی عالی بود .ای کاش روزی به این بصیرت ما هم برسیم.
mohii-2
mohii-2
٩٢/١٢/١٣
٠
٠
:)
neda_f
neda_f
٩٢/١٢/١٤
٠
٠
کجایید ای شهیدان خدایی.... ممنون
s_kiani
s_kiani
٩٢/١٢/١٤
٠
٠
خیلی زیبا…به این میگن بصیرت!!
L.milad
L.milad
٩٢/١٢/١٤
٠
٠
شهدا شرمنده ایم.........خوشا به حال اونا ! چند بار تاحالا به خودم گفتم یعنی اگه من بودم اینقدری مرد بودم که برم...اونقدری لایق بودم که ....خوشا به حالشون....
h_zahra
h_zahra
٩٢/١٢/١٤
٠
٠
زيبا بود...ممنونم
z_muosavi
z_muosavi
٩٢/١٢/١٤
٠
٠
خیلی عالی بود . مرسی :)
h-hidarpoor
h-hidarpoor
٩٢/١٢/١٤
٠
٠
خوش به حال شهدا که زمین دفتر نقاشی آن ها شده است... ممنون از شما...
ali007
ali007
٩٢/١٢/١٤
٠
٠
مرسی:))))
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/١٢/١٤
٠
٠
خیلی زیبا و تاثیر گذار بود ... واقعا تبارک الله به این مردان ...
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/١٢/١٤
٠
٠
كجاييد اي شهيدان خدايي....این یادداشت یعنی همه ایمان، یعنی لبیک یا حسین، یعنی... مرسي از شما....
H_fateme
H_fateme
٩٣/٠١/٢٢
٠
٠
ممنونم
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
می روم شهر را بی خاطره قدم بزنم

دختری قید موهای خود را زد

٩٥/١٢/٠٧
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
بخشندگی و دل بزرگی

عارضه های میانسالگی

٩٥/١٢/٠٧
تبلیغات
تبلیغات