پدر؛ دوست پسر
تقصیر تفاوت نسل نیست!

پدر؛ دوست پسر

نویسنده : a_vasei

اَه! من از اولش هم می‌دانستم که ما حرف همدیگر را نمی‌فهمیم، خب تفاوت نسل وجود دارد دیگر! اگر دقت کرده باشید گاهی اوقات به یک چیزهایی توجه می‌کنیم که همیشه در کنار ما بوده‌اند اما تا حالا از این دید نگاه نکرده بودیم.

مثل همکلاسی‌ای که هر روز او را می‌بینیم اما نمی‌دانیم که او چه جور آدمی است. چه اخلاقی دارد یا چه ویژگی‌هایی. اما انسان‌هایی هم هستند که از این هم نزدیک‌ترند اما نمی‌توانیم با آن‌ها رابطه خوبی داشته باشیم. آن وقت می‌اندازیم تقصیر تفاوت نسل! همان پدر و مادری که خیلی وقت‌ها حرف یکدیگر را نمی‌‌فهمیم.

 

جناب آقای پدر:

برای ما پسرها پدر همیشه الگویی برای زندگی بوده است. حتی ممکن است که متوجه نشده باشیم اما اگر دقت کنید، می‌بینید که خیلی از رفتارهای شما شبیه پدرتان است. حالا چه کنیم که با این بابای خوب رابطه بهتری داشته باشیم؟

1. جای گذاری: خودتان را جای پدرتان بگذارید. ببینید که شما به عنوان پدر از پسرتان چه توقعی دارید. طبیعتا بیشتر آن توقعات را پدرتان نیز از شما دارد.

2. کِی گفتی؟: پدرها نمی‌توانند همزمان چند کار را انجام دهند، هنگامی که پدر دارد چای می‌خورد یا تلویزیون تماشا می‌کند یا کارهای دیگر، در مورد مسائل مختلف با او صحبت نکنید. اگر می‌توانید صبر کنید تا کارشان تمام شود یا اگر عجله دارید خواهش کنید که کارشان را برای مدتی رها کنند.

3. مرد خانواده: پدر به عنوان مرد خانواده و تکیه گاه خانه به حساب می‌آید. حال اگر احترام این تکیه‌گاه را نگه نداریم، نباید توقع خانواده‌ای محکم و منسجم داشته باشیم  که در مشکلات یاری‌مان کنند. به همین خاطر احترام خاص برای پدر خیل مهم است. جلوی پای او بلند شویم، ابتدا سلام کنیم و درخواست پدر را سریع انجام دهیم. حتما حتما خود را ملزم به رعایت قوانین خانه بکنید.

این داستان ادامه دارد...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
z_muosavi
z_muosavi
٩٢/١٢/١٤
٠
٠
اینکه تقصیر تفاوت نسل ها نیست رو کاملا موافقم . من که با پدرم رابطه ی خوبی دارم امیدوارم بقیه هم همین طور باشن . ممنون از شما :)
f_nietzsche
f_nietzsche
٩٢/١٢/١٤
٠
٠
سلام...هههههههههههی
گیسو
گیسو
٩٢/١٢/١٤
٠
٠
من جای اقا پسرا نیستم،ولی احساس میکنم از ائنجایی که ما فرزاندان داریم یه سری مشکلات بزرگ رو تنهایی به دوش میکشیم و پدرومادر ها کمتر میتونن کمک حالمون باشن،رابطه ها متاسفانه کمرنگ تر میشه و اینجوریا.
neyosha
neyosha
٩٢/١٢/١٤
٠
٠
بله......متشکرم........اموزنده بود.......:)
بامعرفت
بامعرفت
٩٢/١٢/١٤
٠
٠
خیلی جالب است نه ... یک روایت شنیدم که مو در بدنم سیخ شد... اگر نگاه نامناسبی به پدر و مادرت بیندازی در حالی که آنها با تو ظالمانه رفتار کرده باشند و حق با تو باشد. این نگاه ناجور باعث می شود تا چند روز نمازت قبول نشود ...( نقل به مضمون) پس اگه زمانی حواسمون نبود و بد حرف زدیم یا بد نگاه کردیم زودی بریم و از دلشون در بیاریم ... خیلی از بدبختی های ما به خاطر عدم رضایت مامان بابا است... ممنون از مطلبتون دوست عزیز
O_Odilak
O_Odilak
٩٢/١٢/١٤
٣
٠
مادر مثل مداده، تموم شدنش جلو چشمته. اما پدر مثل خودکاره، 1دفعه تموم میشه و متوجه نمیشی.
mohii-2
mohii-2
٩٢/١٢/١٤
٠
٠
.......................................!!!!!!!!!!!
sorme
sorme
٩٢/١٢/١٤
٠
٠
ممنون
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٢/١٢/١٤
٠
٠
ولی خب تفاوت نسل وجود داره! نمیشه منکر شد!
MILAD
MILAD
٩٢/١٢/١٤
٠
٠
ممنون واسه مطلبتون :)
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/١٢/١٥
٠
٠
من که با بابام خیلی رفیقم ... ایشالا خدا سایه همه پدرا رو ، رو سر خانواده نگه داره ...
MONA-R
MONA-R
٩٢/١٢/١٥
٠
٠
آفرین!! ما به شما افتخار میکنیم!
hamid_f
hamid_f
٩٢/١٢/١٥
٠
٠
با اینکه تفاوت سنی من با پدرم 25 ساله و الن ایشون نزدیک 50 سال دارن ولی چون در جامعه خیلی با جوونا سروکار دارن خیلی منو درک میکنن وبا هم خیلی راحتیم.در عین حال ک احترامشون رو حقظ میکنم ولی با هم خیلی رفیقیم. ازشون ممنونم.
fahime72
fahime72
٩٢/١٢/١٥
٠
٠
:)
H_fateme
H_fateme
٩٢/١٢/١٥
٠
٠
ممنون............
ali007
ali007
٩٢/١٢/١٥
٠
٠
بابت مطلب زیباتون ممنونم:))))))))))
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/١٢/١٥
٠
٠
بله پس چي :)) من كه با باباي نازنينم، خوب رفيقم :))) اوف بي صبرانه منتظرم بهار بياد... پياده روي هاو كوه رفتنارو شروع كنيم :)))
MONA-R
MONA-R
٩٢/١٢/١٥
٠
٠
بله همین طوره!! امید وارم پسر ها پند بگیرندازین داستان!
MONA-R
MONA-R
٩٢/١٢/١٥
٠
٠
ادامشو کی میذارین؟
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٢/١٢/١٥
٠
٠
جوابی ندارم بدم همین جوری گفتم نظر بدم امتیازم زیاد شه":_
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٢/١٢/١٩
٠
٠
سلام:استفاده کردم.ممنون خوشحال میشم نظرتون را درباره شعرام بدونم/
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠