قصه قاصدک و فرشته کوچولو
دانستانی نوشته خودم

قصه قاصدک و فرشته کوچولو

نویسنده : r_littleangel

یکی بود، یکی نبود.

یک فرشته کوچولویی بود که زندگی شادی داشت. خوشحال بود، همش می‌خندید و اطرافیانش را می‌خنداند. طوری که همه دوستاش به او می‌گفتند، انگار هیچ غمی در دنیا نداری.

شاید واقعا هم همین‌طور بود. می‌دانی؟! غم‌هایش را جدی نمی‌گرفت. زندگی را سخت نمی‌گرفت. همیشه سعی می‌کرد اطرافیانش را شاد کند تا ناراحت...

«واسه خودش» زندگی می‌کرد.

 

یک روز فرشته کوچولو با یک قاصدک دوست شد. طوری که در مدت کوتاهی خیلی با هم صمیمی شدند. قاصدک از خودش می‌گفت، از جاهایی که رفته و هر چه بیشتر تعریف می‌کرد، فرشته کوچولو بیشتر به فکر فرو می‌رفت.

یاد بال‌هایش می‌افتاد که خیلی وقت است از آن‌ها استفاده نکرده است. طوری که تقریبا پرواز از یادش رفته بود.

فرشته دلش گرفت. دلش تنگ شد برای پرواز، برای پریدن... به خودش که آمد دید خیلی وابسته زمین شده. آن‌قدر دور و برش را شلوغ کرده که آسمان یادش رفته.

می‌خواست سبک شود. می‌خواست مثل قاصدک خودش را به دست باد بدهد و سبک بال پرواز کند.

 

قاصدک دانسته و ندانسته به او کمک می‌کرد که باز بوشد همان فرشته‌ای که به زمین وابسته نیست. حرف‌هایش آسمان را به یاد فرشته می‌آورد.

کم‌کم جرات پرواز پیدا کرد و پرید ولی هنوز زمین می‌خورد. زمین بدجور او را به خودش وابسته کرده بود.

برای پرواز و آسمانی شدن، باید از بعضی از وابستگی‌های زمینی دل کند.

سخت است؛ ولی می‌شود.

(نوشته از خودم)

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
H_fateme
H_fateme
٩٣/٠١/٢٨
٠
٠
یلد داستان های بچگیم افتادم
H_fateme
H_fateme
٩٣/٠١/٢٨
٠
٠
یاد
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠١/٢٨
٠
٠
هه هه هه خوب شد درستش کردید هااااااا
H_fateme
H_fateme
٩٣/٠١/٢٨
٠
٠
خخخخخخخخخخخخخخخخ
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠١/٢٨
٠
٠
خیلی زیبا بود و ایضا آموزنده :) خیلی ممنونم بازم بنویسید :))
amin20
amin20
٩٣/٠١/٢٨
٠
٠
قشنگ بود ممنون
neyosha
neyosha
٩٣/٠١/٢٨
٠
٠
به چه قشنگ و اموزنده...تشکـــــــــرات:)
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٣/٠١/٢٨
٠
٠
بلیـــــآ بسیار قابل تامّل و قشنگ *:)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠١/٢٨
٠
٠
سلام:خیلی قشنگ بود.متشکرم
samira_h
samira_h
٩٣/٠١/٢٨
٠
٠
خیلی قشنگ بوت افرین به این قلم
r_yazdani
r_yazdani
٩٣/٠١/٢٨
٠
٠
سلام.ممنون از مطلبتون.امیدوارم بتونم از دلبستگیم ب زمین و زمینی ها کم کنم
taba_sa
taba_sa
٩٣/٠١/٢٨
٠
٠
انشالله....
taba_sa
taba_sa
٩٣/٠١/٢٨
٠
٠
آموزنده و زيبا.. ممنونم......
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠١/٢٨
٠
٠
خیلی زیبا بود ! یه دنیا تشکر
e_najm
e_najm
٩٣/٠١/٢٨
٠
٠
لایک بسیار قشنگ بود
گیسو
گیسو
٩٣/٠١/٢٨
٠
٠
تشکر :)
ahoora
ahoora
٩٣/٠١/٢٨
٠
٠
درود بر شما اميدوارم..............
MILAD
MILAD
٩٣/٠١/٢٨
٠
٠
خیلی داشتان قشنگی بود :-)
Niva
Niva
٩٣/٠١/٢٨
٠
٠
فکر کنم نوع نگارشش واسه گروه سنی نوجوان مناسب بود :) ممنون
hamid_f
hamid_f
٩٣/٠١/٢٨
٠
٠
بلندای آسمان جایگاه من است...
fahime72
fahime72
٩٣/٠١/٣٠
٠
٠
چه زیبا:)
hamid_f
hamid_f
٩٣/٠١/٣٠
٠
٠
مگه نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟
fahime72
fahime72
٩٣/٠١/٣١
٠
٠
چرا که هست:) با این کاری که امروز کردی دیگه حرف نداری عزیزم:)
hamid_f
hamid_f
٩٣/٠٢/٠١
٠
٠
کدوم کار؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
mohii-2
mohii-2
٩٣/٠١/٢٩
٠
٠
خوب بود ممنون:)))))
سایه
سایه
٩٣/٠١/٢٩
٠
٠
داستان قشنگی بود ممنون :)
hasani_f
hasani_f
٩٣/٠١/٢٩
٠
٠
ممنون .زیبا بود.
fahime72
fahime72
٩٣/٠١/٣٠
٠
٠
ممنون از شما مطلب قشنگی بود واقعا:)
hamid_f
hamid_f
٩٣/٠٢/٠١
٠
٠
بعله موافقم.
r_littleangel
r_littleangel
٩٣/٠٢/٠٣
٠
٠
ممنون از همه
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

الغوث خدایا

٩٦/٠٣/٢٥
بغضم می گیرد

تله پاتی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
همه چیز را ندانی

غرور و تردید

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
در جاده زندگی هم مسیر شویم

همکلاسی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

چشم ها در انتظار آشنای نیمه شب

٩٦/٠٣/٢٥
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات