بن بست نگاهت
دلنوشته‌ای از خودم

بن بست نگاهت

نویسنده : AFSOON78

ای مهربان مرا به یاد داری؟!

مرا به خاطرآور، من همان رهگذر کوچه‌های تنهایی‌ام که در پس کوچه‌های نگاهت مدت‌هاست راه را گم کرده‌ام و در بن بست قلبت گرفتار شدم .

مرا به یاد آور. به یادآور روزی که درِ قلبت را به رویم گشودی و من به امید با تو بودن به آن‌جا، پای گذاشتم و غافل از آن‌که روزی اسیرت خواهم شد و دگر راه فراری نخواهم داشت.

حال چند سالی می‌گذرد که اسیرت هستم، آری اسیر تو.

وای که اسارت برای تو نیز مرا دیوانه می‌کند، تو با من چه کرده‌ای ای مهربان. تو با من چه کرده‌ای، ای مهربان، تو با من چه کرده‌ای که حال در بن بست نگاهت گرفتار شدم.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
translator
translator
٩٢/١٢/١١
٢
٠
بححححححح بههههههههه خیـــــــــــــــــ:)لــــــــــــی زیبا بود
AFSOON78
AFSOON78
٩٢/١٢/١١
٠
٠
ممنونم عزیزم.
ZAHRA_R
ZAHRA_R
٩٢/١٢/١١
٢
٠
خیلی قشنگ بود............
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/١٢/١١
٢
٠
خیلی زیبا بود ... آن چهاز دل برآید بر دل نشیند ...
hamid_f
hamid_f
٩٢/١٢/٢٥
٠
٠
قطعا
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/١٢/١١
٢
٠
سلام ... اين جمله برايم آشنا بود «ای مهربان مرا به یاد داری» نميدانم كجا خوانده ام / متشكرم زيبا نگاشته بوديد
گیسو
گیسو
٩٢/١٢/١١
٢
٠
هنوز یاد تو از یادم نمیره//چرا عشق از دل آدم نمیره............مرسی افسون.خیلی قشنگ بود
M_BARF
M_BARF
٩٢/١٢/١١
٣
٠
قشنگه حرفات ! یعنی قشنگ نوشتی ..... اما از من به تو نصیحت بیخیالی هم عالمی داره بیخیال شو تا ببینی دنیا چقدر زیباست و چه قدر رنگارنگ ( مطمئن باش چند سال دیگه از این حرفایی که زدی خندت میگیره آخه هیشکی ارزش این همه خوبی رو نداره !!!! ) میدونم که سریع جبهه میگیری که این با بقیه فرق داره و .......... خلاصه خود دانی ازما گفتن ..
AFSOON78
AFSOON78
٩٢/١٢/١١
٢
٠
ممنونم از نظرتون ولی من برعکس خیلیهای دیگه این رو برای شخص ننوشتم برای دلم نوشتم............همیشه عشق به شخص نیس گاهی ادم عاشق ارامشی میشه که در ارزوش میمونه...................
f_nietzsche
f_nietzsche
٩٢/١٢/١١
١
٠
سلام...لایک
L.milad
L.milad
٩٢/١٢/١١
٢
٠
دلنوشته ی قشنگی بود ((:
AFSOON78
AFSOON78
٩٢/١٢/١١
١
٠
از همه دوستان بابت نظراتشون ممنونم...........
f_nietzsche
f_nietzsche
٩٢/١٢/١١
٢
٠
سلام...کاری که از دل برآید زیباست
AFSOON78
AFSOON78
٩٢/١٢/١١
٠
٠
سلام........ممنونم
mohii-2
mohii-2
٩٢/١٢/١١
١
٠
:)
F-jafari
F-jafari
٩٢/١٢/١١
١
٠
وایییییییییییییی عالی بود اصلا معرکه بود مرسی.
AFSOON78
AFSOON78
٩٢/١٢/١١
٠
٠
ممنون لطف دارین....
MONA-R
MONA-R
٩٢/١٢/١١
٢
٠
فوق العاده بود!! :))) بسیار لذت بردم!
AFSOON78
AFSOON78
٩٢/١٢/١١
٠
٠
ممنونم.......
MILAD
MILAD
٩٢/١٢/١١
٢
٠
ممنون .خیلی زیبا بود :)
AFSOON78
AFSOON78
٩٢/١٢/١١
١
٠
ممنونم..........
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/١٢/١١
٢
٠
خيلـــــــــــــــــي هم عالــــــــــــــــي (^_^)
AFSOON78
AFSOON78
٩٢/١٢/١١
١
٠
ممنونم............
f_dehghan
f_dehghan
٩٢/١٢/١١
٠
٠
سخترين درد اينه که اسير کسي باشي که ندونه...شايدم خودشو به نفهمي ميزنه..!!
AFSOON78
AFSOON78
٩٢/١٢/١١
٠
٠
اره......ولی از اون سخت تر اونه که شاید هیچ وقت هم نفهمه که تو حسرت نگاهش باقی می مونی....................ممنون از نظرتون.......
s_kiani
s_kiani
٩٢/١٢/١١
٠
٠
خیلی زیبا…ممنون!!
h_zahra
h_zahra
٩٢/١٢/١١
٠
٠
ممنونم...عالي بود
AFSOON78
AFSOON78
٩٢/١٢/١١
٠
٠
ممنونم از شما
n_yaesubi
n_yaesubi
٩٢/١٢/١١
٠
٠
سلام . ممنونم :)
AFSOON78
AFSOON78
٩٢/١٢/١١
٠
٠
ممنون بابت نظرتتون لطف دارین........
AFSOON78
AFSOON78
٩٢/١٢/١١
٠
٠
سلام من هم ممنونم......
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٢/١٢/١١
٠
٠
خیلی حس عاشقانش سنگین بود/راستش کم آوردم!
khan
khan
٩٢/١٢/١١
٠
٠
پر احساس بود... کاش بار کلیشه اش کمتر بود... احساس کردم بارها این فضا رو میون شعرهای مختلف از شاعرهای مختلف تجربه کردم...
علیرضا
علیرضا
٩٢/١٢/١٢
١
٠
قشنگ بود :) متشکرات :)
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/١٢/١٣
١
٠
متن قشنگ و سنگینی بود.....ممنون :)
hamid_f
hamid_f
٩٢/١٢/٢٥
٠
٠
کمرت نشکنه زیر این بار سنگین!!!!!!!
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٢/١٢/٢٠
٠
٠
سلام: زیبا بود متشکرم
mahshid2
mahshid2
٩٢/١٢/٢٣
٠
٠
کمرمو خم کرد ! عزیزم خیلی زیبا بود...
hamid_f
hamid_f
٩٢/١٢/٢٥
٠
٠
خیلی زیبا نوشته بودید!
AFSOON78
AFSOON78
٩٢/١٢/٢٦
٠
٠
ممنونم..............
ali_sh
ali_sh
٩٣/١١/١٠
٠
٠
واااااای چ زیبا بود / خیلی خیلی متحر شدمممم :)))
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠