شما که روی کیک خامه‌ای نشسته‌اید
کدام میدان مین آقای حاتمی کیا؟!

شما که روی کیک خامه‌ای نشسته‌اید

نویسنده : A_Azimi

این روزها حاتمی‌کیا با «چ» بعد از مدت‌ها به خط نخست اخبار سینمایی و هنری بازگشته است. فیلمی که با هزینه‌ای حدود شش میلیارد تومان ساخته شده و قرار بوده مقطعی از تاریخ معاصر ایران را به بهانه حضور چریکی استثنایی به نام و یاد مصطفی چمران تصویر کند. اما از آن‌جا که حاتمی‌کیا گمان نمی‌کرد سیمرغ کارگردانی و بهترین فیلم مثل سال‌های قبل بر دوش مبارکش ننشیند و با بی‌مهری اهل رسانه و منتقدان حرفه‌ای مواجه شود، بازی تمیز و زیرکانه‌ای را آغاز کرد تا برای فیلم متکلف و پُرتصنع‌اش در محافل عمومی و مردمی اعتبار کسب کند. او متلک‌ها و زخم زبان‌هایش را در مراسم تقدیر از فیلم «چ» در شهرستان‌ها نسبت به سایر همکارنش در سینما در شمایل سربازی در مسیر گام زدن در میدان مین نه فرش قرمز اعلام کرده است، اما این سوال مطرح می‌شود که: «کدام میدان مین، آقای حاتمی کیا شما که روی کیک خامه‌ای نشسته‌اید»؟

 

در زمانه‌ای که فیلم‌سازان جوان و نسل تازه از راه رسیده برای ساخت آثارشان ماه‌ها پشت در مدیران ارشاد می‌مانند و گاه با هزینه یک چهارم فیلم شما نخستین کارشان را به زحمت می‌سازند و خوب و خوش استیل بدون ادعا کار می‌کنند، ابراهیم حاتمی‌کیا تا لب تَر می‌کند، تهیه کننده‌های بخش خصوصی و دولتی با افتخار در کنار او قرار می‌گیرند. برادر بزرگوار! واقع بین باش، در هر دوره‌ای چه این طرفی و چه آن طرفی، جناب‌عالی محبوب مدیران سینمایی بوده و اراده کرده‌اید هر فیلمی ساخته‌اید. آیا شما «مهدی نادری نجف آبادی» را می‌شناسید؟ کسی که برای ساخت فیلم جنگی «بدرود بغداد» پشت در مدیران ارشاد موهایش را سپید کرد. آیا شما مجید قربانی آهودشتی فیلم ساز 47 ساله مازنی با دو دهه سابقه ساخت فیلم کوتاه و کسب جوایز گوناگون داخلی و خارجی می‌شناسید؟ آیا شما نام شهید «محسن اسحاقی» را شنیده‌اید؟ جوانی فریدونکناری که در دهه 60 قایق تعمیر می‌کرد و در زمان حضور در جبهه به فرماندهی دریایی لشکر 25 کربلا رسید و به شکل غریبی طعم شهادت را نوشید! حال همولایتی‌اش می‌خواهد با زبان سینما زندگی او را تصویر کند اما 4 سال است که حتی همرزمان سابق شهید که اکنون به جایگاهی رسیده‌اند هم از او برای این کار فرهنگی حمایت نمی‌کنند.

 

حاتمی کیای عزیز! «چمران» نام بزرگی است اما شهید «هادی نیکزاد» همبازی زمان نوجوانی ما در زمین‌های خاکی، که در 15 سالگی به جبهه رفت و خوراک کوسه‌های اروند شد و نیم تنه‌اش به شهر ما بازگشت به بزرگی «چ» شما نباشد. ولی فیلم‌ساز یا فیلم‌سازان ناشناخته این دیار که دغدغه کاری برای این شهدای بی نام نشان دارند؛ باید 4 سال با وعده و عیدهای مسئولان مو سپید کنند. اما برای شما سفره پهن است و مهمانی مهیا!

فیلمساز گرامی! قاعده بازی را شما خوب فراگرفته‌اید و می‌دانید چگونه از آن برای خودتان بهره برداری کنید! همین 2 سال پیش بود که بعد از مدت‌ها در رسانه ملی و برنامه پُرمدعا و فخر فروش «پارک ملت» ظاهر شدید. مجری زیرک برنامه مدام در جهت دیدگاه‌های شما سخن پراکنی می‌کرد. همان موقع شاید هم از قبل‌ترها بود که مدام در محافل اعلام می‌کردید که به خانواده شهدا مدیون هستید و دینی دارید. چند قطره اشکی هم پدیدار شد، بغضی هم چاشنی آن! اما برادر بزرگوار چرا از خودتان خرج نمی‌کنید؟ می‌خواهم بدانم برای خانواده شهدای مظلوم هوا نیروز و نیروی زمینی ارتش که عزیزان‌شان در ماجرای پاوه حضور داشتند و در فیلم «چ» شما به عمد محو شدند، چه پاسخی دارید؟ فیلم‌ساز محترم! امیدوارم شما یادداشت‌های زنده یاد «صیاد شیرازی» در ارتباط با ماجرای پاوه را خوانده باشید! فیلم شما با عرض معذرت بخشی از واقعیت را تحریف کرده و نسخه‌ای نیمه کاره را به سمت مخاطب شلیک کرده است!

شما درباره این قضیه مسئولید و باید پاسخگو باشید! فیلمی که تصنع از آن می‌بارد و اگر ضرب شصت تکنیکی مد نظرتان است که یک دهه قبل شما اثبات کردید که این کاره‌اید؟ و ما هم در این مورد شما را قبول داریم!

 

متاسفانه یا خوشبختانه هنگام نمایش فیلم «عصبانی نیستم» در برج میلاد پشت سر شما نشسته بودم. شما آمده بودید که فیلم همکار و هم نسل خودتان - کمال تبریزی - را ببینید . برنامه نمایش «طبقه حساس» بنابه دلایلی تغییر کرد. همان‌طور که کمال تبریزی هنوز از زیر سایه «لیلی با من است» بیرون نیامده، شما هم هنوز نمی‌خواهید یا نمی‌خواهند که از شمایل حاج کاظم «آژانس شیشه‌ای» جدا شوید. دوستان و علاقمندان شما بخاطر ساخت 2 فیلم «دعوت و گزارش یک جشن» به چهارمیخ‌تان کشیدند و برای فیلم متوسط «چ» کلی تعریف و تمجید نثارتان کردند. برخلاف هواداران شما معتقدم بخشی از حاتمی کیای خالص و بی غل و غش در همان 2 فیلم مغضوب طرفداران شما ملموس بود.

فیلم ساز کهنه کاری چون کیمیایی نیز سال‌هاست توسط حواریون و مریدانش احاطه شده و برای هر اثر بی‌روحش کف و حورا می‌کشند. امسال برای «متروپل» حواریون وی نه تنها به وجد نیامدند، بلکه کلی حال استاد را هم گرفتند. برادر بزرگوار! مراقب باش به سرنوشت کیمیایی و فیلم هایش دچار نشوید.

 

اما مطلب اصلی که می‌خواهم بدان اشاره کنم به زمان پایان نمایش «عصبانی نیستم» مرتبط است. وقتی چراغ‌های سالن روشن شد، دیدم که از دستپخت تازه فیلم ساز جوان برافروخته‌اید، صورت شما سرخ شده بود. «عصبانی نیستم» به نظر نگارنده یک فیلم شعاری و پروگاندا بود اما ساختار بصری و ضرب آهنگش حرف نداشت. نمی‌دانم شاید از حضور نسل تازه نفس و شتاب فزاینده آن‌ها احساس خطر کردید. نسلی که فیلم زیاد می بیند، ساختار شکن است، از جیب خودش خرج می‌کند و با کمترین امکانات و بدون سر و صدا فیلم‌هایش را پیش می‌برد.

برادر بزرگوار! به نسل تازه کار و برخی از همکاران با سابقه‌تان برچسب زده‌اید که از سفارت هلند و سوئیس پول می‌گیرند. شما هم با میلیاردها پول بیت‌المال اثری به زعم حامیان‌تان فاخر ساخته‌‌اید که از ابتدای ساخت تا اولین نمایش آن در برج میلاد با حاشیه و جیغ و فریاد همراه بود و هنوز هم زیرکانه توسط خود شما در محافل با مظلوم نمایی ادامه دارد!

شنیده ام برای این‌که به «چینی نازک تنهایی شما» خدشه‌ای وارد نشود و با طیب خاطر پروژه میلیاردی «چ» را پیش ببرید، فیلم توقیفی «گزارش یک جشن» شما را مدیران سازمان سینمایی پیشین خریدند و به قول امروزی‌ها کلی به شما حال دادند. کدام یک از فیلم‌هایی که این سال‌ها پشت حصار توقیف خاک می‌خوردند از این بذل و بخشش و موهبت‌ها برخوردار بودند؟!

کدام میدان مین آقای حاتمی کیا؟! شما که روی کیک خامه‌ای نشسته‌اید.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
s_nayeb
s_nayeb
٩٢/١٢/٠٣
٠
٠
این وصله های ناجور به این مرد بزرگ نمیچسبه.! حاتمی کیا بزرگترین و بهترین کارگردان ایران هست و خواهد بود.! آخه دوست عزیز ! جشنواره به اصطلاح "فجر" که رضا عطاران رو با اون وضع فیلم سازی بهش جایزه بهترین بازیگر مرد رو بده معلومه که جای حاتمی کیاها نیست.! کسانی هم که تو صف ساخت فیلم هایشان هستند با نمایشنامه های آبکی که الان تو سینمای ما هست همون بهتر که اجازه بهشون ندادند.! ما عمو ابراهیم رو از آژانس شیشه ها و حاج کاظم ها و عباس ها میشناسیم.! انتقادها منصفانه تر باشه.! یاعلی
MILAD
MILAD
٩٢/١٢/٠٣
٠
٠
من خیلی ازین چیزایی که گفتین رو نمیدونستم .ممنون واسه حرفاتون .
mohii-2
mohii-2
٩٢/١٢/٠٣
٠
٠
ما که کلا از سینما و این چیزا سر در نمیاریم!!!(فرهنگ غنی دارمااااا)ولی کلا مرسی:)
وصال
وصال
٩٢/١٢/٠٣
٠
٠
من کاملا مخالفم خیییییییییلی نقد توهین آمیزی بود به نظرم آقای حاتمی کیا فیلم میسازند نه برای سیمرغ .ایشون در یکی از مصاحبه هاشون گفتند من واسه ی سیمرغ فیلم نمیسازم ولی مسلما نمیتونم به عوامل فیلمم بگم که شما سیمرغ رو نادیده بگیرد . این وصله ها به مردی که تمام عمر ش و پای سینمای دفاع مقدس گذاشته نمیچسبه به نظر من.کی میتونه حرفی رو بزنه که اقای حاتمی کیا با فیلم آژانس شیشه ای گفتند . کی میتونه به خوبی ایشون از دختری بگه که به نام پدر پاشو از دست میده ؟؟؟؟و یک عالمه حرف های ناگفته از دفاع مقدس که با فیلم سازی ایشون واسه من و امثال من باور پذیر میشه بازم میگم خیلی مخالفم با حرفاتون
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٢/١٢/٠٣
٠
٠
موافق...
M_BARF
M_BARF
٩٢/١٢/٠٣
٠
٠
:|
علیرضا
علیرضا
٩٢/١٢/٠٣
١
٠
من هم با خیلی از قسمت های نقد شما موافق نیست و یک چیز دیگه 1055 تا کلمه واقعا طولانیه!
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٢/١٢/٠٣
٠
٠
لای علیرضا !
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٢/١٢/٠٣
٠
٠
اما دوست عزیز بدور از این حرف ها با کارگردان بزرگ کشور این طور برخورد نکن کسی مردم با فیلمهاش خاسره دارند. وفیلم هاش از جنس مردم و برای مردم هست............... عینکنت رو درست بزار لطفا!!!!!!!!!!!!!!! بهنام برادر بهمن
admin
admin
٩٢/١٢/٠٤
١
٠
متن یک طرفه ای بود و یک طور عقده گشایی نسبت به حاتمی کیا شده بود. متأسفم
nafas
nafas
٩٢/١٢/٠٥
٠
٠
کاملا غیر منصفانه،یکطرفه و با نهایت بی ادبی! نوشته شده
باران
باران
٩٢/١٢/٠٥
٠
٠
این که نقد نبود :|
a_tayebii
a_tayebii
٩٢/١٢/٠٨
٠
٠
:[ من در این زمینه چیزی نمیدونم
A_Azimi
A_Azimi
٩٢/١٢/٢١
٠
٠
حاتمی کیا خیلی جاها داره مظلوم نمایی میکنه !!! این متنو نوشتم فقط به خاطر اینکه بعد جشنواره اون حرفارو زد و از اون بدتر حرفایی که در مورد سیمرغ تو اختتامیه ی مشهد زد پیروز باشید !!! به هر حال نظر من در مورد حاتمی کیا بود
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٢/٠٢
٠
٠
سلام: متشکرم
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧