گم شده در خود...
می‌نشینم شاید او آید، عاقبت روزی به دیدارم

گم شده در خود...

نویسنده : گیسو

روز اول با خودم گفتم 

دگرش هرگز نخواهم دید

روز دوم باز می‌گفتم

لیک با اندوه و با تردید

روز سوم هم گذشت اما

بر سر پیمان خود بودم

ظلمت زندان مرا می‌کشت

باز زندان بان خود بودم

 

آن من دیوانه عاصی

در درونم‌ های و هو می‌کرد

مشت بر دیوارها می‌کوفت

روزنی را جست و جو می‌کرد

می‌شنیدم نیمه شب در خواب

های های گریه‌هایش را

در صدایم گوش می‌کردم

درد سیال صدایش را

شرمگین می‌خواندمش بر خویش

از چه بیهوده گریانی؟

در میان گریه‌ها می‌نالید

دوست دارمش ،نمی‌دانی؟

 

روزها رفتند و من دیگر

خود نمی‌دانم کدامینم

آن من سر سخت مغرورم

یا من مغلوب دیرینم

بگذرم گر از سر پیمان

می‌کشد این غم دگر بارم

می‌نشینم شاید او آید

عاقبت روزی به دیدارم

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
MILAD
MILAD
٩٢/١٢/١٩
٢
٠
می‌نشینم شاید او آید عاقبت روزی به دیدارم ممنون زیبا نوشته بودین :)))
s_kiani
s_kiani
٩٢/١٢/١٩
٢
٠
الان باز میترسم فقط بنویسم ممنون زیبا نوشتید باز سلما بانو گیر بدن…خخخخ
s_kiani
s_kiani
٩٢/١٢/١٩
٢
٠
باز زندان خود بودم…شعر پر حسی بود ممنون!!
z_muosavi
z_muosavi
٩٢/١٢/١٩
١
٠
خیلی زیبا بود .
r_riahi
r_riahi
٩٢/١٢/١٩
٣
٠
کار از "می‌نشینم شاید او آید عاقبت روزی به دیدارم" دیگه گذشتـــــــــ:ـ(ــــه //// خواهم مُرد شاید او آید عاقبت روزی به مزارم //// تشکـــــــ:ــ)ـــر
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/١٢/١٩
٠
٠
لایک ...
korosh
korosh
٩٢/١٢/١٩
١
٠
چی بگم غیر از تشکر دیگه !!!! ممنون :)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/١٢/١٩
١
٠
سلام .... موفق باشيد
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/١٢/١٩
١
٠
آخ آخ چه حس بدیه این احساس ... شعرتون حرف نداشت به خدا ... دمتون جیزززز !!!
MONA-R
MONA-R
٩٢/١٢/١٩
٠
٠
لایک
H_fateme
H_fateme
٩٢/١٢/١٩
١
٠
زيبا بود ممنونم
MONA-R
MONA-R
٩٢/١٢/١٩
١
٠
هههههههییییییییی بله! :) قشنگ بود :)
janbarkaf
janbarkaf
٩٢/١٢/١٩
١
٠
آن من دیوانه عاصی، در درونم‌ های و هو می‌کرد، مشت بر دیوارها می‌کوفت، روزنی را جست و جو می‌کرد.... دقیقا حال درونی منم بود...ای کاش روزنی بیابد رو به سوی امید ... رو به سوی خدا ... عالی بود متشکر.
گیسو
گیسو
٩٢/١٢/١٩
٠
٠
شعرش حال همه اونایی که منتظرن...اونایی که پشیمونن ولی پل هارو خراب کردن....دردناکه
janbarkaf
janbarkaf
٩٢/١٢/٢٠
٠
٠
چی بگم ! همینه دیگه ....
mohii-2
mohii-2
٩٢/١٢/١٩
١
٠
بانو شعر از کی بود؟؟؟از هرکی بود عالی بود:)
saiideh70
saiideh70
٩٢/١٢/١٩
١
٠
فروغ فرخزاد
گیسو
گیسو
٩٢/١٢/١٩
١
٠
ممنون سعیده جان،خودمم نمیدونستم شاعرش کیه.مرسی:)
L.milad
L.milad
٩٢/١٢/٢٠
٢
٠
هه هه هه من گفتم خودت نوشتی این شعرو داشتم به استعداد نویسندگی خودم بدوبیراه میگفتم............
f_dehghan
f_dehghan
٩٢/١٢/١٩
١
٠
خيييييييلي قشنگ بود بانو....!!!
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/١٢/١٩
١
٠
روزها رفته اند و من دیگر ..خودنمیدانم کدامینم ..زیبا بود مرسی
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/١٢/١٩
١
٠
لحظه ی ِ دیدار نزدیک است ، باز من دیوانه ام مستم ، باز میلرزد دلم دستم ، باز گویی در جهان ِ دیگری هستم *:) ممنون سرشار از احساس بود *:)
گیسو
گیسو
٩٢/١٢/١٩
٠
٠
دوستان چون شاعرش من نبودم و فقط نقل قولی از شاعر عزیزش که گویا فروغ فرخزاد هستن،کردم،از اینکه لذت بردین خوشحالم:))))))))))
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٢/١٢/١٩
١
٠
سلام گیسوخانم : خیلی زیبا بود متشکرم
L.milad
L.milad
٩٢/١٢/٢٠
١
٠
سلام.............
translator
translator
٩٢/١٢/٢٠
١
٠
قشنگ بود مرسی گیسو جان :(((((((((
t_parsa
t_parsa
٩٢/١٢/٢٠
١
٠
مشت بر دیوار ها می کوفت روزنی را جستجو میکرد /در درونم راه می پیمود همچو روحی در شبستانی/بر درونم سایه می افکند همچو ابری دربیابانی در میان گریه می نالید دوستش دارم نمی دانی/بانگ او آن بانگ لرزان بود کز جهانی دور بر میخاست/لیک درمن تا که می پیچید مرده ای از گور بر می خاست مرده ای کز پیکرش می ریخت عطر شور انگیز شب بوها/قلب من در سینه می لرزید مثل قلب بچه آهو ها/در سیاهی پیش می آمد جسمش از ذرات ظلمت بود چون به من نزدیکتر میشد ورطه تاریک لذت بود/می نشستم خسته در بستر خیره در چشمان رویاها/زورق اندیشه ام آرام می گذشت از مرز دنیا ها باز تصویری غبار آلود زان شب کوچک ‚ شب میعاد/زان اطاق ساکت سرشار از سعادت های بی بنیاد/در سیاهی دستهای من می شکفت از حس دستانش شکل سرگردانی من بود بوی غم می داد چشمانش/ریشه هامان در سیاهی ها قلب هامان میوه های نور/یکدیگر را سیر میکردیم با بهار باغهای دور می نشستم خسته در بستر خیره در چشمان رویا ها/زورق اندیشه ام آرام میگذشت از مرز دنیا ها.
ایران
ایران
٩٢/١٢/٢٠
١
٠
مرسی گیسو.خوشل بود
f_nietzsche
f_nietzsche
٩٢/١٢/٢٠
١
٠
سلام به همه...خوشوم میه مو که از فروغ شعر مرفستوم تایید نمشه بقیه که مرفستم مشه...آخه ای چه وضیه...آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآی یا ایها الناس یکی به داد مو برسه
گیسو
گیسو
٩٢/١٢/٢٠
٠
٠
حالا مو یه پارتی تو ای جیم پیدا کردم،ای رم شما بزن خرابش کن......
Z_M
Z_M
٩٢/١٢/٢٠
٢
٠
خیلی قشنگ بود ممنون
a_tayebii
a_tayebii
٩٢/١٢/٢٠
١
٠
مرسی
amin20
amin20
٩٣/٠١/٢١
٠
٠
ممنون قشنگ بود
پربازدیدتریـــن ها
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

گاهی به جای تردید، باید بلعید!

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

پیراهن گم شده

٩٦/٠١/٠٧
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یکی غرب رفت و یکی رفت شرق

٩٦/٠١/٠٦
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تار به تار

٩٦/٠١/٠٧
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

زنگ

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

4 دقیقه به خودتان وقت دهید

٩٦/٠١/٠٦
تبلیغات
تبلیغات