در جست‌وجوی او...
بوی عشق دیگر در این شهر گم شده است

در جست‌وجوی او...

نویسنده : v_akhavan

دلتنگم، دلتنگ کسی که نیست، اما عطرش این‌جاست و در هوای سنگین این اتاق کوچک، اتاقی که پنجره‌ای رو به آسمان دارد پیچیده است. پنجره‌ای که از ناشکری مردمان شهرش چندین سال است بارانی به خود ندیده است.

باران رحمتی که به گل جا می‌بخشد، کبوترها را به رقص وا می‌دارد، زمین کهنه را طراوتی تازه می‌بخشد و بوی عشق را جاری می‌کند.

بوی عشق دیگر در این شهر گم شده است. شهری که شهر بهشت است. شهری که قسمتی از وجود او در آن دیده می‌شود. اما حال و هوایش نیست...

کجاست؟

کجاست شهری که مردمانش عشقی سرشار از عشق او داشتند؟ کجایند مردمانی که عطر او را جاری می‌کنند؟ کجایند آنان که حسی بزرگ را مانند من در قلب دارند؟

حس بزرگ دلتنگی...

حسی که می‌توان لمسش کرد...

حس داشتن تو...

تو کجایی؟!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
گیسو
گیسو
٩٢/١٢/١٢
٠
٠
قشنگ بود عزیزم.مرسی
v_akhavan
v_akhavan
٩٢/١٢/١٢
٠
٠
ممنون خانومی
گیسو
گیسو
٩٢/١٢/١٢
٠
٠
جانم جانم؟؟؟؟؟ من همینجام.....هخخخخخ
janbarkaf
janbarkaf
٩٢/١٢/١٢
٠
٠
تو کجایی؟! ... زیبا بود... شاید زیاد ربطی نداشته باشه ... ولی من به یاد این شعر افتادم..... و خدایی که در این نزدیکی است... لای آن شب بو ها ... پای آن کاج بلند ... متشکرم.
MONA-R
MONA-R
٩٢/١٢/١٢
٠
٠
تو کجایی؟! خیلی قشنگ بود...:)
v_akhavan
v_akhavan
٩٢/١٢/١٢
٠
٠
ممنونم...متاسفانه من ایشون رو نمیشناسم...
MONA-R
MONA-R
٩٢/١٢/١٢
٠
٠
راستی شما با آقای اخوان که نویسنده هستن آشنایین؟؟؟؟
s_didehban
s_didehban
٩٢/١٢/١٢
٢
٠
آنجاس که نمیبینی درقلب کودکی گرسنه ... درقلب پدری که دنبال یک لقمه نان برای خانواده اش درخانه مردی که بچه هاش شبو گرسنه سربه روی زمین میزارن ودرحالی که همسایه غذاهای اذافه ظهر خودشو قاطی زباله هاکرده و دم درخونه گذاشته درکنار ما کاش کمی توجه کرد کاش .....
v_akhavan
v_akhavan
٩٢/١٢/١٢
٠
٠
آه..... مرسی از اینکه وقت گذاشتید
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٢/١٢/١٢
١
٠
:(
MILAD
MILAD
٩٢/١٢/١٢
٠
٠
ممنون .عالی بود :))
z_muosavi
z_muosavi
٩٢/١٢/١٢
٠
٠
سالهاست که مرده ام بی تو نه بوی خاک نجاتم داد نه شمارش ستاره ها تسکینم... چرا صدایم کردی ؟ چرا؟ زیبا بود . :)
z_muosavi
z_muosavi
٩٢/١٢/١٢
٠
٠
سالهاست که مرده ام بی تو نه بوی خاک نجاتم داد نه شمارش ستاره ها تسکینم... چرا صدایم کردی ؟ چرا؟ زیبا بود . :)
v_akhavan
v_akhavan
٩٢/١٢/١٢
٠
٠
ممنون... 3>
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/١٢/١٢
٠
٠
تشكــــــر (^_^) خيلـــــــــــــــي هم قشنــــــــــگ...
v_akhavan
v_akhavan
٩٢/١٢/١٢
٠
٠
مرسی...
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١٢/١٢
٠
٠
واقعا بوي عشق تو اين شهر گم شده! او كجاست...! ممنون
r_riahi
r_riahi
٩٢/١٢/١٢
٠
٠
بسیار زیبا بود، تشکـــــــــ:ــ)ـــــر
neyosha
neyosha
٩٢/١٢/١٢
٠
٠
چه زیبا.........متشکرم:)))))
mohii-2
mohii-2
٩٢/١٢/١٣
٠
٠
زیبا بود:))))))))ممنان.......
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٢/١٢/١٣
٠
٠
تشکر از شما /فوق العاده بود
j_mousavi
j_mousavi
٩٢/١٢/١٣
٠
٠
یاد باد آن روزگاران یاد باد
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/١٢/١٣
٠
٠
من امروز کجام و تو امروز کجایی ؟! ... تشکر از متن بسیار زیباتون ...
ZAHRA_R
ZAHRA_R
٩٢/١٢/١٣
٠
٠
قشنگ بود............
f_nietzsche
f_nietzsche
٩٢/١٢/١٣
٠
٠
سلام...زیبا بود مرسی
neda_f
neda_f
٩٢/١٢/١٣
٠
٠
متشکر.زیبا بود
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/١٢/١٣
٠
٠
ممنون از شما...متن قشنگی بود...:)
S_Alami
S_Alami
٩٣/٠١/٠٩
٠
٠
غصه نخور حتما سزی فروشی سر کوچه سبزی بخره
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٣/٠٥/١٥
٠
٠
تولد تولد تولدتون نارنجی ، نارنجی ، نارنجی ، تولدتون نــــــآرنجی *:)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧