ما اصولا غر می‌زنیم
شعر طنز

ما اصولا غر می‌زنیم

نویسنده : sherlock_Holms

غر زدن یک بیماری تاریخی در میان مردم و شاید برخی مسئولان کشور که آن‌ها هم جزئی از مردم هستند، است. البته ناگفته نماند چندی است گروهی معروف به روشنفکران بیشتر از دیگران به معقوله غر زدن روی آوردند، پس مانند شعر زیر غر بزن تا روشنفکر باشی:

صبح تا شب، مستمر غر می‌زنیم

ما اصولاً بیشتر غر می‌زنیم

طبق تحقیقات، حتی توی خواب

یا به پهلو یا دمر غر می‌زنیم

صبح بعد از پاشدن از خواب هم

ابتدا یک مختصر غر می‌زنیم

توی منزل هم اگر ممکن نشد

می‌رویم این دور و بر غر می‌زنیم

ظاهرا خوب است، حالی می‌دهد

علتش این است اگر غر می‌زنیم

هر کجا باشیم، در آپارتمان

یا که ویلا و کپرغر می‌زنیم

پشت رل در مرسدس بنزی قشنگ

یا که بر پالان خر غر می‌زنیم

گاه گاهی نم نمک یا زیر لب

گاه گاهی با تشر غر می‌زنیم

یا که خیلی بد ادا همراه با

پیچ و تابی در کمر غر می‌زنیم

گاه با کوبیدن یک لنگه کفش

یا دو دستی توی سر غر می‌زنیم

از کسی هر وقت دلخور می‌شویم

هفته‌ها کلی پکر غر می‌زنیم

وقت بیماری که محشر می‌شویم

بیشتر از سی نفر غر می‌زنیم

همسفرها بیشتر تک می‌پرند

بسکه دائم در سفر غر می‌زنیم

بچه تا می‌گوید از بیرون برام

چیپس یا چیزی بخر، غر می‌زنیم

توی شرکت از مدیر آزرده‌ایم

رو به این مشدی صفر غر می‌زنیم

یا که از دایی کیارش دلخوریم

هی به زندایی قمر غر می‌زنیم

وقت بر گشتن به منزل از سرِ

کوچه یا از پشت در غر می‌زنیم

چانه و این فک‌مان اوراق شد

بس که هی بر همدگر غر می‌زنیم

ما کما کان نیمی از این عمر را

بی‌خودی یا بی‌ثمر غر می‌زنیم

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
M_BARF
M_BARF
٩٢/١٢/٠٤
٠
٠
:/
فرشاد مشیری
فرشاد مشیری
٩٢/١٢/٠٤
٣
٠
آقای مدیر محترم سایت و نویسنده محترم و گرامی: ضمن تشکر از وقتی که گذاشتید لازم است برای چندمین بار، این حقیر سراپا تقصیر! تذکر بدهم که برادر من، خواهر من، عزیزی که مطلب دوست دیگری رو ارسال میکنی! لااقل اسم اون بدبختی که نشسته و وقت گذاشته و چیزی رو سروده یا نوشته رو هم در انتهای مطلبتون بگذارید. کلا مثل اینکه کسی به چنین چیزی اعتقاد نداره اینجا. لالقل جناب نادری چک کنن اگه زحمتی نیس!!!! شعر از مصطفی مشایخی
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٢/١٢/٠٤
٠
٠
موافقم
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٢/١٢/٠٤
٠
٠
بله موافقم/ممنون توضیح دادین جناب مشیری
علیرضا
علیرضا
٩٢/١٢/٠٦
٠
٠
موافقم :) برای ما هم سوال میشه که این شعر از کیه
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/١٢/٠٤
٠
٠
خخخخ...کلا غر میزنیم :)))....ممنون
tina_m
tina_m
٩٢/١٢/٠٤
٠
٠
از هر کسی بود قشمنگه.
nezhla_neku
nezhla_neku
٩٢/١٢/٠٤
٠
٠
خعلی جالب بود . :))) لذت بردیم :)
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٢/١٢/٠٤
٠
٠
به قول دکتر شریعتی:سالها غر زدن بس است ،دیگر باید فریاد زد
saiideh70
saiideh70
٩٢/١٢/٠٤
٠
٠
غر زدن خوبه من وقتی دلم میگیره غر میزنم دیگه خانواده منو میشناسن هر وقت شروع میشه یه فکری به حالم میکنن :)
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/١٢/٠٤
٠
٠
ممنون جالب بود
sorme
sorme
٩٢/١٢/٠٤
٠
٠
آره واقعا کلا غر میزنیم همه!!!!!!!!!!!!!
MILAD
MILAD
٩٢/١٢/٠٤
٠
٠
غر زدن تو خون ماست :)
neyosha
neyosha
٩٢/١٢/٠٤
٠
٠
:)) :)
mohii-2
mohii-2
٩٢/١٢/٠٤
٠
٠
زیبا بود:)انتخابتون خوب بود
neda_f
neda_f
٩٢/١٢/٠٥
٠
٠
اره واقعا.من که غر زدنو دوس دارم اما غر شنیدنو نه:))
s_kiani
s_kiani
٩٢/١٢/٠٥
٠
٠
زیبا بود,مرسی از انتخابتون
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/١٢/٠٥
٠
٠
:)))) دقيقا :)))) مرسي از شما ....من يه چند بيتشو وقتي بچه ها غر ميزنن براشون ميخونم... مخصوصا اين تيكشو : پشت رل در مرسدس بنزی قشنگ/یا که بر پالان خر غر می‌زنیم/گاه گاهی نم نمک یا زیر لب/گاه گاهی با تشر غر می‌زنیم.....اي غر بزن هي :))))))))
f_nietzsche
f_nietzsche
٩٢/١٢/٠٥
٠
٠
سلام...بهتره یخده فکر کنی حرفاتو مزه کنی بعد...کی گفته قشر روشنفکر غر میزنه اونا فقط دغدغه جامعه رو دارن...به نظر جنابعالی وقتی دکتر شریعتی میگه مکتب سرخ تشیع علوی که مکتب ایثار و شهادت بود به مکتب سیاه عزا تبدیل شده،داره غر میزنه...؟؟؟
Niva
Niva
٩٢/١٢/٠٥
٠
٠
:)
mr_khas
mr_khas
٩٢/١٢/٠٥
٠
٠
وقت بیماری که محشر می‌شویم بیشتر از سی نفر غر می‌زنیم همسفرها بیشتر تک می‌پرند بسکه دائم در سفر غر می‌زنیم....خخخخ مرسی
علیرضا
علیرضا
٩٢/١٢/٠٦
٠
٠
واقعا همینه!
H_fateme
H_fateme
٩٣/٠١/٢١
٠
٠
))))))))))))))
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣